چهارشنبه ۰۵ تیر ۱۳۹۸
 |  ۶/ آذر/ ۱۳۹۷ - ۷:۱۷
  |   نظرات: 2 نظر
471 بازدید

اوز از دیروز تا امروز

دکتر ناصر یادگارفرد: زمانی که نوجوان بودم و در اوز درس می خواندم به یاد دارم که با امکانات آن زمان، مدرسۀ ما(مدرسه بهروزیان) چه پر رونق بود و شور و نشاطی داشت، البته من هنوز در متوسطه اول یا همان راهنمایی آن دوره بودم ولی می دیدم که برای متوسطه دوم یا دبیرستان از تمام روستاها به اوز می آمدند و کلاس ها در رشته های مختلف دارای چند شعبه بود مثلا رشته ریاضی-فیزیک سه شعبه داشت و همین‌طور تجربی و انسانی و

اما امروز اوز با دارا بودن مدارس بیشتر،به‌جای پیشرفت کمی و کیفی در آموزش ،آن‌گونه که گزارش ها حکایت می کرد در سالهای قبل به‌دلیل استقبال پایین از رشته ریاضی و به حد نصاب نرسیدن آن، اوز دارای رشته ریاضی نبود و تعداد کمی از دانش آموزان که باقی می ماندند از اوز به کهنه یا لار می رفتند و در آنجا درس می خواندند. 

 *زمانی با شرایط و امکانات آن زمان، مسئولین محلی منضبط ، کوشا و الگویی برای مدیریت سایر مسئولین بودند به‌طوریکه از مدارس، بوی کیفیت و مدیریت بلند بود اما امروز گزارش ها حاکی از آن است که دانش آموزان خسته و رنجور و خانواده های ساکن اوز از ترس افت تحصیل فرزندان خود به شهرهای دیگر و نیز به مراکز آموزشی کمک درسی روی می آورند که آن‌هم تا کنون کسی  مفید و موثر بودن آنها را مورد ارزیابی قرار نداده است.

 *زمانی بازار اوز با امکانات آن زمان پر از رونق بود و فروشنده ها  از لار و شیراز کالا خریداری می کردند و در اوز می فروختند به‌طوری که نیازهای  تمام روستاهای حواشی خود را تامین می نمود و همه برای خرید به اوز می آمدند و بازار اوز چنان رونقی داشت که حتی برخی فروشنده ها از گراش برای کسب و کار به اوز می آمدند .اما آن‌چه امروز شاهد آن هستیم  حاکی از آن است که فروشنده ها به دلیل رکود باید اجناسشان را از مغازه بردارند و با خود به این روستا و آن روستا ببرند تا به فروش رود.

 *زمانی محصولات کشاورزی اوز به گراش و لار صادر می شد و در آن‌جا به‌فروش می رفت ولی امروز نه تنها صادر نمی شود که حجم محصولات کشاورزی که از شهرهای همجوار وارد شهر می شود به‌مراتب بیشتر و با کیفیت تر از محصولات اوز است.

 *زمانی بود که مردم اوز همه از شهرخودشان خرید می کردند اما امروز گزارش ها بیانگر این نکته است که مردم به دلیل گرانتر بودن و یا کیفیت پایین تر کالاها در اوز، برای خرید به گراش و لار می روند.

 *زمانی برکه ها، مدارس ، مساجد و … همه برای رفع نیازهای مردم ساخته می شد و کسی نمی دانست چه کسی آن را ساخته است، و اصولا انجام کار خیر نیاز به تبلیغ نداشت و خیران برای افتخار کردن به آن ها کاری انجام نمی دادند اما امروز ما در ضعف مشارکت های اقتصادی برای رفع نیازهای امروز کار خاصی انجام نمی دهیم و به‌جز تعداد معدودی خیر، برخی نیز جنبه تظاهرداشته و برای افتخار کردن به آن است.

 *زمانی در اوز بیمارستان و هلال احمر بود که در گراش و خنج و چند شهر مجاور دیگر نامی از بیمارستان نبود و همه برای درمان به اوز مراجعه می نمودند و اما امروز ، شهرهای مجاور مجهز به بهترین و بالاترین تجهیزات پزشکی و کادر قوی پزشکی هستند و برای ساده ترین موارد پزشکی بیماران اوز را به گراش و لار و … ارجاع می نمایند.

 *زمانی با آن امکانات محدود وقتی جلساتی تشکیل می گردید حرف ها یک‌جا جمع می شد و همگرایی صورت می گرفت و برای انجام یک کار که برای منفعت عموم مردم بود حرف ها تبدیل به عمل می شد اما امروز در شرایط رشد فرهنگ دیجیتالی به‌جای استفاده کارا و مفید از آن‌ها، هزاران گروه مجازی تشکیل ولی هیچ حرف و سخنی در عمل به هم نزدیک و تبدیل به عمل نمی شود.

 *زمانی آرزوها بزرگ بود و بزرگان اوز دست به دست هم می دادند تا آرزوهای بزرگ شهر را محقق سازند اما امروز آرزوها بسیار کوچک و در حد رنگ کردن یک اتاق تنزل یافته است.

 انگارشبیه باغچۀ کوچکی هستیم که درختان به خاطر فضای کم از کنار هم بودن لذت نمی برند، ما نیز از کنارهم بودن لذت نمی بریم و دوست داریم برخی ها هرس شوند تا جا برایمان بازتر شود.به این نکته توجه نداریم که اگر چهل سال پیش باغچه بودیم اکنون باید باغ باشیم نه یک باغ هزاران باغ دیگر با درختان بیشتر و تنوع بیشتر، و نباید به فکر حذف همدیگر باشیم، بلکه با این پتانسیلی که اوز دارد تاکنون باید مناطق مختلف اوز به زیباترین شهرکها و باغات و پارک ها تبدیل شده بود.بااین حذف ها نه تنها هیچکدام رشد نکرده ایم بلکه کوچک و کوچکتر هم شده ایم.

 تنها کاری که کردیم این بود که به نظاره نشستیم تا عده ای جولان بدهند، زمین ها را متر کنند و هر روز به این و آن بفروشند و مال و منالی برای خود مهیا نمایند و درآخر سهم شهر از این منافع بزرگ زمین خواری و زمین فروشی که جز تورم، ارزش افزوده ای در بر نداشت. این شد که تنها در چهار مکان چهار ساختمان برای دانشگاه درست شود اما مانند لار و گراش و دیگر شهرهای همجوار که از زمین های موجود درجهت کمک به خانه سازی برای شهروندان و ادارات و ساخت مجتمع های تفریحی، پارکها، باغ ها و …استفاده شد،  بر روی این همه زمین نه باغی، نه ساختمان و مجتمع های زیبا، نه شهرک های استاندارد ، نه فضای سبز و … نساختیم که امروز با ورود هر مسافر به شهر از جلوه و نمای شهر انگشت به دهان بماند

 نه خورشید بودیم که بتابیم و روشنگر راه فردا باشیم، نه بارانی شدیم که صدای نغمه هایمان دلهایی را آرام نماید. نه بر خاک روان شدیم که زمین را تن پوشی سبز بپوشانیم و نه هوایی بودیم که به نفس ها امید زنده ماندن بدهیم. نه ستاره بودیم برای شب های تاریک و ناامید فرداها و نه ماه که خودنمایی کنیم برای زمین.

 لار و گراش و خنج و … مثل پیچک هایی از دیوار پله های پیشرفت بالا رفتند و چهره خود را زیبا و زیباتر نمودند و اوز هنوز در بافت های قدیمی خود مانده و چهره پیر و خسته ی خود را حفظ نموده است.

نگاهی به جمعیت گذشتۀ ساکن اوز و مقایسه آن با جمعیت امروز (به‌جز جمعیت شناور)، رشد پایینی از جمعیت ساکن در اوز را طی سال‌های گذشته تا به امروز به ما نشان می دهد که این حکایت از  رشد پایین و کاهش رونق در همه بخش های اقتصادی و اجتماعی اوز را دارد. در چنین شرایطی از اوز تنها یک جاذبیت برای جمعیت شناورو خارج از اوز نشین دارد و آن‌هم نوستالژی بودن آن است  که با حفظ  بافت قدیمی آن و گاهی  هم کشیدن دست های نوازش و ظریف خیران محترم نقش و رنگ زیباتری بخود می گیرند.

 به‌راستی چه شده و چرا وضعیت شهروندان اوز از هر جنبه جهت معکوس به‌خود گرفته است و هر کس برای خودش کار می کند نه برای شهر؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

2 Responses to “اوز از دیروز تا امروز”

  1. اوزی گفت:

    تاکنون هرچه مردم از ازخودشیفتگی اوز و خیرین محترم و درستکارشان در تامین نیازهای مردم اوز حرف زدند مشکل ارتقای اوز حل نشد آیا بهتر نیست با عرض پوزش بجای تعریف از خود و از خودگذشتگی و خوشیقتگی رویه عوض کنند و دست و کاسه گدایی پیش مسولین دراز کنند . روش قبلی که جواب نداد شاید روش جدید و ناله کردن مردم پیش مسولین بهتر جواب بدهد. البته نمیدانم چه باید کرد. مناطق بیشتر محروم ایران زودتر ارتقا پیدا کرده اند. هرچه جلوتر میرویم و تامین نیازهای مردم از سوی مسولین بیشتر میشود اوضاع بدتر میشه

  2. مریم یادگارفرد. گفت:

    با تک تک حرفهای دکتر ناصر یادگارفرد موافق هستم فکر کنم حرف دل همه دلسوزان اوز را زده باشد. اینکه در اوز چند گروه تشکیل شده که در بوق وکرنا کنیم که ما کمپین پیاده روی راه انداختیم. یا چهار تا اسب داریم واسب سواری داریم. درد ی از بخش اوز که روز به روز از نظر فرهنگی وامنیتی رو به زوال است جای تاسف دارد. اپز در گذسته شهری بوده که اگر شبانه روز درب منازل باز بود کسی ترسی از دزد ودزدی وجنایت نداشت. ولی الان باید خون گریست وقتی می شنویم پسر بچه ۱۲ساله به طرز فجیعی گشته شده ودلیل کشته شدنش هم معلوم نیست. چرا ……هیچ مطلبی راجع به او چاپ نکرده. یعنی جان یک کودک ورزشکار ارزشی برای مسئولین این ماهنامه نداشته. جای تاسف است که این ماهنامه نباید به خانواده ها آگاهی بدهد که مواظب کودکانشون باشند. وبرای امنیت مردم اوز جلسه ای برگزار کنند ونتایج آن را به گوش مردم برسانند. وووووووووهزاران حرفهای ناگفته ،این ماهنامه تبدیل شده به اغراق که مردمی که در اوز نیستند فکر می کنند اوز بهشت برین است. ولی وقتی یکی از آنها به اوز میایند ،اوز را از ۳۰؛۴۰سال پیش که دیده اند به جای پیشرفت،پسرفت کرده است به همین خاطر است که اغلب جوانان که برای ادامه تحصیل به شهرهای دیگر میروند رغبت نمی کنند به اوز برگردند. به امید روزهای روشن برای اوز به قول امروزها اوز شهر خشوم،

نظر سنجی
Sorry, there are no polls available at the moment.
آخرین نظرات
  • واقعا که حرف دل مردم رو زدی سعی کنید در مسایل مزدم جسور باشید و مردم بدانند که چه کسانی خدمت می کنند و چه کسانی خیانت...
    دمت گرم رئیس در مطلب: سخن رئیس شورای اسلامی شهر اوز با شهروندان گران قدر و والا مقام
  • همش که تعریف و تمجید از دکتر عسکری است...
    سعید در مطلب: سخن رئیس شورای اسلامی شهر اوز با شهروندان گران قدر و والا مقام
  • واقعا جاي تاسف داره كه يك.عضو شورا بيشتر وقتش رو تو فضاي محازي ميكذرونه و با شكلك هاي خنده ديكران را مورد تمسخر قرار ميده واقعا واسه خودمون كه جنين شخصي را انتخاب كرديم م...
    كامي در مطلب: سخن رئیس شورای اسلامی شهر اوز با شهروندان گران قدر و والا مقام
  • درود بر دکتر عسکری که در دوره ریاست ایشان جوی آرام و تلاش بدون هیاهو را در دستور کار خودش قرار داده و مسائل و مشکلات شهر را با دقت و با نگاه تیزبین رصد می کند...
    اشنا در مطلب: سخن رئیس شورای اسلامی شهر اوز با شهروندان گران قدر و والا مقام
  • جناب دکتر عسکری زمان مرحوم پدرت هم مخالفین کاری کردند که آن مرحوم ناگزیر به استعفا بشه ولی هم اکنون آن زمان گذشته و شما پشتوانه محکم مردمی داری و دوستان قوی نا امید مشو و...
    امین در مطلب: سخن رئیس شورای اسلامی شهر اوز با شهروندان گران قدر و والا مقام
  • آقای عسکری مشکل اینجاست که شما با خویشتن داری زیاد به چنین افرادی فرصت خودنمایی داده اید,انشاالله در انتخاب هیئت رییسه بعدی در انتخاب سخنگو و رییس کمیسیون های مهم دقت نظر...
    رضا در مطلب: سخن رئیس شورای اسلامی شهر اوز با شهروندان گران قدر و والا مقام
  • ابرنامه هایی که در گردهمایی شور و مشورتی انجام میشه قطعا متعلق به شورای شهر نیست و در مجلس و هیات دولت هم کرارا اتفاق و ملموس هست.اما آنهایی را که از این اختلافات سلیقه ا...
    اوز مظلوم در مطلب: سخن رئیس شورای اسلامی شهر اوز با شهروندان گران قدر و والا مقام
  • افراد که نقش مشاور در کمک فکری به رئیس شورا میکنند بهتر است در جهت همدلی و همبستگی و جلوگیری از ایجاد دو دستگی به مردم اوز خدمت نمایند چون تفرقه نه تنها خدمت نیست بلکه خی...
    همشهری آگاه به مسائل شورا در مطلب: سخن رئیس شورای اسلامی شهر اوز با شهروندان گران قدر و والا مقام
  • درود بر دکتر عسکری عزیز,شما پر توان به کارت ادامه بده چون فرزند مرحوم محمود عسکری هستی و جز این از شما انتظار نمیره,مردم آگاهند و کسانی را که قصد تفرقه افکنی و تظاهر را د...
    اوزی در مطلب: سخن رئیس شورای اسلامی شهر اوز با شهروندان گران قدر و والا مقام
  • انشاء الله هرچه زودتر ختم بخیر شود و دارای یک شورای منسجم شویم...
    ابراهیم در مطلب: سخن رئیس شورای اسلامی شهر اوز با شهروندان گران قدر و والا مقام