سیلوانا سلمانپور: کلید هر فرهنگ وتمدنی زبان است. زبانی که وسیله ارتباط میان مردم و ابزاری طبیعی برای سامان بخشیدن به اندیشه و انتقال آن به دیگران است. هر زبان و گویشی ویژگی های فرهنگی, اجتماعی و تاریخی آن ملت یا قوم را در بر دارد.
از طرفی پیشرفت علم و فناوری در دهه های گذشته زندگی بشر را به سرعت متحول کرده است.
زبان نیز پدیده ای زنده و پویاست و در این روند قرار می گیرد. در دگرگونی و تحول زبان ها عواملی چون تحولات سیاسی , اجتماعی , علمی و فرهنگی تاثیر فراوان دارند.
با گسترش اینترنت و شبکه های اجتماعی واژه های گوناگون بیگانه به زبانها و گویش ها وارد می شوند و بسیاری از واژگان آنها را تخریب کرده و یا به دیار فراموشی و خاموشی می سپارند. به مرور زوال یک زبان یا گویش را رقم می زنند ! خرده فرهنگ ها از بین می روند , ارتباط نسل ها با زبان و ادبیات و افکار و آداب و رسوم و هر آنچه به نیاکان آنها مربوط است , قطع می شود و این به معنای زوال یک فرهنگ است.
حفظ هر گویشی در غنای زبان معیار و فرهنگ اقوام ایرانی تاثیری بسزا دارد. وظیفه تک تک ماست که با هر وسیله ای که می توانیم از زبان و گویش خود نگهداری کنیم, با صحبت در خانواده , آموزش در مدارس , شعر, داستان , واژه نامه و ….
خوشبختانه نویسندگان , شاعران و پژوهشگران شهر ما و مناطق مختلف دیار پهناور لارستان کهن در این امر تا حدود قابل توجهی پویا هستند و امیدواریم که با تمرکز و توجه بیشتر از زوال این زبان و گویش کهن که متاسفانه طبق آماریونسکو در گروه رو به زوال قرار دارد , پیشگیری شود.
ویژگی بارز شهر ما تدوین و انتشار دو واژه نامه بسیار مفصل و ارزشمند است که ترجیح می دهم ابتدا خلاصه ای از تاریخچه معادل سازی واژگان و واژه نامه نویسی را بنویسم و پیش از آن برای چندمین بار یادآوری کنم که هیچیک از نویسندگان , شاعران و فعالان فرهنگی شهر ما تحصیلات تخصصی در زمینه های زبان و زبانشناسی ندارند و تنها عشق به این امر مهم باعث تلاش و توجه آنان شده است که بسیار شایسته قدردانی است.
جالب است بدانید که اولین واژه نامه به گویش اوزی ,به زبان انگلیسی در سال ۲۰۰۷ میلادی به وسیله دکتر سعید محمودیان که اهل اوز و ساکن آمریکا هستند در ویرجینیای آمریکا به چاپ رسیده است.
ENCYCLOPEDIA LARESTANICA
این واژه نامه در ۳۱۰ صفحه و با نگارش واژه ها با حروف فارسی و انگلیسی و توضیح و معانی به زبان انگلیسی منتشر شده است.
سپس در سال ۲۰۱۱ میلادی مجموعه شعرهای آقای فاروق ضیایی اهل اوز و ساکن دبی , تحت عنوان
“بستنه” در ۲۵۶ صفحه توسط انتشارات نوید شیراز به چاپ رسید که در آخر هر شعر, واژهای گویشی همراه با معادل آن به زبان فارسی و آوانگاری آمده است.
در سال ۲۰۱۲ میلادی کتاب ” سرود دشت زلاوز “ اثر اینجانب در ۵۲۸ صفحه و توسط نشر همسایه در تهران به چاپ رسید (و در سال ۲۰۲۰ میلادی چاپ دوم و سوم آن توسط انتشارات بامداد نو منتشر شد).این کتاب شامل شعرهای گویشی من همراه با ترجمه فارسی و آوانگاری , مقدمه ای مفصل بویژه درباره مشکلات نگارش ,آوانگاری و ترجمه و در بخش پایانی بیش از ۸۰ صفحه به واژه نامه اختصاص داده شده است .
اما در این دو کتاب فوق, واژه هایی که به زبان فارسی معادل گذاری شده اند, واژه هایی هستند که در شعرهای آنها به کار رفته اند و شامل تمام واژه های موجود در گویش اوزی نیستند.
در سال ۲۰۱۷ میلادی کتابی با نام ” واژه نامه گویش مردم اوز” اثر شادروان محمد رفیع ضیایی اهل اوز و ساکن تهران و همسر خردمند ایشان بانو نسرین انصاف پور, توسط نشر اختران در تهران و در ۱۲۸۰ صفحه منتشر شد که تا آن تاریخ جامع ترین و مفصل ترین واژه نامه گویش اوزی همراه با اصطلاحات , مصدرها , ضرب المثل ها ,حکایت ها و دستور زبان گویش اوزی بود.
در همان سال “۴ تا ۶ آوریل ۲۰۱۷ برابر با فروردین ۱۳۹۷ ” در کنفرانسی که به مناسبت ۲۰۰ سالگی انستیتوی شرق شناسی فرهنگستان علوم روسیه در مسکو برگزار شد , مقاله ای مفصل تحت عنوان
” واژه شناسی و واژه نامه نویسی در ایران بر مبنای گویش اوزی” ارائه دادم که بسیار مورد توجه قرار گرفت , چنان که دکتر النا مولچانوا زبانشناس مشهور و رئیس بخش زبانهای ایرانی که این مقاله را به زبان روسی ترجمه کردند ابراز نمودند که این كتاب یک دایرةالمعارف است. در سال ۲۰۱۸ ترجمه روسي اين مقاله در كتاب مجموعه مقالات آن فرهنگستان به چاپ رسید.
” متاسفانه برای معرفی فرهنگ بزرگ گویش اوزی با بروز کووید ۱۹ چنین فرصتی پیش نیامد.”
در سال ۲۰۱۹ میلادی کتاب ” فرهنگ بزرگ گویش اوزی ” در دو جلد با تلاش و همت آقای عبدالله جانفدا با نام اختصاری سیاوش توسط انتشارات نوید شیراز در ۱۵۵۲ صفحه منتشر شد. این کتاب در مراسم معرفی کتاب سال در سال ۱۴۰۰ به عنوان کتاب شایسته تقدیر معرفی شد.
کتاب با دیباچه هایی ارزشمند از دو استاد گرانمایه دکتر میر جلال الدین کزازی و پرفسور عبدالمجید ارفعی و پیشگفتار نویسنده آغاز می شود.سپس با مطالب مختلفی همچون معرفی اوز, ویژگی های فرهنگ اوزی, دستور زبان گویش اوزی و جدول های مختلف نشانه های اختصاری و آوانگاری و نماد ها و صرف در فرهنگ گویش اوزی ادامه می یابد و از صفحه ۱۰۹ واژه نامه آغاز می شود و تا صفحه ۱۱۳۸ در جلد دوم بخش واژه نامه به پایان می رسد. در ۴۱۴ صفحه نهایی پیوست هایی شامل ضرب المثل ها, داستان ها, نام گستره جغرافیایی بخش اوز, بویژه صرف افعال و در کتابنامه تصاویر گوناگونی از گیاهان و ابزار مختلف کهن و غیره آمده است.
این کتاب ارزشمند دستاورد زحمات و تلاش چندین ساله این بزرگوار است که شاید تا سالها بعد کس دیگری به آن نپردازد وتا آن زمان چه بسا بسیاری از واژه های این گویش کهن ودلنشین متاسفانه به فراموشی سپرده شود.
یکی از برترین ویژگی های این کتاب جدا از آنچه جناب جانفدا در بخش ویژگی های این کتاب ( صفحه ۴۰) نوشته اند, توجه به آوای متفاوتی از” الف ” است که در گویش اوزی فراوان است, اما نه آوای کشیده ” آ ” را دارد مانند ” آمد” و نه آوای الف بلند” ا ” مانند ” باران ” . آوایی که در فارسی معادل ندارد و یا بسیار اندک است مانند آوای الف در ” مامان ” یا ” کامپیوتر ” و در گویش اوزی مانند ” ما = من ” و ” بارا= برو “.
( آنچه من دربخش مشکلات نگارش , حرف “الف” ( صفحات ۳۴ و ۳۵ )کتاب سرود دشت زلاوز مفصل توضیح داده ام.)
البته از آنجاییکه آثار گویشی مکتوب ما بسیار اندک است و الگوی نگارش مشخصی نداریم ,نویسندگان ما هر یک با سلیقه و انتخاب خود تلاش کرده اند با حروف الفبای فارسی موضوع خود را بنویسند.
لازم به یادآوریست که آقای امیرحسین خنجی در کتاب خود به این امر توجه کرده و علامتی برای نشان دادن آن در نگارش گویشی خود بکار برده اند که به خوانش درست کمک می کند, اما متاسفانه در این کتاب آوانگاری بین المللی بکار نرفته است.
نویسندگان دیگر اوزی که در اینجا مورد نظرما هستند برای نشان دادن این آوا و کمک به تلفظ درست آن روی این الف ضمه گذاشته اند مانند “ماُ = من ” یا ” هاُد = بود ” که بنظر من درست نیست چون در تلفظ این واژه ها صدای ضمه شنیده نمی شود بلکه صدای یک الف کوتاه است که البته من آن را ” الف کوتاه ” نام نهاده ام و با یک الف مقصوره در کنار الف در نگارش گویشی و یک علامت سکون روی نشانه قراردادی در آوانگاری تلاش کرده ام این آوا را نشان دهم. آقای جانفدا نیز به این آوا توجه ویژه نموده و با قرار دادن یک علامت سکون روی الف در نگارش گویشی و یک نشانه قراردادی دیگردر آوانگاری, آن را نشان داده اند که هرخواننده, پژوهشگر و زبان شناسی می تواند به تلفظ درست این الف متفاوت در گویش ما دست یابد.
مانند :” گاْناْم= گندم ” يا ” باْباْيی = بابونه ” که بنظرم این مورد از ویژگی های برجسته این کتاب است.
دستور گویش اوزی
از ویژگی های برجسته دیگر این اثر بخش دستوری و صرف افعال است که دقت و توجه فراوانی نشان داده و بسیار عالی کار کرده اند.فعل های زیادی را صرف کرده و کار ارزشمندی از خود بهجا نهاده اند که برای دانشجویان زبانشناسی و پژوهشگران گویش ها و تمام دوستداران آموزش و یادگیری این گویش بسیار قابل استفاده است.
جدول نشانه های آوایی یا جدول آوانویسی
در این جدول ۸ حرف رایج در زبان فارسی وجود ندارد. این حرف ها عبارتند از :
( ث , ح , ذ , ص , ض , ط , ظ و ع ) که این کاستی مهمی است. شاید که از الفبای زبان عربی به الفبای ما راه یافته اند, اما قرن هاست که جزو الفبای زبان فارسی هستند, گرچه تلفظ این حروف در زبان فارسی مانند تلفظ آنها در زبان عربی نیست و همگی یکسان تلفظ می شوند.
ایشان می توانستند در کنار حرف فارسی آواهای حروفی که ریشه عربی دارند را بیاورند برای مثال در کنار حرف ” ز” حرف های ” ذ, ض,ظ” نیز نوشته می شد چرا که همه با یک آوا در فارسی تلفظ می شوند وبا یک نشانه آوایی آنها را می توان نشان داد.
در واژه نامه نیز هیچ بخش یا صفحه ای با این حروف هشتگانه وجود ندارد. حذف و تغییر نگارش واژه هایی که با این ۸ حرف آغاز می شوند که در واژه های زبان فارسی وجود دارند اما ریشه عربی دارند یا عربی هستند و یا مشتقاتی از آنها ساخته شده وطی قرنها رواج یافته اند و در گویش اوزی نیز استفاده می شوند , متاسفانه دستیابی جویندگان به معنا و معادل بسیاری از واژه ها را دشوار می سازد.
برای نمونه اگر در جستجوی معادل واژه “عصبانی ” باشیم , نمی یابیم چون در سرواژه ” اَسَبانی” نوشته شده است و در معنا خشمگین و عصبانی و” تریخ ” . جوینده چگونه این را پیدا کند ؟
در حالیکه می توانستند در سرواژه (عصبانی ” اَسَبانی ” = تریخ ) بنویسند یا یکی از دو گونه نگارش را پر رنگ می کردند که جویندگانی که حتما با نگارش متداول زبان فارسی معیار واژه ای را جستجو می کنند بتوانند به راحتی به خواست خود دست یابند.
راهکار دیگر اینکه می توانستند در بخش ویژگی های این کتاب , این موارد را تشریح کنند تا برای جوینده روشن شود که چگونه و در کجا واژه مورد نظر خود را پیدا کند. اکنون نیز می توان این موارد را در یک صفحه بنویسند و به پشت جلد داخلی کتاب بچسبانند و برای خریداران پیشین نیز بفرستند و برای چاپ بعدی کتاب چنین صفحه ای را اضافه نمایند.
برخی واژه ها نیز اصلا وجود ندارند در حالیکه با اندک تغییری درگویش اوزی به فراوانی استفاده می شوند. مانند :(صَحن = بُشکاب به معنی بشقاب ) یا ( سحر و سحری با تلفظ سَهَل و سَهَلی ).
بهخوبی می دانیم که ما با اقوام عرب اشتراکات فرهنگی زیادی داریم وحتی در میان اقوام گوناگون ایران هموطنانی از اقوام عرب در جنوب ایران داریم که در دل و جان ما جای دارند.پس هیچیک از ما , چه موافق و چه مخالف با این گونه نگارش هدفی جز نگهداری و تقویت زبان و گویش خود و زبان فارسی معیار ویا پیشگیری از قطع ارتباط نسل آینده با تاریخ و فرهنگ کهن خویش نداریم ,گرچه با نگاهی متفاوت و راهی متفاوت !
بسیاری از واژگان فارسی نیز به زبان عربی وارد شده اند مانند : لگام= لجام یا نرگس= نرجس…..و این خصلت طبیعی فرهنگ و زبان است که بر یکدیگر تاثیر می گذارند و تاثیر می پذیرند.
البته دربین زبانشناسان گرانقدرما با افکار متفاوت, برخی نیزبرای نگارش زبان فارسی چنین نظری دارند .اما چنانچه ما این روش نگارش را رواج دهیم, ارتباط تمام نسل های آینده با تاریخ و ادبیات و کلیه آثار مکتوب هزار ساله ما از بین می رود . البته که زبان و گویش خویش و زبان فارسی را باید تقویت و نگهداری کنیم , اما راهش این نیست که هرواژه ای که ریشه غیر فارسی دارد وقرنهاست رواج یافته و واژه معادل مناسبی در فارسی ندارد یا رواج نیافته است را از آن کنار بگذاریم یا نگارش آن را تغییر دهیم.برای نمونه به برخی دیدگاه ها اشاره می کنیم:
بنا بر گفته علامه قزوینی در ” بیست مقاله جلد ۱ صفحه ۸۷ سال ۱۳۳۲ ” :
” کلمات عربی که قریب هزار سال است داخل زبان فارسی شده اند , و به واسطه قدمت مهاجرت و کثرت استعمال هزار ساله و طول مدت اقامت در زبان فارسی , ملیت اصلی خود را از دست داده و حق همشهری گری در زبان فارسی به دست آورده اند , دیگر عناصر خارجی منسوب نمی شوند.”
البته در همین ۳ سطر نیز می شد معادل فارسی برخی از واژه ها را بکار برد.گرچه صحبت از ۷۰ سال پیش است!
در برابر این گروه، برخی دیگرخواستند زبان فارسی را از واژگان بیگانه مخصوصا عربی پاک سازند, احمد کسروی تبریزی برای از بین بردن واژگان عربی , می کوشید که از کتاب ها و آثار کهن معادل آنها را بیابد و جایی که واژه برابری پیدا نمی کرد با آمیختن دو واژه به هم واژه تازه ای به وجود می آورد.
برخی دیگر فرهنگ ها را می گشتند و برخی واژه های کهن فارسی را که بسیاری از آنها نارسا بود در نوشته های خود بجای واژه های رایج عربی می آوردند.مانند: مهرک بهجای کتاب, یا هاوشان بجای قوم,……
نتیجه این تلاش آن بود که هیچ فارسی زبانی مفهوم نوشته های آنها را نمی فهمید.
“برگرفته از مقاله دکتر هویدا عزت محمد , دانشگاه ادبیات دانشگاه منوفیه مصر, در نامه پارسی سال ششم- شماره ۳ –پاییز ۱۳۸۰″
دکتر پرویز خانلری در کتاب ” زبانشناسی و زبان فارسی صفحه ۱۷۲ سال ۱۳۴۷″ در مورد بکارگیری فراوان واژگان بیگانه می نویسند :” آیا این لغات اروپایی معادل آنها را در زبان فارسی نتوان یافت ؟به علاوه مشکل دیگری در این راه هست و آن اینکه ما امروز با یک زبان خارجی سر و کار نداریم.اگر هر کسی از زبانی که می داند لغاتی به فارسی نقل کند,فرداست که زبان ما آش درهمی از لغات فرانسه و انگلیسی و آلمانی و روسی و ایتالیایی شود. آن وقت این یک مشت آشنا که در سرزمین ایران مانده اند نیز همه با هم بیگانه خواهند شد.”
در حال حاضر نیزبه دلیل سرعت تکنولوژی و فناوری و گسترش اینترنت, در تمام زمینه های گوناگون علمی , ادبی , اجتماعی و …. واژه های بیگانه فراوان بویژه انگلیسی راه یافته است که متاسفانه عملکرد سازمانهای فرهنگی ما نشان داده است که توان معادل سازی همزمان انها را به زبان فارسی ندارند!
پس بهتر است هرچه تلاش و توان داریم در پیشگیری از رواج این واژه های تازه از راه رسیده, بکار بریم. پیش از آنکه بیش از این در زبان معیار ما جا خوش کنند.
در پایان, باید عرض کنم که طرح این کاستی به هیچ وجه از ارزش و تلاش و زحمات چندین ساله جناب جانفدا و اثر گرانبها و ماندگار ایشان نمی کاهد, ضمن این که من زبانشناس نیستم و تنها نظر شخصی اینجانب است که بر اساس صداقت و صراحت همیشگی خود بیان می کنم .
با آرزوی تندرستی و موفقیت روز افزون این بزرگوار ,پیشنهادی نیز دارم که می تواند به تمام پژوهشگران و زبانشناسان و دانشجویان این زمینه کمک کند که تلفظ دقیق و درست این واژه ها را بدانند. و آن ضبط صوتی این واژه ها همراه با معنای فارسی انهاست. البته زمان زیادی می طلبد اما تأثیری بسیاردر ماندگاری بیشتر و کاربرد بهتر واژه ها خواهد داشت.چیزی که با گذشت قرنها همچنان برجا خواهد ماند.چنان که فردوسی بزرگ می فرماید:
پی افکندم از نظم کاخی بلند که از باد و باران نیابد گزند
با درود و سپاس از نوشته بسیار ارزشمند شما بانو سلمانپور شاعر فرهیخته و گرامی
زبان و گویش اوزی هویت و شناسنامه ماست که بی تردید نگهداری آن بر ما واجب است
از معرفی کتاب های ارزشمند سپاسگزارم
برای شما و عزیزان گرانقدر سلامتی و موفقیت روزافزون آرزومندم
نكات ظريفي را ياد آور شده اید
بویژه آنچه در مورد نحوه نگارش آنچه که شما آن را ( الف كوتاه ) نام نهایده اید كه بسیارمهم بود . اميد كه اين گونه كنكاشها راهي به انتخاب يك نمايه مشترك براي همه بگشايد تا از تشتت نگاره ها و آنچنان كه اكنون وجود دارد پرهيز شود.
در رابطه با واژه هاي عربي نظير ( عصباني ) كه به صورت ( اسباني ) ثبت شده است هم تذكر داده ايد كه تا اندازه اي متقن است . هر چند در ( گزارش زبان) در وحله نخست مي بايست به آنچه كه واقعا هست و تلفظ می شود توجه شود و سپس به ملاحظات ديگر توجه كرد . به هر روي حرف شما كه كلا واژه هاي ( ايراني ) شده اي كه اصل عربي دارند و ديگر حتي در خود زبان عربي هم به كار نمي رود را نبايد به يكباره دور ريخت را من هم قبول دارم. .
نكته ديگر و بسيار مهم كه از مقاله شما من غير مستقيم عايد مي شود ؛ اصل نقد كردن است
متاسفانه درهمبود هاي مثل اوز كه نداشته ها چندین برابر داشته ها ی منتشر شده ست ؛ هر چه كه بر آيد وبه منصه ظهور برسد خودبه خود غنيمت به شمار مي آيد و گرامي داشته مي شود . از اينجا نوعي حريم ناپيدا به وجود مي آيد كه ( نقد ) نبايد كرد . چون كاري است که برایش زحمت كشيده شده و مايه گذاشته اند و اگر نقد كنيم همين ها هم ادامه نمي بابد.
ولي شما شجاعانه اين كه بايد نقد كرد را شروع كرده ايد.
من تقدير مي كنم
سلام؛
بر دوستانی که دغدغۂ حفظ زبان و گویش ها را دارند درود می فرستم و امیدوارم تبادل افکار و مکاتبات علمی پژوهشگران موجب گردد در آوانگاری به توافقی برسیم که بتوانیم فاصلۂ دریافتها را روز به روز کمتر سازیم و طریق مشترکی اتّخاذ کنیم که شباهتهای گویش ها با فارسی رسمی بهتر نشان داده شود و پیوند آنها مستحکم تر گردد ان شاءالله
عاشق زبان و ادب فارسی و دوستدار گویش های ایرانی : اسدالله نوروزی
با تشکر از خانم سلمانپور عزیز، شاعر، نویسنده و پژوهشگر گرانقدر فرهنگی ایران. همچنان که ایشان بر تالیف کتاب آقای جانفدا ارج بسیاری گذاشته اند، به نظر من هم انتشار کتاب دو جلدی فرهنگ بزرگ گویش اوزی تالیف آقای جانفدا کاری بزرگ و قابل تقدیر است. این که در شهر کوچکی مانند اوز دو کتاب فرهنگ لغت با دو سبک متفاوت منتشر شده نشانه وجود ظرفیت عظیم فرهنگی شهر زیبای اوز است. امیدوارم باز هم شاهد انتشار آثار بهتر و کامل تری در این زمینه در اوز باشیم.
در مورد اقوام ایرانی که قوم عرب هم یکی از اقوام آن به شمار می رود و مناطق وسیعی از جنوب غرب و جنوب ایران ساکنین اقوام عرب ایرانی هستند. چنانکه بحرین در زمانی نه چندان دور متعلق به ایران بود. این که بنا به دلایلی که اینجا مورد بحث ما نیست از ایران جدا و مستقل شده، ولی در واقع فرهنگ آنها همچنان نشان از ایرانی بودن آنها دارد. در طول تاریخ از دوره باستان تا حتی قرن اخیر، گستره جغرافیای ایران بسیار تغییر کرده. زمانی گستره جغرافیای ایران تا کناره های دریای مدیترانه و دریای سیاه می رسیده، این به آن معناست که زبان و فرهنگ مردم ایران هم به همین اندازه در طول تاریخ به این مناطق گسترش یافته و در زبان و فرهنگ آنها تاثیر داشته و برعکس زبان و فرهنگ مناطق مغلوب هم در فرهنگ و زبان ما تاثیر گذاشته. چنانکه بسیاری از واژگان عربی ریشه در زبان پارسی باستان و پهلوی دارند و معرب شده و در دوره های بعدی تاریخ به زادگاهشان ایران برگشته اند.
این امر در همه زبان ها و فرهنگ های مردم دنیا اتفاق افتاده. بنابراین می توان گفت هر یک از واژگان هویت و شناسنامه ویژه خود را دارند و تغییر املای این واژگان به شکلی که ۸ حرف از حروف الفبای فارسی را حذف کند موجب سردرگمی و به فراموشی سپردن آثار بزرگان شعر و ادب و فرهنگ غنی ایران از گذشته های دور تا امروز برای نسل های آینده خواهد شد. در واقع زبان فارسی معیار امروز متاثر از همه زبانهای اقوام ایرانی است که گنجینه بزرگی برای ساختن واژگان نو وارد شده در همه زمینه های علمی و فنی دانش امروز بشر است. احترام به هویت واژگان، همان احترام به هویت جمعی اقوام بزرگ ایرانی است.
با سپاس از سرکار خانمسلمانپور
به نکته دقیقی اشاره کرده اید و حذف ۸ حرف ( ث , ح , ذ , ص , ض , ط , ظ و ع ) که از چندین قرن قبل در نگارش کتب فارسی استفاده می شده ، کار درستی نبوده و نیست چون این حروف هم اکنون جزو فرهنگ فارسی است .
ان شاالله در چاپ های بعدی، این اشکال بزرگ رفع گردد و کلمات نامانوس همچون « اسبانی » حذف گردد و به «عصبانی» تبدیل شود .با تشکر
هزینه حمل آن از نهاوند تا اوز که معادل ۴۵ هزار تومان به ازای هر پاکت است چه خبره45000...
رها در مطلب: مصوبات کمیته نظارت بر توزیع کمک های مردمی برای آسیب دیگان از زلزله
طرح چهادی مسکن ملی با این سرعت لاک پشتی...
حسام در مطلب: برگزاری همایش تجلیل از جهادگران فاطمی ۳ در شهرستان اوز
با تشکر. از جناب. احمدی. بابت این. اطلاعات و اطلاع رسانی. انتظار می رود. مسولین. ودر راس. آنها فرمانداری. وستاد. بازسازی. زلزله اوز. آنرا بصورت جدی. دنبال. نمایند. تا آسی...
مشکلات. زلزله زدگان. در اوز در مطلب: زلزله ۲۷ مرداد اوز و وعدههایی که به مرور تحقق آنها کمرنگتر میشود
به چه روزگاری رسیدیم مردم زلزله زده آواره و گرفتار و دربدر شهر اوز چقدر انتظار بکشند آنوقت آقایان عین خیالشون نیست که زلزله زده بیچاره از کجا باید بیاره آنهم سود ۱۸ درصد...
فرهاد ابراهیم پور در مطلب: زلزله ۲۷ مرداد اوز و وعدههایی که به مرور تحقق آنها کمرنگتر میشود
تشکر وسپاس از مدیر لایق و دوستدار کتاب برای اختصاص زمین کتابخانه عمومی کوره و کمک جهت بهسازی محوطه کتابخانه عمومی قلات جناب ریاست بنیادمسکن اوز .مهندس کوه پیماه .احسنت. م...
حسینی در مطلب: کتابخانه میرزایی فیشور و رئیس بنیاد مسکن اوز در میان برترین های حوزه کتاب استان
امروزه نقش امام جمعه مراکز شهرستان. بسیار. مهم. وسازنده. است. پیگیری. واقدامات. امام. جمعه برای درخواست ها. واحتیاجات مردم. خوب. ونیکوکار. اوز باعث رضایت. خداوند متعال می...
نظر جمعی. از جوانان. دانشجو. اوزی در مطلب: طرح مسائل اوز توسط شیخ زمانی امام جمعه در اولین خطبه پس از معرفی
احسنت بر امام جمعه محترم ودلسوز. که مسایل مهم شهر. را مورد نظر. دارند ایشالله که در همه امور. اجتماعی. شهر ورود. نمایند. وبا. ارشادات خود. سبب تحرک مسولین. ومعتمدین. شهرس...
سپاس. از امام. جمعه محترم در مطلب: طرح مسائل اوز توسط شیخ زمانی امام جمعه در اولین خطبه پس از معرفی
با سپاس از فعالین عرصه کتاب. در فیشور که گل. سر سبد در منطقه جنوب فارس.وشهر ستان. اوز. هستند. با آرزوی. موفقیت بیشتر. برای. عزیزان. فیشوری...
شهروند. اوز. معلم در مطلب: کتابخانه میرزایی فیشور و رئیس بنیاد مسکن اوز در میان برترین های حوزه کتاب استان
به عزیزان کتابخانه و خانم حقیقت و دیگر تلاش گران عرصه فرهنگ در فیشور تبریک می گویم و همچنین به آقای مهندس کوهپیماه برای یاری رسانی به کتابخانه کوره و قلات تبریک و خسته نب...
فرهاد ابراهیم پور در مطلب: کتابخانه میرزایی فیشور و رئیس بنیاد مسکن اوز در میان برترین های حوزه کتاب استان
زندان از نظر جغرافیایی در حوزه قضایی. دادگستری. شهرستان. اوز. است اما به . نام. زندان. لارستان. است ومسولین اوز هم به آنجا کمک وخدمت. می نمایند. این هم. از ویژگی. های. شه...
حکایت. زندان. لارستان. در اوز در مطلب: در بند هم بند دلشان به کتاب ها بند است
با درود و سپاس از نوشته بسیار ارزشمند شما بانو سلمانپور شاعر فرهیخته و گرامی
زبان و گویش اوزی هویت و شناسنامه ماست که بی تردید نگهداری آن بر ما واجب است
از معرفی کتاب های ارزشمند سپاسگزارم
برای شما و عزیزان گرانقدر سلامتی و موفقیت روزافزون آرزومندم
درود فراوان استاد سلمانپور. بسیار بهره بردم.
نكات ظريفي را ياد آور شده اید
بویژه آنچه در مورد نحوه نگارش آنچه که شما آن را ( الف كوتاه ) نام نهایده اید كه بسیارمهم بود . اميد كه اين گونه كنكاشها راهي به انتخاب يك نمايه مشترك براي همه بگشايد تا از تشتت نگاره ها و آنچنان كه اكنون وجود دارد پرهيز شود.
در رابطه با واژه هاي عربي نظير ( عصباني ) كه به صورت ( اسباني ) ثبت شده است هم تذكر داده ايد كه تا اندازه اي متقن است . هر چند در ( گزارش زبان) در وحله نخست مي بايست به آنچه كه واقعا هست و تلفظ می شود توجه شود و سپس به ملاحظات ديگر توجه كرد . به هر روي حرف شما كه كلا واژه هاي ( ايراني ) شده اي كه اصل عربي دارند و ديگر حتي در خود زبان عربي هم به كار نمي رود را نبايد به يكباره دور ريخت را من هم قبول دارم. .
نكته ديگر و بسيار مهم كه از مقاله شما من غير مستقيم عايد مي شود ؛ اصل نقد كردن است
متاسفانه درهمبود هاي مثل اوز كه نداشته ها چندین برابر داشته ها ی منتشر شده ست ؛ هر چه كه بر آيد وبه منصه ظهور برسد خودبه خود غنيمت به شمار مي آيد و گرامي داشته مي شود . از اينجا نوعي حريم ناپيدا به وجود مي آيد كه ( نقد ) نبايد كرد . چون كاري است که برایش زحمت كشيده شده و مايه گذاشته اند و اگر نقد كنيم همين ها هم ادامه نمي بابد.
ولي شما شجاعانه اين كه بايد نقد كرد را شروع كرده ايد.
من تقدير مي كنم
درود بر شما
موفق و مويد باشيد
چون هميشه
سلام؛
بر دوستانی که دغدغۂ حفظ زبان و گویش ها را دارند درود می فرستم و امیدوارم تبادل افکار و مکاتبات علمی پژوهشگران موجب گردد در آوانگاری به توافقی برسیم که بتوانیم فاصلۂ دریافتها را روز به روز کمتر سازیم و طریق مشترکی اتّخاذ کنیم که شباهتهای گویش ها با فارسی رسمی بهتر نشان داده شود و پیوند آنها مستحکم تر گردد ان شاءالله
عاشق زبان و ادب فارسی و دوستدار گویش های ایرانی : اسدالله نوروزی
با تشکر از خانم سلمانپور عزیز، شاعر، نویسنده و پژوهشگر گرانقدر فرهنگی ایران. همچنان که ایشان بر تالیف کتاب آقای جانفدا ارج بسیاری گذاشته اند، به نظر من هم انتشار کتاب دو جلدی فرهنگ بزرگ گویش اوزی تالیف آقای جانفدا کاری بزرگ و قابل تقدیر است. این که در شهر کوچکی مانند اوز دو کتاب فرهنگ لغت با دو سبک متفاوت منتشر شده نشانه وجود ظرفیت عظیم فرهنگی شهر زیبای اوز است. امیدوارم باز هم شاهد انتشار آثار بهتر و کامل تری در این زمینه در اوز باشیم.
در مورد اقوام ایرانی که قوم عرب هم یکی از اقوام آن به شمار می رود و مناطق وسیعی از جنوب غرب و جنوب ایران ساکنین اقوام عرب ایرانی هستند. چنانکه بحرین در زمانی نه چندان دور متعلق به ایران بود. این که بنا به دلایلی که اینجا مورد بحث ما نیست از ایران جدا و مستقل شده، ولی در واقع فرهنگ آنها همچنان نشان از ایرانی بودن آنها دارد. در طول تاریخ از دوره باستان تا حتی قرن اخیر، گستره جغرافیای ایران بسیار تغییر کرده. زمانی گستره جغرافیای ایران تا کناره های دریای مدیترانه و دریای سیاه می رسیده، این به آن معناست که زبان و فرهنگ مردم ایران هم به همین اندازه در طول تاریخ به این مناطق گسترش یافته و در زبان و فرهنگ آنها تاثیر داشته و برعکس زبان و فرهنگ مناطق مغلوب هم در فرهنگ و زبان ما تاثیر گذاشته. چنانکه بسیاری از واژگان عربی ریشه در زبان پارسی باستان و پهلوی دارند و معرب شده و در دوره های بعدی تاریخ به زادگاهشان ایران برگشته اند.
این امر در همه زبان ها و فرهنگ های مردم دنیا اتفاق افتاده. بنابراین می توان گفت هر یک از واژگان هویت و شناسنامه ویژه خود را دارند و تغییر املای این واژگان به شکلی که ۸ حرف از حروف الفبای فارسی را حذف کند موجب سردرگمی و به فراموشی سپردن آثار بزرگان شعر و ادب و فرهنگ غنی ایران از گذشته های دور تا امروز برای نسل های آینده خواهد شد. در واقع زبان فارسی معیار امروز متاثر از همه زبانهای اقوام ایرانی است که گنجینه بزرگی برای ساختن واژگان نو وارد شده در همه زمینه های علمی و فنی دانش امروز بشر است. احترام به هویت واژگان، همان احترام به هویت جمعی اقوام بزرگ ایرانی است.
با سپاس از سرکار خانمسلمانپور
به نکته دقیقی اشاره کرده اید و حذف ۸ حرف ( ث , ح , ذ , ص , ض , ط , ظ و ع ) که از چندین قرن قبل در نگارش کتب فارسی استفاده می شده ، کار درستی نبوده و نیست چون این حروف هم اکنون جزو فرهنگ فارسی است .
ان شاالله در چاپ های بعدی، این اشکال بزرگ رفع گردد و کلمات نامانوس همچون « اسبانی » حذف گردد و به «عصبانی» تبدیل شود .با تشکر