دوشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۰
 |  29/ جولای/ 2021 - 6:34
  |   نظرات: 6 نظر
1,453 بازدید

اقوام اوزی مهم هستند یا شهروندان اوزی؟

فرهاد ابراهیم‌پور: «قوم» به معنای گروهی از مردم که در مکان یا جاهایی خاص زندگی می‌کنند و دارای پیوندهای خانوادگی و نسبی هستند و بطور عموم گاه به مردم و گروه و قوم و خویش و ملت نیز اشارت دارد؛ به معنای اعقاب، بازمانده، تیره، خویش، خویشاوند، دودمان، طایفه، قریب، کس، منسوب، نزدیک، وابسته، نیز می‌باشد، و اگر پارسیِ آن را در نظر گیریم، به معنای تیره، تبار، خاندان، خویش، دودمان می‌توان گفت.

در مناطق مهمی از سرزمین ایران گروه‌های قومیِ شناخته‌شده‌ای چون لر، ترک، کرد، بلوچ، طالشی، عرب و ترکمن ساکن هستند. کمتر از نیمی از ترکیب قومیِ کشور را اقوام غیرفارس تشکیل می‌دهند که عمدتاً در نوار مرزی و قلمرو جغرافیایی، منطبق با نام اقوام مربوطه، استقرار و آرایش یافته‌اند و بر اساس یک آمار قابل استناد در سال ۱۳۸۳ در مورد جمعیت ایران، حدود ۶۰ درصد فارس‌زبان، ۲۱ درصد ترک، ۶ درصد کُرد، ۶ درصد لر، ۵ درصد بلوچ و تقریباً ۲ درصد عرب در سرزمین ایران سکونت دارند.

این اقوام هر کدام دارای مشترکات زبانی، سنن، آداب و رسوم، فرهنگ و احساس هویتیِ مشترک هستند که همان احساس هویتی مشترک، هم باعث پیشرفت آن اقوام و حمایت از خودشان و سرزمین مشترک شده است و هم عامل نزاع و درگیری بوده است و ساز همنوایی با دیگر اقوام نداشته‌اند. علل اختلافات قومی و قبیله‌ای و نیز خواسته‌های برحق آنان زیاد است که موضوع این بحث نیست، اما قابل تأمل است.

 پراکندگی قوم‌های ایرانی را در نوارهای مرزی و نزدیک به آن باید جست‌وجو کرد، اما شهرها و استان‌هایی وجود دارند که گرایش و نفوس قومی آن‌ها کمتر است و در مناطق مرکزی کشور همچون استان اصفهان و تهران و یزد و سمنان و مرکزی هستند که اقوام بسیار کمتری دارند و اگر هم دارند کوچ‌کردگان دیگر شهرهای ایران هستند.

زمانی دور، بیشتر افراد بخصوص در جوامع وابستۀ عشیرتی و بعدها جامعۀ فئودالی، افراد جامعه یا از دسته‌جات خاصی بودند که در آن مکان و جاها زندگی می‌کردند، یا چندین گروه در آن روستا یا شهر و دیار با القاب آن قوم شناخته می‌شدند و این قوم یا اقوام نقش مؤثری در تصمیم‌گیری‌ها و زندگی آن مردمان داشتند و فرمان‌ها و دستورات و توصیه‌های آنان برای قوم و جماعت خود گاه بیشتر از تصمیمات حکام منطقه‌ای و کشوری اهمیت داشت و اجرا می شد و از آن فرمانبرداری داشتند.

نسبت‌ها و خویشاوندی بخصوص در شهرهای کوچک تأثیر بسیار مهمی در نگاه این افراد به جامعه داشت و نوعی یکسان‌نگری در مسائل مختلف زندگی توسط قوم و طایفه یا سران قوم ترویج می‌شد و این نوع نگاه، ملاک ارزیابی و ارزش‌گذاری می‌گردید تا جایی که ازدواج فقط باید در خود قوم صورت گیرد و نوع دادوستدها و روابط با دیگر اقوام و اجرای سنن و مراسم‌ها هم ویژگی قومی به خود می‌گرفت و بنا به اینکه آن قوم و جماعت از نظر مالی چه وضعیتی داشتند، رفتار آنان و موقعیت آن‌ها تفاوت می‌کرد. اگر فرودست حساب می‌شدند، در تصمیم‌گیری‌ها کمتر مشارکت داده می‌شدند، و اگر بالادست بودند، بر دیگران و قوم‌های ضعیف فرمان‌روایی می‌کردند.

اقوام ماد، آریایی، عیلامی، پارس، کاشی، لولوبی، گاتی، تورانیان، سکاها و … از اقوام شناخته‌شدۀ ایرانی هستند که بنا به وضعیتی که داشته‌اند و نوع پیشه و حرفه‌ای که در زندگی با آن سروکار داشته‌اند و از جاهای دیگری که آمدند، بدان نام‌ها شناخته می‌شوند و در نقاط مختلف ایرانِ قدیم سکونت داشته و زندگی می‌کردند. بعضی از این اقوام از دیگر کشورها بودند که به ایران آمدند و بعضی‌ها به دلیل شکست‌ها در جنگ، تابعی از سرزمینِ به اسارت‌ درآمدۀ ایرانیان بوده‌اند و بعدها طی سده‌های مختلف کاملاً ایرانی شده‌اند و چندی از اقوام ساکنان قبلی بوده‌اند.

خودرأیی، خودبینی، ریاست‌طلبی و فرمان‌روایی، از ویژگی‌های بارز سران قوم در تمام ادوار تاریخی تا جامعۀ مدرن بوده است. این قوم‌گرایی اگر در مقاطعی به شجاعت و دلاوری برای قوم و جماعت خود منجر شده است، در سوی دیگر به ظلم و تعدی و زورگویی بر دیگر اقوام نیز منجر گردیده است. جنگ و جدل بین اقوام و طوایف مختلف از جنگ‌های دامنه‌دار و طولانی‌مدت بوده که یا به شکستِ یکی یا پیروزیِ دیگری منجر می‌شده است؛ اما در تمام این کشمکش‌ها آنچه مهم بوده، جنگ برای منافع قوم و طایفه بوده است، و بشریت از این بابت کم خسارت مادی و معنوی ندیده است؛ همچنان که خدمات آن‌ها نیز برای پایدار ماندن قوم و جماعت کم نبوده است.

اینکه چرا اقوام و طایفه‌ها نقش مهمی در زندگی و حکمرانی داشته‌اند، بر دو عامل اصلی دلالت دارد. یکم؛ اکثر آن طوایف یا سران آن‌ها پیشینه‌ای از شجاعت و دلاوری و حکمرانی و ریاست داشته‌اند و سران آن نسبت به بقیۀ اقوام دانش و سواد داشتند، و دوم؛ این اقوام دارای توان و امکانات مالی بوده‌اند و با آن، برتریِ خود را بیشتر می‌توانستند اعمال کنند. البته عوامل دیگری چون ارتباط با حکام و مراجع مذهبی و دینی می‌توانسته اعتبار آنان را بیش از پیش نماید.

اوز و مردمان شهر آن نیز در گذشتۀ نه‌چندان‌دور بر اساس قوم و طایفه شناخته و تعریف و حتی ارزش‌گذاری می‌شدند و حتی اکنون بعضی از خانواده‌ها تا اسم طایفه و قوم آن برده نشوند، دقیقاً نمی‌توانیم بگوییم از کدام طایفه هستند. شادروان محمدهادی کرامتی در تاریخ دلگشای اوز دربارۀ اقوام اوزی چنین می‌نویسد: طبقۀ خواج که از القاب ترکان است و خواجگان ماوراءالنهر است جمعی از آن‌ها در سلک امیر صاحبقران در نقاط جنوبی و گرمسیر تمرکز یافته‌اند. حضرات مشایخ و شیخ‌های اوز از ولایت بیضا هجرت کرده و عده‌ای از آن‌ها به اوز می‌آیند. گروه رؤسا یا رئیس‌ها که ملاها هم شعبه‌ای از آن‌ها هستند که ریشۀ آن‌ها عربی است، از دارابگرد و حوالی شیراز فارس به اوز می‌آیند. امرا (که در اوز به طایفۀ میر مشهور بودند) از سلسلۀ سران اعراب از دیار بعیده که در حین استیلای عرب در ایران منتشر شده بودند، عده‌ای به صحرای خوشاب رحل اقامت انداختند. آخوندها که از اعراب منشعب بنادر هستند ابتدا در فداغ سکنی می‌گزینند و از آنجا به اوز می‌آیند. طوایفی دسته‌دسته از نی‌ریز و محال مزایجان و عده‌ای از لار و حومۀ آن، افرادی از بلوک و خنج و فیشور، جمعی از برزجان و کهنۀ خلیل و تنگزونی و قسمتی از افغانی و برخی از بلوک هرم و پاره‌ای از قبایل ایلیاتی امثال ابولوردی و قادلی و مرگماری و غیره با هم در یک مکان که اوز باشد جمع می‌گردند. (تاریخ دلگشای اوز، خلاصۀ صفحات ۵۶ و ۵۷٫)

در اوز اقوام دیگری هم بودند همچون خودِ کرامتی‌ها، قاضی‌ها، قائدها، چپی‌ها و طوایف دیگری که کمتر در کتب و نوشته‌ها نامی از آن‌ها آمده است.

اگر قبلاً در اوز اقوامی که نامی از آن‌ها برده شد، تأثیر بسیار زیادی در تحولات و رخ‌دادهای شهری و روستایی آن‌ زمان داشتند و حتی در حفظ و حراست شهر دلاوری کردند، به‌مرور این تأثیر کم و کمتر شده است و امروزه این اشخاص قوم نیستند که تأثیرگذار بر جامعۀ ما باشند، بلکه شهروند جامعۀ مدرن است که روزبه‌روز نقشش در امور پُررنگ‌تر می‌شود و اوست که می‌تواند و می‌باید فارغ از قوم و طایفه، به ایفای نقش بپردازد. دیگر ساز و کارِ فرمانبری و فرمان‌رواییِ گذشتۀ بزرگانِ قوم نیست که امور را به نفع یک قوم و به ضرر دیگران پیش ببرد یا در تحولات و بحران‌ها نقشِ ارجح و برتر داشته باشد. البته این فروریزی به‌سادگی و آسانی رخ نداده و هنوز هم شاهد هستیم که این اقوام به‌جامانده علاقه‌مند هستند و دوست دارند نقش و عنوان خود را بیش از نقش شهروندی نمایان سازند.

در کتاب تاریخ دلگشای اوز ضمن ارج‌گزاری برای رشادت و فداکاری بعضی از اقوام که حاکم اوز بوده‌اند، از خسارات و تعدی آن‌ها هم نام برده می‌شود. متأسفانه بازماندگان فقط به آن قسمت اشاره می‌کنند که مثبت است و نکات منفی آن را لاپوشانی می‌کنند. بدترین قضاوت در حق تاریخ، تحریف تاریخ و گذشتۀ مردمان است که متأسفانه توسط بعضی از کسانی که خود را مدعی فرهنگ و نوشته نیز می‌دانند، اینجا و آنجا صورت گرفته است، و این تحریف در حد خیانت به مردم است. خودبرتربینی و دیگر اقوام را تهی از فکر و اندیشه قلمداد کردن و آن‌ها را در ذهن و رفتار خود، افراد درجۀ دو و سه و چهار دیدن، می‌تواند تکبر و خودبینی را به حد افراط و ویرانگری برساند.

آیا اکنون این طایفه‌ها و اقوام هستند که امور شهر اوز را می‌گردانند یا مهندسین و تحصیلکرده‌های متعدد و شهروندان دیگر؟ آیا شهر در ید قدرت اقوام است یا هر نهادی و اداره‌ای و سازمانی و تشکیلاتی در کار ساماندهی افراد و مسائل و مشکلات شهری اوز هستند؟

چقدر خوب است که هر شهروند اوزی از گذشتۀ خود، طایفۀ خود، قوم خود و فامیل و جماعت خود اطلاع یابد و بدون خودخواهی و پیش‌داوری آن را بررسی کند و ببیند از کجا آمده، چه بوده است و اکنون در چه وضعیتی است. تبارشناسی و داشتن شجره و آگاهی از آن خوب است، اما ماندن در آن وضعیت و اصرار بر قوم خود، نه‌تنها در جوامع مدرن ارزشی ندارد، بلکه نوعاً تحجر و بازگشت به عقب در مناسبات اجتماعی تلقی می‌شود.

بداخلاقی‌ها و دیگران را در حد قوم خود ندانستن و آنان را پست شمردن و حتی گاهی آن‌ها را اوزی ندانستن شرم‌آور است. تاریخِ خودِ اقوام و شهروندان اوزی حکایت از قوم‌های مختلفی دارد که از جاهای مختلفی آمده‌اند و این تاریخِ دور و درازی نیست. این اتفاقات و مهاجرت‌ها و جابجایی‌ها در همین دویست سال اخیر رخ داده است؛ چه آنان که ریشه در خاک عربستان و بیابان‌های آنجا دارند، چه آن‌ها که از داراب و بیضای فارس آمده‌اند، چه کسانی که از فداغ و لنگه و چه آن اوزی‌هایی که از روستاهای اطراف از فیشور و کوره و خوشاب و برزگو و تاگزو و صحرانشینان اطراف اوز آمدند و در این مکان سکنی گزیدند، همه زمانی اوزی نبوده‌اند.

  زیاد از حد خود را تاریخی ندانیم که فکر کنیم این اوزی‌هایی که دوروبرمان هستند از عهد حَجَر و پارینه‌سنگی و دورۀ ساسانیان در اوز زندگی می‌کردند. ما مردمان مهاجری بوده‌ایم که به دلایل مختلف در شهری به نام اوز سکنی گزیدیم؛ بزرگ شدیم و بیشتر شدیم، و الآن شهری با بیش از ۲۰ هزار نفر جمعیت شده‌ایم. طلای ناب ۲۴ هزار نیستیم. هیچ قوم و جماعتی در ایران و جهان هم نمی‌تواند ادعا کند من طلای ۲۴ سرزمینم هستم و از آغاز حیات بشری همان‌جا بوده‌ام که الآن هستم. این بزرگ‌ترین دروغ تاریخ است.

بررسی تاریخِ گذشتۀ انسان‌ها می‌تواند چراغِ راهِ آیندۀ همۀ ما باشد، به شرطی که از تعصب و خودخواهی و قوم‌گرایی به‌دور باشد. دورۀ قوم‌گرایی و سهم‌خواهیِ قومی به سر آمده و آن را می‌شود در تاریخ گذشته جست‌وجو کرد؛ چه اقوامی که فداکاری کردند و موجب سربلندی شهر و دیارشان شدند، و چه آن‌ها که خائن و خبیث بوده‌اند و تخم تفرقه و نفاق در بین مردم افکنده‌اند. قوم‌های بزرگ ایرانی همچون کرد و لر و بلوچ و … که نقش مهمی در تاریخ سرزمینمان دارند و خواسته‌های به‌حقی هم دارند، آنجا دارای معنا و هویت هستند که در پیکرۀ حیات اجتماعی بالنده و سرافراز و متحد با دیگر اقوام زندگی کنند وگرنه همه رو به زوال هستند. در شهرهای کوچک که پیوستگی قوم‌ها نه چونان قوم‌های بزرگ ایرانی است، مفهوم و موقعیت قومیتی آن کم‌فروغ است و تأثیرات اجتماعی آن بسیار اندک. مردم نیز دریافته‌‌اند و فقط به کسانی ادای دین و احترام می‌کنند که نیکی و بزرگ‌منشی و دفاع از حقوق تمام مردم شهر و همۀ انسان‌ها سرلوحۀ زندگیشان بوده است و خدمتگزار مردم بوده‌اند؛ حال این فرد از قوم باشد یا شهروند عادی مردم اوز.

ما اکنون شهروند سرزمین خودمان و شهروندان جهان هستیم. نسبت به همۀ آن چیزهایی که انسانی هستند و می‌تواند برای بشریت بهبودی و سعادت و آرامش بیاورد مسئولیم و دیگر فقط مسئول طایفۀ خود و قوم خود  نیستیم؛ برتر و بهتر از همه آن‌ها باید فکر کنیم. ما انسان‌هایی در جهانی به هم پیوسته هستیم؛ دارای آرزوهای مشترک و دردهایی یکسان و نزدیک به هم. این را عمیقاً دریابیم تا به خودبینی و تکبر درنغلتیم.

فرهاد ابراهیم‌پور- تیرماه ۱۴۰۰

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

6 Responses to “اقوام اوزی مهم هستند یا شهروندان اوزی؟”

  1. اوزی. از شیراز. با سپاس از جناب فرهاد گفت:

    با سپاس از آقای ابراهیم پور بابت مطرح کردن این مطلب جالب و قابل توجه اکنون دیر زمانی است که دیگر دوره طایفه سالاری وقوم گرایی در اوز به سر رسیده است وکسانیکه بر طبل فرسوده خواجه واخوند ومیر. می زنند به نوعی. در وادی عقب گر. تاریخی سیر میکنند نگاهی به مسولین در شورای شهر. وادارات تنوع خیران بزرگوار اوزی در امارات وبندر عباس و… گواه تغیرات اساسی در بافت جمعیتی امروز. اوز. است. نسل جدید امروز. در اوز دیگر معیارهای قدیمی وطایفه سالاری را قبول. ندارد چون بهتر است که کسانیکه در رسانه ها بر طبل قوم گرایی می کوبند دست ازین شیوه کهنه وفرسوده بر دارند. زیرا الان. در شهرستان. اوز. مقوله. شهر وند سالاری حاکم است و نسل جوان. وپویا اوز شهروندان اوز. را به رسمیت می‌شناسند ونه. اشرافیت سلطه قومی. موفق باشید

  2. قابل توجه کسانیکه دنبال قوم و طایفه گری هستند گفت:

    زمانی مرحوم شرفایی یکی از بزرگان منطقه بستک وجناح به اوز می آید وجمعی از مردم که با ایشان ملاقات میکنند این بزرگوار به معتمدان اوزی میگوید که اگر میخواهید اوز پیشرفت کند دست از اقوام بازی بردارید ازقول ایشان گفته شده. تا اوزیها دنبال. خواجه. ومیر. واخوند و…باشند. اوز پیشرفت نخواهد کرد

  3. شهروند اوز گفت:

    الان دیگر همه شهروند اوز هستیم و شایستگی هر فرد به توانایی وارزش. اجتماعی آن فرد. است. نه به اینکه وابسته به چه قوم و طایفه ای است

  4. اوزی ساکن در کویت گفت:

    سالها بود که به زادگاهم اوز نیامده بودم دراین سفر متوجه شدم شهر اوز خیلی عوض شده است دیگه کسی چندتا تاجر ومعتمد قدیم. را نمی شناسند افراد جدید وخانواده های جدید شهر. را اداره می‌کنند البته واقعیت دنیا هم همین است. نسل ها عوض شده اند وبافت شهر تغییرات کلی کرده است

  5. کاسب. شهروند اوز گفت:

    دوران شیخ واخوند. خواجه. مشکلات. وشکارچی سلمانی وارباب ورعیت. تمام شده. است الان دوره شایستگی. خود. افراد. است وهم شهروند اوز. هستند

  6. همشهری از بندر گفت:

    آفرین این قبیل مطالب. ارزنده وجدی بنویسید تا مردم بیشتر آگاه شوند والا از دست اخبار سطحی فرهنگی مانند. رخت گشاد وپخت ودر. واخبار موزه وخبرهای تکراری خسته شدیم. با سپاس از سایت اوز امروز

نظر سنجی

'روز شوراها مبارک/ میزان رضایت شما از شورای اسلامی پنجم شهر اوز چقدر است؟'

Loading ... Loading ...
آخرین نظرات
  • بسیار جالب و خواندنی است ملتی که از گدشته خود خبر نداشته باشد مانند انسان بی اصل و نسب است...
    پایشگر در مطلب: تقسیم‌نامه زمین‌های « تاگزو »
  • سعی کنید مطالبی منتشر نمایید که مورد درخواست مردم وگرهی از مشکلات جامعه حل. نماید مشکل مردم جوانان اوز بیکاری. آب. جاده. کرونا و.....است...
    در مطلب: تقسیم‌نامه زمین‌های « تاگزو »
  • ورزش با جوانان معنی بیشتری پیدا می کند و تا دلسوز و افراد پاک و درستکار در راس ورزش و جوانان اوز نباشد امیدی نیست . مرد کار و عمل می خواهد . بقول ان فرد باید ببینیم چرا آ...
    احمد در مطلب: صندلی لرزان ریاست ادارۀ ورزش و جوانان شهرستان اوز
  • باسپاس از جناب احمدی که خبرهای خوب. وتحلیلی برای شهر. وادارات تهیه ورسانه ای میکنید...
    اوزی در مطلب: صندلی لرزان ریاست ادارۀ ورزش و جوانان شهرستان اوز
  • وضع اداره ورزش و جوانان اوز قبل. از ارتقا ی اوز به شهرستان به مراتب بهتر. از حالا بود آن موقع فعالیت ودلسوزی. وعلاقه مندی دراین. اداره موج میزد همه مردم. ورزشکاران آنرا ب...
    دانشجوی ورزشکار در مطلب: صندلی لرزان ریاست ادارۀ ورزش و جوانان شهرستان اوز
  • واقعا مایه تأسف است که این تجهیزات وامکان ورزشی در اوز که توسط خیران عزیز آماده وتجهیز شده است از طرف مسولان استانی بخوبی قدر دانی. نمیشود این.اداره کارمندان رسمی دولتی ن...
    اوزی کارمند ویک پیشنهاد در مطلب: صندلی لرزان ریاست ادارۀ ورزش و جوانان شهرستان اوز
  • چرا درسایر شهرستانها نیرو وکارمند برای. استقرار ادارات جدید هست ولی نوبت اوز که میشود به علت نداشتن کارمند بودجه. ادارات را نیم بند. وغیر مستقل. ایجاد میکنند...
    دانشجوی اوزی در مطلب: استقرار اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی شهرستان اوز در فرمانداری
  • تا این قبیل اداره ها درجایی مستقل دایر نشوند. و تمام وقت. نباشند. چندان از نظر مردم. شناسایی نمی‌شوند وموثر واقع نمی گردند. مردم اوز وخیرات برای این. ادارات باید فکری بنم...
    شهروند. بیدشهر در مطلب: استقرار اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی شهرستان اوز در فرمانداری
  • مبارک. است اما اداره تعاون کار و رفاه اجتماعی در شهرستان های تازه تاسیس. زرقان. حفر. بیضا و..... به صورت مستقل. وبا چارت تشکیلاتی. مجزا. درحال خدمت رسانی هستند انتظار میر...
    اوزی کارمند در مطلب: استقرار اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی شهرستان اوز در فرمانداری
  • قسمت مردمی آن زود تمام میشود اما فکر کنم برای انتقال خط لوله وتست های. بعدی آن که کار دولتی هاست کار آن به. درازا بکشد. وله این زودی ها مخزن آماده نشود حالا از ما. گفتن چ...
    اندر حکایت آماده شدن مخزن اب در مطلب: بتن ریزی آخرین بخش مخزن مردمی آب شهر اوز