سه شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۹
 |  27/ اکتبر/ 2020 - 2:26
  |   نظرات: يك نظر
889 بازدید

 زبان راهی است که ما را به قلمرو اندیشه می‌برد

آناهیتا پیمانی: ۱-در این یاداشت بنا دارم که به شرح پرسشی بپردازم که چندی است مخیله‌ی من را مشغول خود کرده است؛ بدون آن‌که پاسخ بی شائبه ای بر آن داشته باشم. در واقع در این یاداشت سعی بربیان گمانه زنی هایی دارم؛ به آ ن امید که بتواند در طرح پرسشی هر چه روشن تر یاری ام کند. و آن این است که زبان چطور در تجربه ی هنری ما اثر گذار است. به عبارت دیگر آیا زبان در تجربه ی ما از اثر هنری تاثیر دارد و اگر چنین است ؛ آیا ین تاثیر گذاری دارای بار ارزشی خواهد بود .به گمانم چگونگی پدیدایی این پرسش بتوان باب مناسبی بر آغاز بحث باشد.

چندی پیش حول محوریت عکاسی, در حال گفتگو با دوست عزیزی بودم که از قضا خودش نیز دستی در کار داشت .بعد از آن که حسابی صحبت هایمان گرم گرفته بود ؛ تصاویری در میان ما رد و بدل شد و من از او خواستم در مورد آن ها اظهار نظر کند . آنجا بود که برای من شرح داد که چطور همیشه بیان مضمون یک تصویر برای او کاردشواری بوده است است. و دلش می خواهد تا حد امکان خود اثر بیانگر خود باشد. و چنین صحبت هایی هرگز آن طور که باید او را ارضا نکرده است .در جواب به او گفتم فکر می کنم مسأله آن با شد که گویی در انتقال آنچه از یک اثر تجسمی به تجربه درمی آید ,به فردی دیگر نیاز به واسطه هایی است که هرگز شبیه به تجربه ی بی واسطه نخواهد بود. از آن پس بود که به شکل جدی تری پرسشگری در این باره را آغاز کردم .چنین تجربه ی مشابهی در خود من هم در بسیاری از مواقع دیده شده بود که مرا مصمم تر می کردکه بپرسم به واقع علت چنین احساسی چیست و چرا صحبت کردن در مورد یک رمان یا یک شعر یا صحبت کردن در مورد یک کار نمایشی و .. .در مقایسه با صحبت کردن در مورد یک اثر تجسمی و یا یک اثر موسیقیایی موفقیت بیشتری درجلب رضایت ذهنی دارد . و آیا این پدیده صرفا برآیند یک اختلاف نظر سلیقه ای است یا تفاوتی معنا دار موجب این رخداد خواهد شد.

۲-به نظر می رسد بارزترین مشخصه افتراقی در مقایسه ی این دو دسته از آثار وجود المان های زبانی است. آنچه مشخصا روشن است آن است که در آثاری چون شعر و رمان و آثار نمایشی تمام یا دست کم بخشی از اثر در ارتباط مستقیم با زبان است. و زبان به عنوان جوهره و بدنه ی اصلی اثر بی هیچ واسطه ای اعمال خواهد شد. و این در حالی است که در تجربه های غیرکلامی تاثیرمستقیم بدون واسطه گریهای زبانی اعمال می‌شود. زبان صرفا نقش ابزاری ثانویه برای شرح تجربه های بی واسطه فرد برای دیگری است .و این همان جایی است که از رضایت ولذتی که در تجربه بیواسطه ی هنردر ابعاد سمعی و بصری وجود دارد کاسته می‌شود برخی از تجربیات نشان داده است که مخاطب در وصف یک اثر غیر زبانی یا اساسا احساس ناتوانی کرده ویا حتی اگر موفق به وصف شود و در آن لذتی یابد این لذت حاصل خود اثر نبوده و حاصل مقوله ی تحلیل است .به عبارتی گویی لذت واقعی اثر هرگز عینا قابل انتقال به دیگری نیست در اینجای بحث لازم می‌دانم که باب جدیدی از پرسش را بگشایم.

اگر موارد فوق را در حد یک گمانه بپذیریم آن‍گاه چطور می‌توان تفکرات ارزشگذارانه در باب این دو شکل از آثار هنری را تشریح کرد ؟ تفکراتی که بر این بیان اند که هنر در بعدی که زبان جوهره ی اصلی آن را تشکیل می دهد در مقایسه با هنر در ابعاد دیگر دارای ارزش و ضرورت بالاتری است .برای فهم بهتر مساله این پرسش را از چند تن از اطرافیان پرسیدم که کدام شکل از هنر را مهم تر و ضروری تر می دانند و طبق انتظار پاسخ برای همه هنر زبانی بود .البته که این شیوه از جمع آوری اطلاعات از اعتبار لازم در تعیین علت دقیق چنین جهت گیری هایی برخوردار نیست و همچنین دلایل مختلف روانی فرهنگی و اجتماعی میتواند نقش تعیین کننده ای داشته باشد امااین شواهد می تواند برای بیان فرضیات مجال مناسبی را فراهم کند . در ادامه قصد دارم بیان فرضیه را به شکل کامل تری در بیاورم آن هم با طرح این پرسش که بودن زبان به عنوان بدنه اصلی شکلی از هنر تداعی گر کدام ویژگی است که آن را در مقام بالاتری از دیگر اشکال قرار می دهد ؟

۳-یکی از مفاهیم نزدیک به این مساله, تفکر است. باید پرسید ارتباط میان زبان و تفکر چگونه ارتباطیست؟ و این ارتباط به هر شکلی که باشد آیا می تواند بانی برتری مقامی هنر زبان بنیاد نسب به دیگر اشکال باشد ؟ گمان من بر آن است که پیش فرض های ذهنی مبتنی بر این این‌که زبان همان تفکر است. و هنر زبان بنیاد به مثابه ی وجود زبان بی چون و چرا متفکرانه فرض شده؛ لذا نسبت به اشکال دگر هنر که ظاهرا به شکل حسگرایانه ای اثر گذار هستند برتری می یابد . جدال میان تفکرات عقل گرایانه و حس گرایانه خود تاریخچه ی وسیعی دارد در حوصله ی این یاداشت نمی گنجد. اما در ادامه به ارتباط میان زبان و تفکر می پردازم تا پاسخی بر این پرسش بیابیم که وجودزبان تا چه اندازه معرف وجود تفکر و عدم وجود زبان تا چه اندازه انکار کننده ی تفکراست؟ با آن که طبق پژوهش های موجود هنوز هم نمی توان رای قطعی صادر کرد اما در مجموع رویکرد های مختلف عصب شناسی, زبان شناسی , روان شناسی و معناشناسی سه دیدگاه کلی در این باره وجود دارد دیدگاه اول زبان را مبنای تفکر دانسته و وجود تفکر بدون زبان را امری نا ممکن می داند.

از مجموع اندیشه های این دیدگاه می‌توان نظریات ساپیرورف و چامسکی را نام برد. ساپیرمی‌گوید: « من، سخت معتقدم که این احساس که خیلی‌ها تصور می‌کنند که می‌توانند بدون زبان به تفکر یاحتی به استدلال بپردازند توهمی‌ پوچ و بی‌اساس است. به نظر می‌رسد که این‌توهم معلول عواملی چند است: ساده ترین این عوامل آن است که اشخاصی با این طرز فکر از بازشناسی تصویرپردازی از تفکر عاجزند. واقعیتی است مسلم که ما به مجرد آن که می‌کوشیم تا میان یک تصور وتصوری دیگررابطه آگاهانه برقرار کنیم، خود به خود متوجه می‌شویم که به درون جریان خاموش کلمات فرو لغزیده ایم. البته ممکن است که تفکر قلمروی طبیعی و جدا از قلمرو مصنوعی زبان باشد، ولی به نظر می‌رسد که زبان، به هرحال، تنها راهی است که ما را به قلمرو اند یشه می برد و درعین حال ما نیزاز وجود آن باخبریم.»

از نگاه چامسکی نوزاد از آغاز تولد با زبان هماهنگ است .او بر این باور است زبان اصوال در ژن ها تعبیه شده است .چامسکی زبان را ارگان ذهنی ویژه ای می داند که نسبتا به صورت مستقلی از سایر شکل های شناخت از جمله تفکر رشد می یابد. دیدگاه دوم تفکر را مبنای زبان دانسته و زبان را وابسته به تفکر می داند که در این باره می توان به اندیشه های پیاژه اشاره کرد.

 پیاژه و پیروانش رشد زبان را بیشتر به رشد شناختی عمومی فرد وابسته می دانند.او معتقد است که کودکان استفاده از نماد های زبان شناختی )واژه ها( را در همان زمانی اغاز می کنند که نماد های غیر زبانی را به کار می گیرند.

 بنابر این بنظر می رسد در کودکان زبان به عنوان بخشی از فرآیند کلی تر نماد سازی پدید می آید. طرفداران پیاژه معتقدند که زبان که زبان به رشد کلی شناختی و حتی شناخت قبلی وابسته است . این دیدگاه با نظریات چامسکی و پیروان او چندان سازگار نیست .

در گروه سوم اندیشه هایی وجود دارد که زبان و تفکر را دو نظام مستقل از هم می داند دیدگاه ویگوتسکی در مورد زبان از این قبیل است . ویگوتسکی در بخش دوم مقاله ی تفکر و واژه می گوید معانی واژگان واحد های پویایی هستند نه ایستا همانگونه که کودکان سیر تکاملی را از کودکی به بلو غ طی می کنند واژگان از طرق مختلف تغییر نقش می دهند و به تبع این تغیرات ,تفکر نیز تغییر می کند .رابطه بین تفکر و واژه ثابت و ساکن نیست بلکه یک فرایند پویاست یعنی نوعی حرکت رفت و برگشتی است ؛از تفکر به واژه و از واژه به تفکر .این دو گرچه با هم یک حقیقت واحد را تشکیل می دهند و در واقع دو روی یک سکه اند هر کدام دارای قوانین حرکتی خاص خود می باشند.

 این یگانگی و وحدت تلفیقی ناهمگون و پیچیده است ,نه همگن و مشابه. همانطور که پیشتر هم اشاره کردم شواهد به طور قطعی بیان گر نگاه مطلقی نیستند اما بیشترآن ها در حمایت از دو رویکرد آخر بوده اند ۵ طبق این یافته های می توان گفت این نگاه که هنر غیر کالمی را به حکم نبود مستقیم زبان نمی توان فاقد اندیشه دانست و از ریشه باطل است اما انچه روشن است آن است که زبان روشن ومستقیم ترین شاهراه انتقال و بیان اندیشه ی بشریت به شکلی است که قابل فهم باشد پس اگر هم ضرورتی در انتخاب هنر زبان محور احساس شود این ضرورت را نباید به اشتباه به وجود وتفکر و عدم وجود تفکر در اشکال تجسمی و موسیقیایی دانست بلکه شاید بتوان گفت آن چه باعث چنین گرویدنی گشته است وجود مستقیم زبان به عنوان ابزاری است که انقال تفکرات را به طریق آسان تری ممکن می کند.

در آخر این یاداشت را با تاکید دوباره بر طرح پرسش و نه پاسخ به پایان خواهم رساند.

 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

One Response to “ زبان راهی است که ما را به قلمرو اندیشه می‌برد”

  1. مصطفي خامه گفت:

    بسيار زيبا بود از خوندن اين تجربه لذت بردم .. به نظر من از اونجايي كه تفكر درصد بيشتري از مغز رو درگير ميكنه و برعكس زبان كمتر ( البته توانايي تكلم و توانايي تكلم ادراكي هم باز فرق ميكنن ) تفكر ميتونه جاهايي بره كه قدرت تكلم نميتونه بيانش كنه . البته اينم در نظر بگيريم نظر ( تفكر ) هر شخص راجع به يك عكس يا تصوير بسيار برميگرده به تجربه هاي قبلي خودش و اگر قصد بيان داشته باشه هم با تجربه هاي قبلي خودش ارتباط داره . البته بنده تفكر رو از ديد ماترياليستي ميبينم كه صرفا حاصل ارتباط جمعي نورون ها هست و در تكلم نيز نورون هاي كمتري نسبت به تفكر درگير ميشن .

نظر سنجی

'روز شوراها مبارک/ میزان رضایت شما از شورای اسلامی پنجم شهر اوز چقدر است؟'

Loading ... Loading ...
آخرین نظرات
  • چنانچه وضعیت شبکه بهداشت ودرمان اوز سر وسامان نگیرد ونه کادر کافی داشته باشد وحتی بک ماشین هم در اختیار نداشته باشد بیمارستان اوز هم بخش icu نداشته باشد واز طرف لار ستان...
    اوزی از شیراز ومشکلات بخش بهداشت اور در مطلب: مطالبات فرماندار اوز در دیدار ریاست دانشکده علوم پزشکی لارستان
  • از فرماندار تقاضا دارم توضیح بدن تلکیف دادگاه و اداره ثبت اسناد و املاک شهرستان به کجا انجامید ....
    علی در مطلب: مطالبات فرماندار اوز در دیدار ریاست دانشکده علوم پزشکی لارستان
  • چرا شبکه بهداشت و درمان شهرستان اوز در زمینه مبارزه با ویروس کرونا ضعیف عمل میکنه . دوستی تعریف میکرد رفتیم درمانگاه شماره دو محلفه جهت تخت بیمار وجود نداشت و از سفره یکب...
    روشن در مطلب: مطالبات فرماندار اوز در دیدار ریاست دانشکده علوم پزشکی لارستان
  • در بحث وصحبتهای شما تعصب ویکسو نگری موج می زند این واقعیت تلخ باید قبول نماییم که اموزش وپرورش اوز سالهاست که از عدم کیفیت وافت تحصیلی رنج می برد وبچه های اوز مجبور به رف...
    جناب کارشناس اموزش وپرورش اوز در مطلب: آموزش اوز در لبه پرتگاه
  • چرا دانشکده بهداشت و سیستم بهداشت اوز مانند گراش مستقل نمی شود؟...
    اوزی در مطلب: مطالبات فرماندار اوز در دیدار ریاست دانشکده علوم پزشکی لارستان
  • درود بر شما آقا ملتفت! اهل قلاتم، به مدت ۴ سال (۹۰-۹۴) با چند تن از دوستانم در دبیرستان فاریاب(یکی از روستاهای شهرستان بستک) تحصیل می‌کردم. روزی که به آنجا رفتیم گمان میک...
    اسحاق محمدی در مطلب: آموزش اوز در لبه پرتگاه
  • آره به نظر منم ما شک اوز خو و شک درسته یکی هم اینکه من همیشه ماشک ؛ رو ، ما ( ضمیر ) شک .تصور میکردم ....
    در مطلب: ماشَکِ اُوزخُووَشَه* (maashake ozkho vasha)
  • با تشکر از آقای ملتفت درحال حاضر اوز رشته ی ریاضی برای دختران ندارد جواب مسولیت هم این است که متقاضی نیست پس اگر متقاضی نیست چرا امسال در رشته ی ریاضی در دبیرستان نمونه د...
    مادر در مطلب: آموزش اوز در لبه پرتگاه
  • سلامی دوباره خدمت آقای ملتفت که پاسخگوی بنده بوده اید و حضورا خدمتشان رسیده و با اینکه در صحبت ها و پاسخگویی ها قطعا متوجه انتقاد نادرست و به نوعی حمایت شده بجهت تخریب پر...
    کارشناس آموزش و پرورش در مطلب: آموزش اوز در لبه پرتگاه
  • مژگان عزیز، این مصاحبه رو من الان خوندم. مثل همیشه به راهت ادامه بده. تو موفقی و میتونی باشی اون چیزی که میخوایی و هستی. آقای ملتفت باز هم بابت نظرتون در سایت گریشنا پیرا...
    فاطمه ابراهیمی در مطلب: گفت و گو با اولین دانشجوی اوزی دانشکده بهداشت