یکشنبه ۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۸
 |  ۱۹/ آبان/ ۱۳۹۵ - ۳:۳۵
  |   نظرات: 11 نظر
942 بازدید

بنی آدم…اعضای یکدیگرند؟ + توضیحات

پس از چاپ و انتشار مقاله« بنی آدم….اعضای یکدیگرند؟» به قلم خانم مینو محمود پور در نشریه شماره ۵پیام اوز، متنی بدون ذکر نام نویسنده در این مورد خطاب به نویسنده وسردبیر نشریه قبل از ارسال برای مخاطب متن، در فضای مجازی منتشرشد. اگر قبل از انتشار آن متن در فضای مجازی،آن متن با ذکر نام نویسنده برای نشریه ارسال می گردید، پیام اوز از آن استقبال کرده و در شماره بعد نشریه ( در همان صفحه)به چاپ می رساند.

در ابتدای این متن خطاب به سردبیر قید شده بود: «سردبیر محترم آیا شما به تمام مطالبی که در روزنامه پیام اوز درج می شود شخصا رسیدگی می کنید؟ آیا مقاله خانم محمود پور درمورد تحصیل افغان ها با فرزندانمان در یک مدرسه،شخصا قبل و یا بعد از چاپ مطالعه کرده اید؟ اگر مطالعه کرده اید و باز هم آن را به چاپ رساندید بدین معناست که شما آن را قبول دارید.»

دراین مورد لازم است توضیح داده شودکه:

۱- یکی از رسالت رسانه ها از جمله پیام اوز انعکاس دیدگاه های مختلف درچارچوب قانون است اما چاپ هر مطلب همچنان که در صفحه آخر نشریه اعلام گردیده الزاما به معنای دیدگاه سردبیر یا شورای سیاست‌گذاری نشریه نیست. براین اسا س نشریه از انتشار دیدگاه های مختلف و نقد و پاسخ های ارسالی استقبال می کند.

۲- با توجه به مسئولیت سردبیر و مدیر مسئول در قبال مطالب منتشره، قبل از چاپ هر مطلب آن را مطالعه کرده و درصورتی که با چارچوب قوانین جاری و مطبوعات (نه دیدگاه خود) مغایرتی نداشته باشد نسبت به چاپ آن اقدام می گردد و چاپ این مطلب در پیام اوز نیز بر همین منوال بوده است.

۳- با توجه به این که ممکن است برخی از خوانندگان از محتویات مقاله «بنی آدم…اعضای یکدیگرند؟» اطلاع نداشته باشند و فقط متن منتشر شده (در پاسخ به آن؟!) در فضای مجازی را دیده باشند، عین این مقاله منتشر می گردد.

بنی آدم…اعضای یکدیگرند؟
مینو محمودپور: چندی پیش در واتس‌اَپ پیامی دریافت کردم که در آن از شهروندان خواسته شده بود که جهت جداسازی مدارس کودکان افغانی و اوزی، به آموزش‌وپرورش اعتراض کنند. وقتی پیام را دریافت کردم، اولین واکنش من خشم بود؛ خشم از تبعیض از این‌که هنوز «من مثل تو نیستم، من فرق دارم» وجود دارد؛ خشم از تفکیک شدن آدم‌ها به دسته‌های پولدار و فقیر، باسواد و بی‌سواد، شهری و دهاتی، زیبا و زشت و… حالا افغانی و اوزی!
این تبعیض‌ها را زیاد چشیده و دیده‌ایم. با خودم فکر کردم اگر در کشورهای عربی مردم اعتراض کنند که نمی‌خواهیم بچه‌های ایرانی کنار بچه‌های ما درس بخوانند، امثال من -که در کشوری عربی زندگی می‌کنیم- چه باید بکنند؟ حتماً ایرانی‌ها دست به کار می‌شوند و در شبکه‌های اجتماعی به عرب‌ها فحش می‌دهند و تاریخ کشورشان را به رخ می‌کشند. اما فرقی به حال ما نمی‌کند؛ حتی فکر کردن به این موضوع که می‌تواند پسرم را از تحصیل بازدارد (و یا به بیان خوش‌بینانه‌تر «او را دل‌زده کند») مرا به‌شدت می‌ترساند.

cb0073f9-3b69-45ae-9097-e23e79b90f97
از آن طرف، خودم را جای مادرهایی می‌گذارم که نگران تربیت، امنیت و بهداشت دلبندشان هستند و دوست دارند کودکشان در محیط امن و تمیز و سالم تحصیل کند؛ چراکه تأثیرپذیری انسان‌ها و به‌خصوص کودکان از محیط و اطرافیانشان غیرقابل‌انکار است. در دبی نیز دیده‌ام که والدین دنبال مدرسه‌هایی می‌گردند که معیارهای مدنظر خودشان در آن پیاده می‌شود؛ مثل: آداب، سطح علمی، بهداشت و حتی ملیت اکثریت کودکان آن مدرسه! آن‌جا والدین حق انتخاب دارند؛ دوست ندارند در مدرسۀ هندی درس بخوانند؟ بسیار خوب، مدرسۀ عربی هست. عربی هم نه؟ ایرانی خودمان هست. اگر ایرانی هم نمی‌پسندند، هزار مدرسۀ دیگر هست. اما این‌جا چه؟ این‌جا اگر تیزبین نباشیم و عواقب کارمان را در نظر نگیریم، ممکن است منجر به دل‌زدگی و نهایتاً دورماندن عده‌ای، از عرصۀ مقدس علم و تحصیل شویم!
مادری که دوست ندارد کودکش به هر دلیلی کنار کودک افغان درس بخواند، به این فکر کرده است که آن کودک مگر گزینۀ دیگری- حداقل در این زمان- دارد؟ آیا مدرسۀ دیگری را می‌شناسد؟ یا نه… شاید بهتر باشد کسی که اعتراض دارد، خودش مدرسۀ دیگری را انتخاب کند؟ اما کجا؟ حتی اگر مدرسه‌ای برای افغان‌ها بود، زمانی زیبا و مفید بود که با انتخاب خود به آن‌جا بروند نه از روی تفکیک و جداسازی.
ما در دنیایی هستیم که به‌سوی جهانی‌شدن پیش می‌رود. سالانه مهاجران زیادی به کشورهای مختلف مهاجرت می‌کنند. با بالارفتن میزان جنگ، فقر، تبعیض و ناامنی‌ها، آمار این مهاجرت‌ها نیز افزایش یافته است؛ همان‌طور که در سال‌های اخیر شاهد مهاجرت هزاران سوری بوده‌ایم. مهاجرت، دگرگونی‌های فرهنگی و اقتصادی و سیاسی بسیاری را برای میزبان به ارمغان می‌آورد. در این میان، مهم‌ترین چیزی که هر شهروند باید بیاموزد، مدارا کردن و پذیرا بودن دیگری در کنار خود است.
یکی از کارآمدترین ارگان‌ها برای پرورش شهروندانی بااخلاق و پذیرا، آموزش‌وپرورش یا به عبارتی مدرسه است.
مدرسه یک نظام اجتماعی است که نیروی انسانی تربیت می‌کند. ما در مدرسه درس اخلاق می‌آموزیم و دین و زندگی. در مدرسه به ما الفبای زندگی اجتماعی می‌آموزند و ما را برای آن مجهز و آماده می‌کنند. ما در مدرسه بود که حفظ کردیم: بنی‌آدم اعضای یک پیکرند، یا: میازار موری که دانه‌کش است! پس همۀ ما به مدرسه نیاز داریم و این حق را نباید از هیچ کودکی دریغ کنیم. حال که ایران میزبان هزاران مهاجر افغانی است، انتظار می‌رود ارگان‌های مرتبط (مثل آموزش‌وپرورش و خانواده‌ها) در تربیت نیروهای بااخلاق و مدارا، برای جامعه‌ای بهتر بکوشند که در آن، هم میزبان و هم مهاجر کمترین آسیب را تجربه کند. حال که مرزهای ملیتی در این روزگار کم‌رنگ شده و حتی با ملیت‌های دیگر ازدواج و پیوندهای خونی شکل می‌گیرد، به‌جای دیوارکشی و «من مثل تو نیستم»ها یا حذف همدیگر از عرصۀ علم و کار و اجتماع، اخلاق شهروندی بیاموزیم. بیایید مفاهیمی را که فقط حفظ کرده‌ایم، عملاً تمرین کنیم. فکر کنیم که چه‌طور می‌توانیم با هم و برای هم کاری کنیم که به‌جای حذف و یا دل‌زدگی کودکان افغان (و حتی کودکان ما که شاهد رفتار ما هستند) از «ما» و یا از تحصیل، از ما و از محیط تحصیلشان اخلاق بیاموزند، مُدارایی و کمک و باهم بودن بیاموزند؟ چه کنیم تا به‌جای حذف، امنیت را فراهم کنیم، بهداشت مدارس و آگاهی مردم را بالا ببریم، به‌جای دیوارکشی، دیوارها را بشکنیم و اگر چیز بیشتری داریم، تقسیمش کنیم؟

خوشبختانه در سطح شهر شاهد خدمت داوطلبانه و رایگان عزیزانی بوده‌ام که در خانه‌های شخصی‌شان به کودکان افغان و بلوچ درس می‌دهند؛ کودکانی که به علت فقر و یا تعصبات خانوادگی، از تحصیل بازمانده‌اند. اگر می‌توانیم، برای ازبین‌بردن این تعصبات بسترسازی کنیم؛ این‌گونه شاید بچه‌های ما و بچه‌هایی که از هر گوشۀ شهر شاهد ما هستند، ازما درس اخلاق بیاموزند و یاد بگیرند که اگر باسوادترند، اگر بهداشت بهتری دارند، اگر امکانات بیشتری دارند، از داشته‌هایشان برای خدمت استفاده کنند، نه دیوارکشی و جداسازی؛ چراکه پشت همۀ «من مثل تو نیستم»ها، تنهایی و انزواست، و هر کودکی باسواد و آگاه شود، به نفع آیندۀ کودک ماست.
این‌گونه شاید در آینده شاهد کودکانی باشیم که به‌جای سخن از داشته‌ها و خریده‌ها و انباشته‌ها و تفکیک انسان‌ها و انزواطلبی، یاد گرفته است که در چشمان دیگری نگاه کند، دستش را فشار دهد و خالصانه بگوید: «من توام، تو منی».

نظام آموزشی‌مان یادمان داده
که همه‌مان می‌توانیم
بزرگ‌ترین برنده باشیم
اما چیزی راجع به فلک‌زده‌ها
یا آن‌ها که خودکشی می‌کنند
به ما نگفت…
یا از وحشت انسانی که در جایی درد می‌کشد
و تنها
و بی‌عشق
بی‌همکلام
گلدانی را آب می‌دهد.
مردم با هم خوب نیستند
مردم با هم خوب نیستند
شاید اگر بودند، مرگ‌هامان آن‌قدر دردناک نبود
باید راهی باشد…
حتماً باید راهی باشد
«چارلز بوفسکی»

 

 

 

 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

11 Responses to “بنی آدم…اعضای یکدیگرند؟ + توضیحات”

  1. میلاد گفت:

    اصلا قابل مقایسه نیست این چیزی که خانوم محمودپور گفتن
    اصلا مقایسه ی اشتباهی کردن؛مقایسه ی بین ایرانیان ساکن کشورهای عربی با افاغنه در ایران
    مشخصا و مطمعنا ایرانی ها توی هرکشوری تا سطوح بالا درس میخونن و حتی افتخار افرینی میکنن به عنوان ایرانی در کشورهای عربی و غربی
    اما کدوم افغانی واسه ایران در سطح علمی یا حتی از بُعد کارآفرینی واسه ایران افتخارافرینی کرده؟؟؟
    کودک های ما در کشورهای عربی با نظم و درس خون در کنار عرب ها درس میخونن اما افاغنه هم با نظم و درس خون هستن یا فقط دارن سطح ابتدایی رو میخونن که فقط تو کاسبی کلاه سرشون نره؟؟
    بنده به عنوان شهروند اوزی و دارنده ی فوق لیسانس متن اون شخصی که توی فضای مجازی بود رو بیشتر از متن خانوم محمودپور قبول دارم

    و یه احسنت ویژه هم از سردبیر پیام اوز برای دیدگاه وسیعشون برای آزادی بیان مطالب ان شالله که موفق باشن./

  2. شهروند گفت:

    اینجا فرض بر افغانی بودن افراد نیست.فرض بر این است که دانش آموزاتی با سنین متفاوت و فرهنگ بسیار متفاوت از ایرانیان در یک رده ی کلاسی حضور دارند اگر افغانها از مهدکودک و کودکستان مدرسه و تحصیل را پا به پا با ایرانیها شروع کرده بودند ببشتر و بهتر با فرهنگ ایرانی بزرگ شده بودند .فرهنگ سازی برای آنها باید از پایه شروع شودد و با همان سن و سال درکنار بچه های ما ادامه تحصیل دهند .در اینصورت همه راضی خواهند بود اما پذیرش کودک ۱۵ ساله در کنار ۸ ساله و این در هیچ کجای دنیا قابل قبول نخواهد بود-ایرانی ها خیلی زود تاثیر محیط را می پذیرند اما افغانی ها هم اینگونه هستند؟سالها زندگی در ایران جواب تمام شبهات خواهد بود-

  3. خودم هستم گفت:

    اُز قدیم شوگوته : مرگ خَشه ، وله اُسی اُمساده

  4. احسان گفت:

    همین روزها را بیاد داشته باشیم و۵سال دیگه عواقب کمکهای بیمورد ومنفعت طلبانه برخی افرادبه افغانه دارا وندار را مشاهده کنیم در آن زمان فقط میتوانیم افسوس بخوریم.

  5. یک زن اوزی گفت:

    اول از خودتان شروع کنیم آیا حاضرید در روابطتون با افغانیها رفت وآمد کنید و حتی با آنها دوست شوید؟ آیا حاضرید فرزندتان در کنارآنها با عرهنگی بسیار ضعیف تراز فرزندتان با ایشان درکنارهمدرس بخونن و دوست شوند؟ حاضرید پسر کلاس دومیتان در کنتر پسر ده دوازده ساله افغانی درکنارهن بنشینند ودرس بخوانند؟ بله انسانیت چیز خوبی است و شعار خوبی هم هست که همه سر می دهند ولی درعمل کمتر کسی به آن عمل می کند .همان انسانیت به شما می گوید کمال همنشین در من اثر کرد …اگر مادری تگران همنشینهای فرزندش است جرم کرده؟ افغانیها دراوز ففط به روخوانی قرآن بها می دهند و بس .که این علمی برای آنها به ارمغان نمی آورد روخوانی بدون فهم و عمل و شببه طالبان زندگی کردن را چه کسی می پسنندد؟؟؟ قضیه بمب گذاری های اخیر را امیدوارم یادتان نرفته باشد. درس خواندن حق همه است خیلی هم خوب ولی من مادر حتی حاضرم خودم در خانه به فرزندم درس بدهم و اخلاق فرزندم را فدای درسش نکنم.

  6. یک زن اوزی گفت:

    خانم وقتی حاضر شدیی یک کودک کثیف که ماههاست حموم نرفته و موهاشم شپش داره رو ببری حموم ترو تمیز بیرون بیاری و یا حاضر باشی فرزندت بااو بازی کند و اورابه دوستی بگیر به خودت امیدوار باش که حرفهایت شعار نیست.

  7. ناشناس گفت:

    درمورد تبعيض مابين دانش آموزان ايراني و افغاني اقدام مناسبي نميباشد اما افراد با اختلاف سن زياد افغاني با دانش آموزان با سن كم ازجمله افغاني ۱۵ سال با ايران ۶ ساله از نطر بروز مسائل فساد اخلاقي احتمالي به هيچ عنوان پذيرفته نيست و ممكن است مسائلي مشابه ساير مسائل مشابه كه در فضاي مجازي يا مطبوعات در طي ماههاي اخير و يا گذشته وجود داشته و دارد بوچود آورد .لذا مردم بايد از مسولان آموزش پرورش بخواهند تا چنين اتفاقي رخ ندهد و چنين افرادي بايد در كلاسهاي شبانه يا نهضت سواد آموزي به آموزش آنها ادامه دهند

  8. یک زن اوزی گفت:

    یک مدیر فیلتر کننده…

  9. شهرام گفت:

    بدبختی ما پنج سال دیگه مشخص میشه اونوقت میفهمیم که حمایت کردن از افغانها درسته یا نه

  10. Hej گفت:

    چنین است دنیای رویای من…. صدای احمد شاملو، شعر لنکستون هیوز
    ……
    من در رویای خود دنیایی را می­بینم که در آن هیچ انسانی
    انسان دیگر را خوار نمی­شمارد
    زمین از عشق و دوستی سرشار است
    و صلح و آرامش، گذرگاه­هایش را می­آراید.
    من در رویای خود دنیایی را می­بینم که در آن
    همگان راه گرامی آزادی را می­شناسند
    حسد، جان را نمی­گزد
    و طمع، روزگار را بر ما سیاه نمی­کند
    من در رویایی خود دنیایی را می­بینم که در آن
    سیاه یا سفید
    از هر نژادی که هست
    از نعمت­های گسترده­ی زمین سهم می­برد.
    هر انسانی آزاد است
    شوربختی، از شرم سر به زیر می­افکند
    و شادی هم چون مرواریدی گران قیمت
    نیازهای تمامی بشریت را بر می­آورد.
    چنین است دنیای رویای من!

نظر سنجی
Sorry, there are no polls available at the moment.
آخرین نظرات
  • در مورد انتشار نظرات بارها توضیح داده شده است.اگر دیدگاهی منتشر نشده حتما یکی از خطوط قرمز سایت رعایت نشده است....
    مدیریت در مطلب: نقش جوانان در پویایی جامعه
  • از مديريت محترم سايت اوز امروز تقاضا ميشود كليه كامنتهائي كه توهين آميز نباشد و ضوابط و مقررات سايت را رعايت نموده اند چه موافق و چه مخالف منتشر نمايند. ضمنا براي اينكه ح...
    در مطلب: نقش جوانان در پویایی جامعه
  • با تشکر از مدیر محترم سایت اوز که بدون هرگونه تعصب بیجا اخبار را انتشار می دهند.ان شاالله مردم و معتمدین شهر فرهنگ دوست اوز در خاکسپاری این فرهیخته که فردی بزرگ منش هستند...
    شیدا گراشی در مطلب: برنامه یادبود و خاکسپاری دکتر اقتداری در تهران و گراش
  • سلام. افتخار هرجامعه تلاش جوانان دلسوز آن هست. من ازتلاش جوانانی مانند آقای امیر مزرعی بسبار خوشحالم ومایه افتخار من است. دبیر دوره راهنمایی ایشان. دربندرعباس بودم.حسینی....
    نجم الدین حسینی در مطلب: نقش جوانان در پویایی جامعه
  • به نظر من مقاله نوشته شده بيطرفانه نيست و در جهت حمايت از افراد خاصي از اعضاي شوراي شهر نگاشته شده است...
    اوزي .. در مطلب: نقش جوانان در پویایی جامعه
  • درصورت امكان از مراحل رشد و نمو بذرهاي كاشته شده بذر بادام كوهي در اين چند سال بهمراه عكسهائي از آنها و نام محل تهيه و طي گزارشي به مردم و جوانان نشان داده شود تا مردم تش...
    همشهري طرفدار محيط زيست در مطلب: نقش جوانان در پویایی جامعه
  •  به تطر من افکار عمومی مردم و جوانان اوز  در مورد این گزارش و نحوه عملکرد تک تک اعضای شورای شهر دوره پنجم در این دوسال قضاوت خواهد کرد که مطالب نوشته شده چقدر منصفانه و ب...
    همشهری واقع بین در مطلب: نقش جوانان در پویایی جامعه
  • یکی از کارکردهای رسانه فراهم آوردن فضایی برای ارائه دیدگاه ها بدون توهین و تخریب دیگران است اما هر مطلب منتشر شده در رسانه از جمله مقاله « نقش جوانان در پویایی جامعه» الز...
    مدیریت در مطلب: نقش جوانان در پویایی جامعه
  • نمیدانم شما چقدر مطلب نویسنده را درک کرده اید ایشان اعضای شورای شهر اوز را فقط سه نفر دیده است درحالیکه اعضای شورای شهر اوز پنج نفر هستند و با علایم و اشاره های گوناگون ا...
    در مطلب: نقش جوانان در پویایی جامعه
  • در این شهر نقد میشه کینه و کدورت واقعا نمیشه نقد کرد باید همیشه تشویق کنیم.اتفتقا با نقد پیشرفت برای جوانان حاصل میشه با تشویق فرسایش ما حتمی است .به دور از تعصبات نقد ها...
    همشهری اوزی در مطلب: نقش جوانان در پویایی جامعه