هادی صدیقی: روانشاد محمدرفیع ضیائی؛ هنرمند، پژوهشگر و کاریکاتوریست شهیر ایرانی-در سال ۱۳۲۷ در شهر اوز متولد و سوم تیرماه سال جاری در تهران درگذشت؛ و پیکرش با بدرقه هنرمندان، خانواده و همشهریانش در قطعه هنرمندان بهشت زهرا آرام گرفت.
امیر سقراطی –نویسنده ومنتقدهنری ومعاون سردبیرنشریه تندیس- که در مجله گل آقا با مرحوم ضیایی همکار بوده است، کتابی با عنوان: «حافظه ی روشن تاریخ»، درباره زندگی و آثار ضیایی چاپ و منتشر کرده است که مورد استقبال علاقمندان هنر، به ویژه هنر کاریکاتور، دوستداران ضیایی و آثارش و نیز همشهریان او قرار گرفته است.
در مقدمه کتاب آمده است: «محمدرفیع ضیایی نامی آشنا در کاریکاتور ایران است. کسی که یک تنه در فضای پژوهش کاریکاتور ایران کار کرد و هم در تولید متن های پژوهشی و هم در خلق اثر هنری پُر کار بود. تولیدات هنری او بیش از بسیاری در این وادی بود. ضیایی بیش از چهل سال، به طور مستمر و متناوب در زمینه ی کاریکاتور مطبوعاتی، فکاهی و روشنفکری فعالیت کرد و بی وقفه در تولید متن های پژوهشی و تحقیقی کوشید و تمام عمرش را در خدمت به جامعه ی هنری گذراند. به دور از هیاهو و جنجال ها زیست و دقایق زندگی اش را معطوف به فرهنگ کرد. هر آنچه از گنجینه ی گرانبهای فرهنگ و هنر و تاریخ ایران آموخت چون گوهری صیقل یافته به آن پس داد و بر آن افزود.اگرچه در سکوت زیست، منزوی و دور از اجتماع نبود. در بطن مهم ترین اتفاقات کاریکاتور حضور داشت. در مهم ترین نشریات فکاهی پس از انقلاب کار کرد. در تصمیم گیری برای جشنواره ها و دوسالانه های کاریکاتور حاضر بود و بانی سخنرانی های پژوهشی برای کاریکاتور شد. کارها و فعالیت هایش، برای تمام تاریخ کاریکاتور ایران یادگاری ارزشمند است و پیام او که مدارا، دوستی و صلح بود در متن کاریکاتورهایش برای علاقمندان و عاشقان فرهنگ و هنر باقی ماند. آثار نوشتاری و تصویری اش همچون مخزنی سرشار از دانش و خرد برای آیندگان باقی مانده است.
ضیایی در ابتدای مقدمه کتاب «پرونده کاریکاتور» که در سال ۱۳۸۸ منتشر شد، کاریکاتور را هنری فرهیخته نامید و جالب اینکه صفت فرهیخته، برازنده ی خود او هم بود که با شخصیتی متین و مؤقر و مؤدب، محبوب زیست و محبوب بود و عمری را در ادب و هنر طی کرد و خدمت رسان جامعه ی هنری بود. او از مهم ترین پژوهشگران کاریکاتور در تاریخ این مرز و بوم است که بی وقفه با روشی علمی به بررسی کاریکاتور پرداخت و در سلسله مقالاتش مفاهیم کاریکاتور را تبیین و تشریح کرد و شارح تاریخ نانوشته کاریکاتور شد. ادبیات و ژورنالیسم را از قاجار به این سو بررسی و پیوندش با کاریکاتور را عیان کرد… »
این کتاب همانطور که در مقدمه آن نیز آمده است «کتابی است به قلم یک پژوهشگر جوان تر در رثای پژوهشگری پیشکسوت که یکی از مهم ترین نویسندگان تاریخ کاریکاتور ایران بود». در این کتاب امیر سقراطی زندگی ضیایی را از کودکی تا مرگ وی مورد بررسی قرار داده است و به معرفی آثار او، فعالیت ها و مقالاتش پرداخته است. علاوه بر عکس های مختلف ضیایی در سال های مختلف زندگی بخشی از کتاب به نمونه آثار آن مرحوم اختصاص یافته است و گزیده ای از مقالات وی بازنشر شده است.
در بخش «کتاب شناسی» به کتاب های در دست انتشار آن مرحوم همانند «انتقاد، فکاهی و طنز سیاسی در سال های ملی کردن نفت در ایران» و « واژه نامه ی گویش اوزی» و «داستان های کوتاه از نشریات طنز و فکاهی» اشاره شده است که بزودی در دسترس علاقمندان قرار خواهد گرفت.
در بخش های مختلفی از کتاب به زادگاه محمدرفیع ضیایی، شهر اوز، اشاره شده است و این شهر به خوبی معرفی گشته است. در بخش «اوز جایی برای بازگشتن»، نسرین انصاف پور، همسرش، نقل می کند: «او بیش از هر چیز عاشق اوز و نگران خشکی و بی آبی آن بود، همیشه در تلفن هایش با خانواده، اولین سوالش درباره ی آب و هوا و باران بود که آیا باران باریده است یا نه. صبر نداشت که نوروز بیاید و چون پرستویی مهاجر دوباره به زادگاهش بازگردد و چند روزی خستگی تمام روزهای سال را با دیدن خانواده و همشهریان و کوه و دشت و صحرا و نخل و برکه و … به در کند. چنین عشقی به سرزمین و زبان مادری اش او را از سال های دور به این فکر رساند که باید درباره ی فرهنگ و زبان مردم اوز کاری کرد. از بیش از ده سال پیش شروع به جمع آوری و ضبط و ثبت واژه ها و ضرب المثل ها و نوشتن و یادداشت برداشتن درباره اوز کرد و ما این یادداشت ها را با هم تنظیم می کردیم و شرح آن را به فارسی نوشته و ریشه یابی واژه ها را انجام می دادیم، سپس آن را حروفچینی و طبقه بندی می کردیم. آنچه ما می پنداشتیم نوشتن واژه نامه ای بود که شاید به دویست صفحه برسد. ولی وقتی درباره ی هر یک از واژه ها بعد از ریشه یابی و شرح و آوردن مثال هایی که این واژه ها در آنها کاربرد دارد و نیز نوشتن ضرب المثل ها و بعضا حکایت هایی که این واژه ها در آنها به کار رفته، هر واژه را شرح دادیم کتابی شد با بیش از هزار صفحه، و طراحی های بسیار زیبای ایشان درباره ی زندگی مردم اوز و همین طور استفاده از عکس هایی که در طی سال ها خودش با دوربین از آنچه دوست می داشت تصویر برداشته بود. چنین مجموعه ای که با همکاری هم آن را طی سال ها پرورانده بودیم در اواخر سال ۱۳۹۴ به پایان رسید و با نام «واژه نامه ی گویش اوزی» با حمایت مالی هیئت امنای محلی دانشگاه پیام نور مرکز اوز به نشر اختران در تهران برای چاپ سپرده شد.» متاسفانه مرحوم ضیایی آن قدر عمر نکرد تا چاپ شدن این کتاب را ببیند.»
کتاب «حافظۀ روشن تاریخ» (زندگی وآثارمحمدرفیع ضیائی کاریکاتوریستِ تاریخ نگار) به قلم سیدامیرسقراطی،هشتم بهمن ماه،همزمان باسالروزتولدشادروان محمدرفیع ضیایی،درآمفی تئاترشهنازخانه هنرمندان تهران و در برنامه گرامیداشت یادضیایی رونمایی شد. این کتاب دارای ۲۹۶ صفحه است و توسط انتشارات نشر پیکره و در شمارگان هزار نسخه با قیمیت سی هزار تومان در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.
گفتنی است به همت آقای محمد (شیخ محمدرفیع) فقیهی، ۲۵ نسخه از این کتاب خریداری و بین مراکز فرهنگی، دانشگاهی و کتابخانه های عمومی بخش اوز توزیع شده است.
از جناب. هادی. صدیقی به خاطر. اطلاع. رسانی وعلاقه مندی ایشان. به فرهنگ وهنر منطقه. سپاسگذار واز همت. وحرکت فرهنگی دوست عزیز اقای. محمد شیخ تشکر. وقدر دانی می کنم
بسیاری از اوزی ها در رشته های مختلف اعم از رشته های فرهنگی ، علوم(ریاضی ، فیزیک و…) مهندسی ، پزشکی ، هنر ، ادبیات ، ورزش ، باستان شناسی ، سیاست ، تجارت و غیره افرادی موفق و مطرح شده اند.
اعتقاد من بر این است آنهایی که از این جمع کاری برای اوز نکرده اند و یا دست کم علاقه و تعصبی برای اوز از خود نشان نداده اند نبایستی چندان مورد استناد قرار گیرند.
به قول بابا طاهر:
“خوشا که مهربانی از دو سر بی”
مرحوم ضیایی که اینهمه به زادگاه خود علاقه مند بوده و پیرامون ثبت و ضبط فرهنگ اوز کار کرده حقیقتا شایسته ی تقدیر و تمجید بوده است.
حیف که در زمان حیاتش خدمات آن مرحوم دور از چشم قرار گرفت و چندان که شایسته و بایسته بود شناخته نشد.
لطفا. دراستانه. ورود. وزیر بهداشت. ودرمان. به منطقه جهت افتتاح بیمارستان جویم ومسافرت. ایشان. به لار وگراش. اطلاع رسانی شود. واز مسولان. اوز. ومنطقه. برای دیدار وزیر. از...
تقاصای معلم. اوزی در مطلب: ملا احمد کرامتی؛ نقاش، خوشنویس و نگارگر قدیمی اوز
مرحوم بهرام دوستی روشن، در شهریور ماه ۱۴۰۵ دعوت حق را لبیک گفت و به آسمان پیوست. روحش شاد و یادش گرامی...
همکار سابق در امور آب شهرستان خنج در مطلب: اولین رئیس بنیاد مسکن شهرستان اوز معرفی شد
خدمت اقای احمدی. وسایر دلسوزان. رسانه ای. وفعالان اجتماعی. دراوز به قرار اطلاع موثق. وزیر بهداشت. ودرمان بزودی. ( مهرماه) برای افتتاح بیمارستان جویم به منطقه میایند. لازم...
قابل توجه جناب اجمدی در مطلب: خیلی زود دارد دیر میشود
با احترام به بانی خیر. بیمارستان فعلی اوز که این بیمارستان سالها درخدمت مردم بوده. اما الان بیمارستان فرسوده وظرفیت گسترش وپذیرش. تجهیزات وبخشهای مدرن وامروزی. را ندارد....
اوزی متخصص در پیرا پزشکی در مطلب: خیلی زود دارد دیر میشود
جناب آقای احمدی عزیز ، مواظب باشید که خدایی ناکرده بخاطر این گزارش از طرف عده ای تحدید و یا با پاسخ تند روبرو نشوید ، زیرا افرادی هستند که خود را مالک این بیمارستان می دا...
فاروق رکنی در مطلب: خیلی زود دارد دیر میشود
به قرار اطلاع. وزیر بهداشت ودرمان دراینده نزدیک برای. افتتاح بیمارستان جویم به منطقه مسافرت می کنند. لازم است مسولان بهداشت. ودرمان. وفرمانداری. اوز. ودیگر فعالان اجتماعی...
قابل توجه. فرمانداری. اوز در مطلب: خیلی زود دارد دیر میشود
لازم است گروهی. از فعالان اجتماعی. وافرادی که در بیمارستان اوز دارای سوابق. وتجربیاتی. هستند هییتی رسمی تشکیل دهند ومطالبات ودرخواستهای بهداشت. ودرمان وبیمارستان. اوز. را...
جمعی از همشهریان درشیراز در مطلب: خیلی زود دارد دیر میشود
دیدن جمعی سالم و بی حاشیه از خبرنگاران بی جنجال و سالم لذت بخش است. موفق باشید، روزتان مبارک قلمتان شجاع...
شهروند در مطلب: درک متقابل محور نشست شهردار و شورای اوز با اصحاب رسانه
ای کاش کلا راجع به این فعال اجتماعی که در همه حوزه ها صاحب نظرند کمی توضیح میدادین...
بنیامین در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
موفق باشید آقای قاضی زاده...
در مطلب: اقتصاد، قلب تپنده هر شهر است
از جناب. هادی. صدیقی به خاطر. اطلاع. رسانی وعلاقه مندی ایشان. به فرهنگ وهنر منطقه. سپاسگذار واز همت. وحرکت فرهنگی دوست عزیز اقای. محمد شیخ تشکر. وقدر دانی می کنم
بسیاری از اوزی ها در رشته های مختلف اعم از رشته های فرهنگی ، علوم(ریاضی ، فیزیک و…) مهندسی ، پزشکی ، هنر ، ادبیات ، ورزش ، باستان شناسی ، سیاست ، تجارت و غیره افرادی موفق و مطرح شده اند.
اعتقاد من بر این است آنهایی که از این جمع کاری برای اوز نکرده اند و یا دست کم علاقه و تعصبی برای اوز از خود نشان نداده اند نبایستی چندان مورد استناد قرار گیرند.
به قول بابا طاهر:
“خوشا که مهربانی از دو سر بی”
مرحوم ضیایی که اینهمه به زادگاه خود علاقه مند بوده و پیرامون ثبت و ضبط فرهنگ اوز کار کرده حقیقتا شایسته ی تقدیر و تمجید بوده است.
حیف که در زمان حیاتش خدمات آن مرحوم دور از چشم قرار گرفت و چندان که شایسته و بایسته بود شناخته نشد.