هادی صدیقی: گاهی در میان اسناد و دستنوشتههای قدیمی که در جاهای مختلف منتشر میشوند، به اسنادی برمیخوریم که ارزش بررسی و واکاوی بیشتر را دارند. اسنادی که شاید در نگاه اول سند یا کاغذی بسیار معمولی بنظر آیند ولی هر آنچه بیشتر آنرا بررسی میکنیم، به ارزش آن بیشتر پی میبریم.
همواره شنیدهایم که زنان اوزی از دیرباز بدنبال کسب علم و خواندن و نوشتن بودهاند ولیکن جز گفتهها و شنیدهها و اشعار زنان اوزی کمتر سندی مکتوب در این باره در دسترس داشتیم. در روزهای اخیر چند سند دست اول از خط و نگارش زنان اوزی در فضای مجازی دست بدست شد که ارزش و اهمیت زیادی دارند.
یکی از این اسناد دست نوشتهٔ فاطمه مصباح زاده دختر عبدالرحمن مصباحالدیوان اوزی، خواهر بزرگتر دکتر مصطفی مصباح زاده و همسر ملامحمد حسیننیا است که شعر زیبای مرغ سحر سرودهٔ ملکالشعرای بهار را در دفتری یادداشت کرده است.
وقتی این سند را در گروه خانوادگی دیدم ابتدا گذرا از آن گذشتم ولیکن موضوع زمانی برایم جالب شد که متوجه شدم فاطمه، مادربزرگِ مادربزرگم حدود سال ۱۳۰۶ درگذشته است. مادربزرگ مادرم، خیرالنساء، دختر او که متولد ۱۲۹۹ خورشیدی است، شش یا هفت ساله بوده که مادرش را از دست میدهد؛ پس تاریخ فوت فاطمه حدوداً باید سال ۱۳۰۶ باشد. یعنی سالی که تصنیف مرغ سحر سرودهٔ بهار برای نخستین بار در کنسرتی در تهران اجرا میشود و به شهرت میرسد. پس او شعری را در دفترش یادداشت کرده که مضمون اجتماعی قوی داشته و در همان زمانها منتشر شده است و او در آخرین سال عمرش آنرا نوشته که نشان میدهد زنی باسواد و با اطلاع از اوضاع و احوال زمانه بوده است. وقتی این دستخط را در فضای مجازی منتشر کردم بازخورد جالبی داشت. شخصی در توئیتر نوشت: « این دستخط از نگاه پژوهشی هم مهم است. سطرهای آخر را ببینید: «شام ما شام [ما] را سحر کن». غلط ننوشتهاند… بهار، در آغاز، این تکه را همینطور سروده و بعدها شنیده که آوازخوان دورهگردی میخوانَد: «شام تاریک ما را سحر کن».
بهار هم تصرف هنرمندانهاش را میپسندد و شعر را تغییر میدهد. بنابراین، دستخط مربوط به زمانی است که تصنیف تازه بوده و شهرت امروز را نداشته است و هنوز ورژن اولیهاش را میخواندهاند. دربارهی سال سرودن مرغ سحر اختلافنظر هست. قطعاً بعد از ۱۳۰۷ نیست. دستخط هم لابد از همان سالهاست.»
دوست دیگری بنام ابراهیم از منظری دیگر به این دستنوشته توجه کرده و همانجا نوشته است: « ۱- روی کافِ آخر در «فلک» همزه آمده است.
۲-«نغمۀ» و «عرصۀ» همراه با سَریا است. معلوم نیست در چه فرایندی این سریا یا یای مضاف از نوشتار مردم حذف شدهاست و امروزه حتی بسیاری از نوشتههای رسمی را هم بدون سریا / یای مضاف مینویسند و آن را در خط فارسی بهرسمیت نشناخته و مهم نمیدانند!»
پس میبینیم یک نوشتهٔ به ظاهر ساده که شاید در میان اسناد قدیمی بسیاری از خانوادهها یافت شود، چقدر میتواند با اهمیت باشد.
سند دیگر که نخستین بار آنرا در گروه موزهٔ مردمشناسی اوز با این عنوان دیدم: «دستخط بانوی اوزى بنام فاطمه دختر ابراهيم آخوند اوزى به تاريخ ١٩ اسفند ١٢٩٩».
سند را آقای سیدیوسف حسینی در گروه موزه به اشتراک گذاشته بود و من آنرابرای دوست پژوهشگر و نویسندهٔ اوزی، عنایتالله نامور فرستادم و او علاوه بر متن نامه، یادداشتی بر آن نوشت که در ادامه میآید: «از معرفت رئيس ابراهيم ولد رئيس محمد رفيع اوزي ، مبلغ بيست تومان و سه ربع قران ، بابت قيمت چاه در زمين هاي بالا بابت ارث مرحوم ابوي و برادرم عبدالقادر به موجب نذرنامه مورخ ٢٨ جمادي الثاني كه ربع سهم آن واصل حقيره بنده شده است .في ٢٩ جمادي الثاني ١٣٣٩ هجري
اقل كمينه فاطمه بنت ابراهيم آخوند اوزي
——————————–
سه نكته يكم
دستخط خوب و خواناي اين زن است. او دختر يك آخوند است و بنابراين اين طبقه در اوز از قديم مكتب خانه داشته اند و زنان آنها هم به كار تعليم قرآن به دختران مشغول بودند. اين كه يك چنين زني با سواد باشد چندان غريب نيست. دوم
زنان با سواد در اوز كم نبودهاند. اغلب دختران و زنان تاجرهاي اوزی كه در بندرلنگه و بمبئي بودند، سواد داشتهاند و قادر به خواندن نامه پدرانشان بودهاند. معروفترين آنها مادر عبدالرحمن احمديان است كه دختر آخوند هم نبوده است و سواد عالی داشته به حدی كه مدتی حسابداری تجارتخانه پدرشوهرش را بر عهده داشته است . سوم
جالب است بدانيم ( رئيس ابراهيم ولد رئيس محمد رفيع كيست ؟)
او همان رئيس ابراهيم محموديان است كه بعدا پسرش رئيس عبدالله محموديان شهردار بندرلنگه بوده است .
( دكتر سعيد محموديان قبلا راجع حاج خيرالنساء مادر عبدالرحمن احمديان مطلبي نوشته بود.)»
جالب آنکه همسر اول عبدالرحمن مصباح دیوان و مادر فاطمه که دستخطش در ابتدای این نوشتار آمد، مريم دختر ملا محمد آخوند، عمه مرحوم عبدالله يزدانى است.
گفتنی است سند نخست به همت آقای ابراهیم محمودیان منتشر شده است.
متن تحقیقی خوبی بود و نشان از تعمق نویسنده در یک متن که اکثر ما گذرا از ان عبور میکنیم دارد
امید است سایر نویسندگان نیز این قبیل مطالب مستند را مد نطر قرار دهند
و از اظهار نظر بدون سند خودداری کنند
ای کاش کلا راجع به این فعال اجتماعی که در همه حوزه ها صاحب نظرند کمی توضیح میدادین...
بنیامین در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
موفق باشید آقای قاضی زاده...
در مطلب: اقتصاد، قلب تپنده هر شهر است
آیا کسی که افتخار می کند در انتخابات شورای اسلامی شهر اوز شرکت نکرده است و با افتخار اعلام می کند رای به صندوق نینداخته است آیا حق قضاوت در مورد خوب و بد شورا را دارد؟...
شهر وند اوز در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
محمد آقا منتخب با چند صد رای نماینده مردم نیست فقط صاحب کرسی می شود و نماینده همان سیصد و چها صد و هزار رای نه نماینده مردم...
عبدالله در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
منظور اقای نوروزی این است که در شهری. مانند اوز که حدود ۲۰ هزار نفر جمعیت. دارد باید افراد منتخب شورا دارای. ارای بالایی. باشند مانند. گراش. وخنج. وبستک. نه مانند ارای. ر...
پاسخ. به اقای محمد در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
عالی بود...
علی در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
آقای نوروزی پیشنهاد می کنم کاندید شوید شاید ۵هزار رای کسب کردید . اما همه می دانیم که طبق قانون پس از رای گیری ۵ نفر طبق بیشتر از آرای بقیه منتخبین مردم می شوند و شما هم...
محمد در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
مرد شريف و والاي بود ان شالله جنت الفردوس نصيبش باشه. الهي امين...
در مطلب: پیام تسلیت شیخ عبدالقادر فقیهی به مناسبت در گذشت محمد محمودی
ان شالله جنت الفردوس نصيبش باشه. الهي امين...
در مطلب: پیام تسلیت شیخ عبدالقادر فقیهی به مناسبت در گذشت محمد محمودی
ممنونم از توجه و اظهار نظرتان، همچنین تشکر می کنم از مدیر محترم نشریه که این موقعیت را فراهم نمودند که با یکدیگر تبادل نظر و گفتگو داشته باشیم. از اینکه بنده را ارشاد کرد...
فرید دستوری در مطلب: درهم برهم..
افتخاری است برای اوز
متن تحقیقی خوبی بود و نشان از تعمق نویسنده در یک متن که اکثر ما گذرا از ان عبور میکنیم دارد
امید است سایر نویسندگان نیز این قبیل مطالب مستند را مد نطر قرار دهند
و از اظهار نظر بدون سند خودداری کنند