طیبه سیفایی: تاریخ چهارم اردیبهشت یاد آور زلزله دردناک لار و هفتم اردیبهشت تاریخ حمله گرگ هار به مردم اوز می باشد که دقیقا ۶۰ سال پیش یعنی سال ۱۳۳۹ اتفاق افتاد و خسارتهای جانی و مالی فراوانی به بار آورد.
برادرم مرحوم دکتر عبدالحمید سیفایی که ساکن آلمان بوده نگران از شنیدن این وقایع، از پدرم مرحوم محمد سیفایی می خواهد جریان را برایش بنویسد .
این متن در واقع نامهای است که پدرم گزارش کاملی از مشاهدات و شنیدههایش برای عبدالحمید فرستاده است .
پدرم و عمویم مرحوم احمد سیفایی تجارتخانه ای در شیراز و لار داشته اند. پدر دفتر شیراز و عمویم دفتر لار را به صورت مشارکت اداره می کردند .در زمان زلزله مرحوم پدرم برای سرکشی و اطلاع از وضعیت قوم و خویش و برادرشان بلافاصله به اوز و لار می رود.
با آرزوی سلامتی و شادی برای همه عزیزان و شادی روح همه رفتگان آن وقایع غم انگیز و سایر درگذشتگان.
متن این نامه به شرح زیر است:
فرزندیام عبدالحميد سیفایی
پیوسته صحت وسلامتی و موفقيت شما را از درگاه حضرت خداوند خواستار بوده و هستم. نامه مورخه ۱۲/۲/۱۳۳۹ (۱۹۶۰/۵/۲ ) دیروز ۱۵/۲/۱۳۳۹ واصل و ملاحظه شد. از سلامتی شما خوشوقت و مسرور شدیم. حال همگی ما الحمدلله خوبست و به دعاگویی شما اشتغال داریم. راجع به زلزله لار و گراش شرحی نوشته بودند. الحال به تفصیل شرح داده می شود. در ساعت ۳/ ۷۵بعد از ظهر( ۱۵:۴۵) روز ۴/۲/ ۳۹ از کورده و لار و گراش به اوز تا خنج و بلوک کوره و بید شهر سخت بوده ولی شدت زلزله از کورده و لار تا گراش و شهر لار خیلی خیلی سخت که از پشت میدان لار تا زیر قدمگاه و اژدها پیکر تمام خانه ها با خاک یکسان نموده از میدان رو به طرف شرق اطراف منزل خودمان تمام خانه ها ریخته، مقداری شکافهای بزرگ برداشته که بعضی ها قابل تعمیر است و بعضی هم نه. تلفات تا امروز ۳۶۰ نفر توسط ماموران دولت و شیر و خورشید سرخ از زیر آوار در آورده اند و هرچه متفرقه بوده که کسان و جماعت شان از زیر خاک بیرون آوردهاند و بدون اطلاع دفن کرده اند. زیرآوار هم هنوز خیلی هستند که در اثر سنگینی خاک نتوانستهاند از زیر آوار بیرون بیاورند. تلفات جانی به ۶٠٠نفر میرسد، آنهم بدون اغراق که اگر بیشتر نباشد کمتر نیست. مجروحین هم حدود دوهزار نفر که بعضی ها تا امروز بهبودی یافته اند و بعضی در مریضخانه لار و مریضخانه نمازی و صد تختخوابی شیراز خوابیده اند. شهر لار بکلی ویران و تخلیه شده و تمام آواره شیراز، جهرم، فسا، داراب، آبادان، بندرعباس و عربستان شده اند و از سکنه خالی شده. حدود سه چهار هزار نفر اشخاصی که دست و پا و امکان نداشته اند مانده اندکه آنها هم بیرون شهر زیر چادر به سر میبرند. زلزله کم و زیاد ادامه دارد و کسی جرأت ندارد برود داخل شهر. سه روز پیش زلزله شدیدی روی دادکه دیوارهای شکسته که سر پا بوده اند تمام ریخته و چند نفر جراحت برداشته اند. زلزله نه تنها در شهر لار است همانطور که در بالا نوشته شده تا حدود خنج هم بوده و اما گراش تلفات مالی نسبتاً زیاد ولی نه بقدر لار وجانی سه تا پنج نفر.
اوز در اثر زلزله خانه ها کمی شق مختصری برداشته ولی خراب و ویران نیست. اگر زلزله نیاید قابل سکونت هست و ترسی ندارد. پس از وقوع زلزله فوراً رفتم لار و اوز. عموییات و دکتر شفائی و سایر اوزیها الحمدلله عموماً سلامت بودند. عصر روز ۱۳۳۹/۲/۶از لار به اوز خبر آوردند که امشب آمریکاییها گفته اند خیلی زلزله میآید و زمین شکاف بر میدارد و آتش فشانی روی میدهد. مردم اوز بعضی ها که خانه هاشان بلند و حیاط کوچک داشته اند با اینکه هوا نسبتا کمی سرد بوده رفتند بیرون خانه ها.
همان شب بدون سابقه و بدون اطلاع که گرگی پیدا شد، از ساعت ١٢شب تا ۵/۱ ساعت بعد از نصف شب سی نفر مجروح کرد که از جمله مجروحین یکی محمد هاشم بازرگانی است. دکتر اوز گزارش داده، فوراً از تهران گفته گرگ زده ها فورا ًبفرستید تهران برای معالجه که ممکن است گرگ ها هار بوده باشند. حالا تمام مجروحین برده اند تهران مداوا و تزریق سرم ضدهاری بزنند. امیدوارم انشاالله همگی بسلامت برگردند. جراحت هاشم خیلی سطحی بوده ولی مال دیگران جای نیش گرگ خیلی عمیق تر.
شب اول مردم وحشت زده نتوانستند کاری نمایند، شب دوم کوچه ها بسته گرگ گیر آوردند با تیر وتبر کشتند و معلوم بود که گرگ عادی نیست و صد البته احتمال داشت که هار بوده والّا یک گرگ از محله زیر و بالا سی نفر مجروح بکند، این گرگ سر جنگ با مردم داشته. مثلاً گرگ زده ها تعریف میکردند که علناً میآید و هدف سر آدم قرار میداده، تمام سر مجروحین دهن گرفته و زخم زده است. می گفتند هر چه داد و قال میکردیم بر نمی گشت و بی پروا میآمد و با ما گلاویز میشد. اطراف بلوک، کوره و بید شهر تا خنج الحمد لله خسارتی ندیده اند از زلزله، ولی راحت هم نیستند مرتب زلزله میآید.
در لار هنوز خیلی آدم و اثاث زیر آوار است که جرئت ندارند که بروند بیرون بیاورند. خداوند رحم فرماید. خداوند خودش وسیله میسازد. امیدوارم که زلزله متوقف شود والّا اگر ادامه داشته باشد در لار کسی نمیماند. فعلا از طرف شیر و خورشید سرخ علاوه از چادرهایی که به مردم یعنی زلزله زده ها داده اند سیصد خانه چوبی بردند لارکه نصب نمایند و مردم بروند داخل خانه چوبی سکنا شوند.
دیگر جز سلامتی شما مطلبی در نظر نیست. والدهات، هما، رابعه، طیبه سلام میرسانند. شریف و امین سلام میرسانند. عبدالرحیم رفته است اوز، عموییات در اثر زلزله که مرتب میآید نمیتوانند برود لار. خانه متضرر شدیم. خانه لار خراب و آنچه مال التجاره داشتیم همه از بین میرود زیرا بعضی ها مرد اند و بعضی هم متفرق شدهاند هنوز معلوم نیست که کی مرده و کی در حیات است. خلاصه لار تا پنجاه سال دیگر لار نمیشود. دستور دادهاند که بعدها ساختمان رو بطرف خور و براک ببرند و شهر قدیم اصلاًمتروکه شود.
انتشار هر سند در رابطه با تاريخ اوز فرصت مغتنمي است براي نسل نو اوز كه با واقعيات نيا كان خويش آشنا گردد.
به آقاي احمدي هم بايد در اختيار گذاشتن فرصت انتشار اين گنجينه ها تشكر مي شود .
نامهای که خانم سیفایی در اختبار نشریه شما گذاشته بسیار جالب و در واقع سندی تاریخی به حساب میآید، و جالب اینکه در ۶۰ سال پیش زنده یاد آقای محمد سیفایی چقدر دقیق این واقعه را با انشایی زیبا به رشته تحریر در آوردهاند.
لطفا. دراستانه. ورود. وزیر بهداشت. ودرمان. به منطقه جهت افتتاح بیمارستان جویم ومسافرت. ایشان. به لار وگراش. اطلاع رسانی شود. واز مسولان. اوز. ومنطقه. برای دیدار وزیر. از...
تقاصای معلم. اوزی در مطلب: ملا احمد کرامتی؛ نقاش، خوشنویس و نگارگر قدیمی اوز
مرحوم بهرام دوستی روشن، در شهریور ماه ۱۴۰۵ دعوت حق را لبیک گفت و به آسمان پیوست. روحش شاد و یادش گرامی...
همکار سابق در امور آب شهرستان خنج در مطلب: اولین رئیس بنیاد مسکن شهرستان اوز معرفی شد
خدمت اقای احمدی. وسایر دلسوزان. رسانه ای. وفعالان اجتماعی. دراوز به قرار اطلاع موثق. وزیر بهداشت. ودرمان بزودی. ( مهرماه) برای افتتاح بیمارستان جویم به منطقه میایند. لازم...
قابل توجه جناب اجمدی در مطلب: خیلی زود دارد دیر میشود
با احترام به بانی خیر. بیمارستان فعلی اوز که این بیمارستان سالها درخدمت مردم بوده. اما الان بیمارستان فرسوده وظرفیت گسترش وپذیرش. تجهیزات وبخشهای مدرن وامروزی. را ندارد....
اوزی متخصص در پیرا پزشکی در مطلب: خیلی زود دارد دیر میشود
جناب آقای احمدی عزیز ، مواظب باشید که خدایی ناکرده بخاطر این گزارش از طرف عده ای تحدید و یا با پاسخ تند روبرو نشوید ، زیرا افرادی هستند که خود را مالک این بیمارستان می دا...
فاروق رکنی در مطلب: خیلی زود دارد دیر میشود
به قرار اطلاع. وزیر بهداشت ودرمان دراینده نزدیک برای. افتتاح بیمارستان جویم به منطقه مسافرت می کنند. لازم است مسولان بهداشت. ودرمان. وفرمانداری. اوز. ودیگر فعالان اجتماعی...
قابل توجه. فرمانداری. اوز در مطلب: خیلی زود دارد دیر میشود
لازم است گروهی. از فعالان اجتماعی. وافرادی که در بیمارستان اوز دارای سوابق. وتجربیاتی. هستند هییتی رسمی تشکیل دهند ومطالبات ودرخواستهای بهداشت. ودرمان وبیمارستان. اوز. را...
جمعی از همشهریان درشیراز در مطلب: خیلی زود دارد دیر میشود
دیدن جمعی سالم و بی حاشیه از خبرنگاران بی جنجال و سالم لذت بخش است. موفق باشید، روزتان مبارک قلمتان شجاع...
شهروند در مطلب: درک متقابل محور نشست شهردار و شورای اوز با اصحاب رسانه
ای کاش کلا راجع به این فعال اجتماعی که در همه حوزه ها صاحب نظرند کمی توضیح میدادین...
بنیامین در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
موفق باشید آقای قاضی زاده...
در مطلب: اقتصاد، قلب تپنده هر شهر است
درود بر خانم طيبه سيفايي .كار نيكي كرده ايد
انتشار هر سند در رابطه با تاريخ اوز فرصت مغتنمي است براي نسل نو اوز كه با واقعيات نيا كان خويش آشنا گردد.
به آقاي احمدي هم بايد در اختيار گذاشتن فرصت انتشار اين گنجينه ها تشكر مي شود .
نامهای که خانم سیفایی در اختبار نشریه شما گذاشته بسیار جالب و در واقع سندی تاریخی به حساب میآید، و جالب اینکه در ۶۰ سال پیش زنده یاد آقای محمد سیفایی چقدر دقیق این واقعه را با انشایی زیبا به رشته تحریر در آوردهاند.