چهارشنبه ۰۸ بهمن ۱۴۰۴
 |  1/ دسامبر/ 2025 - 5:48
  |   نظرات: 2 نظر
364 بازدید

مدقلی پیر شدی

فرهاد ابراهیم پور: از آخرین باری که او رادیده بود ده سال و پانزده ماه گذشته بود. سلام کردم اول نشناخت عینک گردش که از جیب پیراهنش درآورد و به چشمش زد لبخندی روی لباش نشست و گفت: خودتی؟
آره خود خودم. چطوری، فقط کمی پیر شدی
کم که چه عرض کنم خیلی وقته پیر شدم
از کی فهمیدی که داری پیر می شی؟
از حوالی پنجاه سالگی از وقتی که فهمیدم هر سال دو سال برام می گذره، از وقتی که فهمیدم نمیشه مثل سابق از جوی خیابان پرید از موقعی که از پله ها تند تند نمیشه بالا رفت و یواش یواش نفست کم می آره، از وقتی که موهام رفت سمت سپیدی و هر ماه که می گذشت کم و کمتر می شد، از وقتی چین وچروک صورت و پیشونی ام کلفتر شد
– پس خیلی زود شروع به پیر شدن کردی
دست من و شما نیست، بدن خودش می دونه کی شروع کنه یه وقت زود شروع میشه یه وقت چند سال دیرتر، ولی بالاخره میاد
– چه وقت هایی زود میاد ؟
وقتی فشار زندگی و بیماری و مشکلات و تنهایی زیاد میشه، آن وقت زودتر پیری شروع میشه و میاد، انگار هر روز و هر ماه و سال یکی داره هلت میده به سمت سرازیر شدن
نشونه های دیگه ای هم داره ؟
– آره تا دلت بخواد، بخصوص وقتی دیگران پیرت می کنند گاهی بچه آدم، گاه زن آدم ،گاهی دوست و آشنای بی معرفت گاهی دوری و از همه مهمتر استرس و تنهایی
– خیلی از جوان ها هم استرس و تنهایی دارند، فرقش چیه؟
مال اونا زود میگذره، اما برای آدم پا به سن و پیر ماندگاره، درد میاد هم خونه ات میشه، چون نه اهل جنب و جوشی نه اهل شوق و ذوق نه دنبال ولگردی و جشن و سرور تا که زود یادت بره
می تونی وقتتو با چیزای خوب بگذرونی بری مسافرت بری جاهای دیدنی رو ببینی
بد نمیگی ، البته اگه پولش باشد، اگه حوصله کنی، اگه کسی هم همراهی ات کنه. تک و تنها تو سن پیری هر جا بری دلواپسی نکنه فشارت بالا بره ، نکنه قندت بیفته ، نکنه حواست پرت شه و نکنه تصادف کنی. می بینی هرچی که سن بالا بره و پیرتر بشی اطمینان از خودت هم کم میشه ، اینو خیلی ها نمی دونن.
جالبه
جالب که چه عرض کنم، روزایی هست که دلت میخواد خانواده دور و برت باشند اما یا دور هستند یا یادشون رفته سری بهت بزنند ، یا حوصله آدم پیری مثل منو ندارند.


خب تو برو پیش شون
آن موقع که این قدر پیر نشده بودم سری می زدم، آخه اونا مثل ما پیرها زود از خواب بیدار نمی شن، شب ها هم زود نمیان خونه دیر وقت صبحانه می خورند و دیروقت شام، نمی دونی چه جوری خودتو با اونا سازگار کنی. اینا به کنار، وضعیت خورد و خوراک آدمه که نه تنها دکترها بلکه از بچه آدم گرفته تا در و همسایه و دوست و رفیق مدام مراقب چه خوردن آدم میشن. اینو نخور قندت می‌ره بالا، اینو نخور فشارت می‌ره بالا ، این برای قلبت خوب نیست ، شیرینی نخور بستنی نخور، خربزه اصلا برات خوب نیست، موز که اصلا برات سمه . برنج هفته ای یک بار اونم کم بخور، نمکش زیاد نباشه ،سرخ کردنی برات خوب نیست، آب پز بخور . شیر هم کم چرب، گوشت و کله پاچه دشمن بدنه وو. ..وو هزاران توصیه و تذکر.

واقعیتش اینه خیلی وقت ها صرف نظر میکنم برم جایی، اونم پیش آدم هایی که به جای چند حرف خوب و قشنگ و شاد معلم بالا سر آدم هستند استرس آدمو زیاد می کنند
مدقلی ،پس پیری کلی حرف و حدیث داره
باید پیر بشی تا بفهمی دارم چی میگم ، آنقدر که آدم ها آدمو پیر می‌کنند مشکلات آدمو پیر نمی کنه، کار سخته، مشکلات هم که همیشه هست و امکان داره جسم ادمو ضعیف کنه، اما دل ادمو پیر نمی کنه.
یه زمانی آن موقع ها که ما بچه بودیم نه نافرمانی می کردیم و نه جنگ و جدلی با پدر و مادر داشتیم ،احترام اونا واجب می دونستیم و دوست داشتن شون قید و شرط نداشت، اما حالا چی. تو نشستی و اونا راحت جلوت دراز می کشند می گی یه لیوان آب بیار برام انگار بهش گفتی برام کوه بکن، نه احترام و نزاکت قدیم هست نه همراهی در دغدغه های خانواده، آره اینهاست که آدمو پیر می‌کنه دلخوشی رو از آدم میگیره
مدقلی کم می بینمت قبلاً می اومدی تو کوچه و خیابون
الان تنهایی می ترسم بیام تو خیابون، باید مجهز بیایی، جعبه قرص هات باید همراهت باشه ، عینک و عصا هم فراموش نکنی باید از پیاده رو بری و مواظب باشی یهو تنه کسی بهت نخوره ، اگه بخواهی بری اونور خیابون اول باید یک پل روی جوب پیدا کنی از آن رد شدی مواظب موتورها و ماشین ها باشی . بعضی ها نگاه نمی کنند که اونی که داره از خیابون می گذاره یه پیرمرده که گوشش سنگین و چشاش هم ضعیفه و پاهاش سست و کم رمق، برای همینه که می ترسم بیام بیرون وگرنه دوست دارم تو شهر خودم قدم بزنم و با با فامیل و دوست و آشنا صحبت کنم .
مدقلی یواش یواش میخواست برگرده خونه. گفتم: بیا می رسونمت اولش گفت نه مزاحم نمیشم ، در ماشین که براش باز کردم اول عصاشو گذاشت تو ماشین، دستشو تکیه داد به صندلی ماشین آروم نشست روی صندلی و نگاهم کرد و لبخندی زد و گفت : امان از این پیری ، پیری و درد گری

فرهاد ابراهیم پور محمودا

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

2 Responses to “مدقلی پیر شدی”

  1. ناشناس گفت:

    بسیار عالی پیری حقیقتیست که باید قبولش کرد گفتگویی دلنشین وبزیبایی نگاشتی وتخیلاتیکه در ذهن مد قلی بود بگونه ای رسا ونرم بقلم فرسایی در اوردی که عادات ورفتاری امروزه مارا رقم میزند وروزگاریست بس تلخ وبیروح که زندگی را اززنده بودن بدور از محبت وزدودن رنگ ولقای ان شناخته میشود درود بر جناب فرهاد خان ابراهیم پور که با انگشتان طلایی قلم فرسایی نمودن واین داستان دلنشین را افریدن …حمید رکنی شیراز

  2. ناشناس گفت:

    احسنت داستان آموزنده ای بود درود بر آقای ابراهیم پور محمودا

نظر سنجی

یک سال از فعالیت شوراهای ششم شهر و روستا گذشت. میزان رضایت شما از عملکرد و فعالیت های سال اول شورای اسلامی ششم شهر اوز چقدر است؟

Loading ... Loading ...
آخرین نظرات
  • ای کاش کلا راجع به این فعال اجتماعی که در همه حوزه ها صاحب نظرند کمی توضیح میدادین...
    بنیامین در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
  • موفق باشید آقای قاضی زاده...
    در مطلب: اقتصاد، قلب تپنده‌ هر شهر است
  • آیا کسی که افتخار می کند در انتخابات شورای اسلامی شهر اوز شرکت نکرده است و با افتخار اعلام می کند رای به صندوق نینداخته است آیا حق قضاوت در مورد خوب و بد شورا را دارد؟...
    شهر وند اوز در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
  • محمد آقا منتخب با چند صد رای نماینده مردم نیست فقط صاحب کرسی می شود و نماینده همان سیصد و چها صد و هزار رای نه نماینده مردم...
    عبدالله در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
  • منظور اقای نوروزی این است که در شهری. مانند اوز که حدود ۲۰ هزار نفر جمعیت. دارد باید افراد منتخب شورا دارای. ارای بالایی. باشند مانند. گراش. وخنج. وبستک. نه مانند ارای. ر...
    پاسخ. به اقای محمد در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
  • عالی بود...
    علی در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
  • آقای نوروزی پیشنهاد می کنم کاندید شوید شاید ۵هزار رای کسب کردید . اما همه می دانیم که طبق قانون پس از رای گیری ۵ نفر طبق بیشتر از آرای بقیه منتخبین مردم می شوند و شما هم...
    محمد در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
  • مرد شريف و والاي بود ان شالله جنت الفردوس نصيبش باشه. الهي امين...
    در مطلب: پیام تسلیت شیخ عبدالقادر فقیهی به مناسبت در گذشت محمد محمودی
  • ان شالله جنت الفردوس نصيبش باشه. الهي امين...
    در مطلب: پیام تسلیت شیخ عبدالقادر فقیهی به مناسبت در گذشت محمد محمودی
  • ممنونم از توجه و اظهار نظرتان، همچنین تشکر می کنم از مدیر محترم نشریه که این موقعیت را فراهم نمودند که با یکدیگر تبادل نظر و گفتگو داشته باشیم. از اینکه بنده را ارشاد کرد...
    فرید دستوری در مطلب: درهم برهم..