فرهاد ابراهیم پور: چند سالی است که در شهر اوز و بخصوص بعد از انقلاب بعضی از آیین ها و مراسم مانند چهارشنبه سوری یا نوروز رسم شده است. مردمی که هیچگاه سفره هفت سین نمی انداختند تحت تأثیر سایر مردم کشورمان هم نوروز را می گیرند و سفره می اندازند و هم چهارشنبه سوری گاها برگزار می کنند رسمی که در شهرستان اوز نبوده است و اکنون حدود سه دهه است که این مراسم ها که جز آئین دیرین و باستانی ما ایرانیان هست برگزار می کنند.
از آنجا که این رسم در ما هنوز نهادینه نشده است خیلی وقت ها نه تنها آن را از محتوای اصلی خالی می کنیم بلکه به یک مراسمی می رسیم که نشانه های آن مراسم رعایت نمی شود.
امشب مثل بسیاری از مردم و کسانی که خبردار شدند در دشته اوز مراسم چهارشنبه سوری هست به اتفاق دوستی رفتم آنجا، از این که دسته دسته مردم طبق معمول کنار جاده نشسته اند و بساط آتش بپا کردند خوشحال شدم و منتظر بودم که پریدن از روی آتش را ببینم اما هر چه گشتم از بین حداقل صد جایی که نشسته بودند چنین چیزی ندیدم چراکه یکی از مراسم چهارشنبه سوری پریدن از روی آتش است. هرچه جلو تر می رفتم با خانواده و جوانهایی روبرو می شدم که مشغول ترقه پرانی از انواع و اقسام بودند. قدیم ها معمولا مردها و گاهی زنان مسن قلیان می کشیدند حالا جوانها دختر و پسر گوی سبقت از همه ربوده اند. دود قلیان سیب و عمانی با باروت و فشفشه طعم تلخی به هوا داده است، که یادت می رود دم دمای بهار هستیم و شمیم گل ها بهاری جانبخش وتراوت فزاست.
رفتیم بالای تپه ای که مشرف بر دشت گپ بود، از آنجا می توانستم بهتر و بیشتر فضای آنجا را ترسیم کنم. بالا پر از دود آتش و ترقه و پایین ماشین هایی که مرتب دور می زدند وموتورسوارهایی که صدای بلند و گاه سرسام آورشان مخل آسایش مردم بود.
در آن بین ندیدم جایی که شعر خوانی حافظ داشته باشند یا در باره چهارشنبه سوری در میان این همه سرو صداصحبت کنند اما سفره ها در بیشتر جاها پهن بود چای و گپک و شیرینی و تخمه و کیک و گاهی کباب بود و فیلم هایی که مرتب با موبایل از همدیگر و آنجا می گرفتند و به فضای مجازی می فرستادند تا یادگاری از این شب با خود داشته باشند.
آنچه جایش بسیار خالی بود ائین چهارشنبه سوری بود
مامورین حفظ امنیت هم گوشه ای ایستاده بودند و مراقب و پلیس و اورژانس برای زمان اتفاقات وحوادث حضور داشتند.
چه چهارشنبه شبی بود مثل همه ایامی که در بهار یا در زمان های دیگر تعطیلات مردم می روند و کنار جاده برزگو یا دشته گپ می نشیند، فقط تفاوتش وجود ترقه بود و آتش وگرنه بقیه بساط و پذیرایی مثل هم بود.
هنوز نیاز به زمان است تا آئینی که در ما رسم نبوده است، نهادینه شود. یکی از دلایل آن کم اهمیت دادن مسئولین به این آئین باستانی است، دوم عدم اطلاع خانواده ها از اصول آئین های ایرانی و باستانی و سوم بدون برنامه بودن این مراسم هاست.
چند خانواده ای که دورتر از این مکان بودند فکر می کنم راحت تر با هم گفت و شنود داشتند و از همهمه دود و ترقه و ویراژ موتورها به دور بودند از آیین و آتش کنارشان گفتند از روزگار کهن زیبای مردمان ما.
مردم شهر ما علاقمند به این آیین هستند ولی ساز و کار خیلی ها با این مراسم دیرینه ایرانی متفاوت است. در دشت گپ آشنایان و دوستان و خانواده هایی آنجا دیدم که آنها هم از این فضا لذت چندانی نمی بردند اما برنامه ای نداشتند. باید این مراسم ها ساماندهی شود جمعی یا نهادی که بخواهد و دوست داشته باشد که این مراسم به نحو درست آن برگزار شود باید پیدا شوند.
ائین ها را پاس بداریم نه آن که از محتوا تهی کنیم مراسم آنچنان شود که موسیقی باشد، شعر و ترانه و قصه باشد و پریدن از روی آتش و دلبستگی و همیاری کنارش بوجود آید.
آری می شود در آینده مراسم باستانی ایرانی چهارشنبه سوری برگزار کرد اما نه این گونه که امشب بود
سایت ستاره اوز فرهاد ابراهیم پور (محمودا)
۱۴۰۲/۱۲/۲۲
آنچه خواندید مربوط به چهارشنبه سوری سال گذشته بود سوالی که می شود مطرح کرد این است:
آیا اوزی ها که از نشان شهر فرهنگی بر خود دارند می توانند امسال بایسته و بهتر از سال گذشته این مراسم برگزار کنند؟
آیا مسئولین امر چه نهاد های فرهنگی و هنری چه میراث داران فرهنگی برنامه ای برای بهتر برگزار شدن این آئین باستانی و ایرانی دارند یا همچون سالهای گذشته یک دورهمی گسترده است که خروجی آن ارزش گفتگو ندارد.
آن چه من به عنوان یک پیشنهاد مطرح می کنم برای گام نخست این است که تحت تاثیر جو عمومی قرار نگیریم و هر خانواده و هر طایفه جایی آرام و بدون سرو صدای های بی جا خود آتشی روشن کنند و این چهارشنبه با هم باشند. کاری که در بسیاری از شهر های بزرگ ایران چه در گذشته و چه حال دیده ایم.
این گام نخست است تا از این شب یاد و خاطره ای آرامش بخش در یادها بیادگار بگذاریم.
این گام نخست است و دوم خواندن و مطلع شدن از این آئین باستانی است تا بتوانیم بهتر برگزار کنیم. مطمنا شما هم راهکاری دارید
به امید شبی خوب در چهارشنبه سوری آخر سال ۱۴۰۳
ستاره اوز /فرهاد ابراهیم پور (محمودا)۲۴ اسفند ۱۴۰۴
تا انجا که ما از چهارشنبه سوری آگاه هستیم ، چیزهایکه نوشتی درست و بایستی بجای تیرو ترقه و فیشفیشه که در فرهنگ ما جایی ندارند و خطراتی هم همنطور که هر سال می بینیم بجز کوری سوختگی و قطع عضو چیز دیگری بهمراه نخواهد داشت.البته میشود در در این شب بر زیبایی های تفریحاتی
مثل لهپرگاله ،لهمر روک موچ کله موچ ووو… خود افزد .
ای کاش کلا راجع به این فعال اجتماعی که در همه حوزه ها صاحب نظرند کمی توضیح میدادین...
بنیامین در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
موفق باشید آقای قاضی زاده...
در مطلب: اقتصاد، قلب تپنده هر شهر است
آیا کسی که افتخار می کند در انتخابات شورای اسلامی شهر اوز شرکت نکرده است و با افتخار اعلام می کند رای به صندوق نینداخته است آیا حق قضاوت در مورد خوب و بد شورا را دارد؟...
شهر وند اوز در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
محمد آقا منتخب با چند صد رای نماینده مردم نیست فقط صاحب کرسی می شود و نماینده همان سیصد و چها صد و هزار رای نه نماینده مردم...
عبدالله در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
منظور اقای نوروزی این است که در شهری. مانند اوز که حدود ۲۰ هزار نفر جمعیت. دارد باید افراد منتخب شورا دارای. ارای بالایی. باشند مانند. گراش. وخنج. وبستک. نه مانند ارای. ر...
پاسخ. به اقای محمد در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
عالی بود...
علی در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
آقای نوروزی پیشنهاد می کنم کاندید شوید شاید ۵هزار رای کسب کردید . اما همه می دانیم که طبق قانون پس از رای گیری ۵ نفر طبق بیشتر از آرای بقیه منتخبین مردم می شوند و شما هم...
محمد در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
مرد شريف و والاي بود ان شالله جنت الفردوس نصيبش باشه. الهي امين...
در مطلب: پیام تسلیت شیخ عبدالقادر فقیهی به مناسبت در گذشت محمد محمودی
ان شالله جنت الفردوس نصيبش باشه. الهي امين...
در مطلب: پیام تسلیت شیخ عبدالقادر فقیهی به مناسبت در گذشت محمد محمودی
ممنونم از توجه و اظهار نظرتان، همچنین تشکر می کنم از مدیر محترم نشریه که این موقعیت را فراهم نمودند که با یکدیگر تبادل نظر و گفتگو داشته باشیم. از اینکه بنده را ارشاد کرد...
فرید دستوری در مطلب: درهم برهم..
تا انجا که ما از چهارشنبه سوری آگاه هستیم ، چیزهایکه نوشتی درست و بایستی بجای تیرو ترقه و فیشفیشه که در فرهنگ ما جایی ندارند و خطراتی هم همنطور که هر سال می بینیم بجز کوری سوختگی و قطع عضو چیز دیگری بهمراه نخواهد داشت.البته میشود در در این شب بر زیبایی های تفریحاتی
مثل لهپرگاله ،لهمر روک موچ کله موچ ووو… خود افزد .