پنج شنبه ۰۹ بهمن ۱۴۰۴
 |  20/ جولای/ 2023 - 10:22
  |   نظرات: 5 نظر
777 بازدید

سنت ها را پاس بداریم/ بردن داماد به سرهو

عبدالرحمن صالح: تاچند روزی گذشته در شهرمان عروسی‌ها برپا بود. همه عروس‌ها و  ودامادها که فرزندان عزیزمان هستند، پیوندشان مبارک باشد و در زندگی خوشبخت باشند و بهترین زندگی داشته باشند. در حاشیه مراسم عروسی ها  موضوعی نظرم را به خودش  جلب کرد و با شما مردم خوبم به اشتراک می‌گذارم.  

می‌خواهم مقایسه داشته باشم از عروسی نیم قرن گذشته و تا به امروز. از ذهن خودم کمک می‌گیرم آن‌چه‌ در ۵۰ سال گذشته نیم قرن گذشته چه مراسمات در عروسی ها داشته ایم وقتی دادها شروع به چیدن می‌کنم جملات زیبایی بدست می‌آید. از مراسمات مثبت و عالی آن زمان که هر آنچه در مراسم عروسی بود یک اتحاد و  همدلی وهمبستگی بوده است  در عروسی ها کارهایی صورت می‌گرفت که خود عروسی ها باعث می‌شد پیوند اذدواج ها محکم‌تر شود و طائفه ها و همشهریان تا هفت محله شهر  به هم نزدیکتر می‌شدند  و این رسم و رسومات بدون خرج و پول بود اما از روی عشق ومهر محبت عاشقانه انجام می‌گرفت. مردم خوش قلبی که خودشان منتظر بودند پیوند دو جوان باشد که برایشان خدمت کنند و در عروسی ها خدمت های واقعی خودش  را  نشان می‌داد.  نویسنده سعی دارد حس و حال شما خوانندگان و مردم و ما را با هم ببرد به ۵۰ سال گذشته و  هم یادآوری برای همه ما و  همشهریان و  هم نوجوانان و جوانان شهرمان بدانند مراسمات پدرانشان چگونه بوده است  که همین همیشه باعث می‌شد  مردم  اتحاد و همدلی وهمبستگی محکم داشته باشند .

اسامی دو خانواده فرضی است. ازروز اول زن  محمد علی همراه با خواهرش و با زن خانعلی همرا ه با خاله اش در( گرمادو) پای بره زهه  نون فتیر پخت می‌کنند دختر محمد علی آرد چانه می‌کند، خوش سیما و لبخند برروی دارد. مشخص است دختر جوان روحیه اش شاد است و همین  نظر زن خانعلی می‌گیرد دختر می‌فرستد از برکه حاج مزموو  لرد برکه آب بیاورد و دختر پیپکه آبی بر می‌دارد و  می‌رود که آب از برکه بیاورد وقتی دور می‌شود زن خانعلی شروع می‌کند از  پسرش ناصر خانعلی تعریف کردن که پسرش  اهل کار است و مرد زحمت کشیده ای است و  می‌خواهم خواستگاری کنم از دخترت فرنگیس برای پسرم. این کلام زیبا شروع کننده پیوند دو جوان  خیلی ساده بین بزرگتر دو‌ خانواده از  داخل گرما دو پای نان پختن برکت خدا آغاز می‌شود.

خانواده محمد وعلی از شنیدن این پیشنهاد قلبا  خوشحال می‌شود  و می‌گوید دخترش فرنگیس هنرمند و اهل کار است و  به زیبایی نان پخت می‌کند مثل جواهر است و پیشانی اش سفید و روشن است و پاقدم دارد  و چه. بهتر که زن پسر شما  ناصر خانعلی شود که  مردی  جوان اهل کار و زحمت کشیده است.

  وقتی حرف از ازدواج باشد حتما خداوند متعال کارها ردیف می‌کند و رزق و روزی حلال فراوان  همراه دو زوج می‌کند و بدانیم که رزق و روزی اش آماده می‌کند  این است که هر روز مقدمات اولیه انجام می‌شود  و این خبر مسرت بخش پیشنهاد ازدواج را به پدران هر دو خانواده می‌رسانند. پدر خسته و زحمت کش از شنیدن این خبر خستگی اش فراموش می‌کند و در دلش موجی از حس و حال شا د به وجود می‌آید. آخر آرزوی خوشبختی فرزندانشان دارند  و آرام زمزمه می‌کند: مبارک است خوشبخت شوند و دیگر در این مرحله هر دو مادر خبر  به دختر و پسر عروسی و داماد می‌دهند و آنها را در جریان تصمیم  خودشان قرار می‌دهند و البته از فرزندانشان نظر خواهی می‌کنند که هر دو با  حیاء و  شرم سرخ می‌شوند و‌جواب نمی‌دهند و همان که جواب نمی‌دهند به معنی موافقت تلقی می‌شود و مادر خوشحالی می‌کند و‌ بعد از آن است که  می‌روند  برای  عقد و نکاح  خبر  به بزرگان فامیل  می‌رسد و عمو ها و  دایی ها و   همه فامیل ‌و همسایگان تا هفت محله خبر  می‌دهند و همه  فامیل و همشهریان از این خبر  واقعا  شاد می‌شوند و همه  دعای عاقبت به خیری می‌کنند تمام‌ طول مراسمات فقط  حرف ها مثبت بوده و در دل و زبان برایشان دعا می‌کند.

از این‌جا به بعد خانواده ها و جماعت و همسایگان آماده می‌شوند برای تعیین وقت روزعقد کنان و عروسی و آشنایی اقوام و جماعت هر دو خانواده می‌روند خانه محمد علی پدر عروس. 

در مراسم خواستگاری که  رسمی فرنگیس را برای ناصر خانعلی  خواستگاری می‌کنند همه حاضرین در طول مدت که نشسته اند بارها و بارها صلوات می‌فرستند و بزرگان هر دو فامیل روز مراسم  عقد کنان و عروسی مشخصی  می‌کنند و فردای آن روز خانواده فرنگیس برای حاضران هر کدام یک سر قند بلژیکی و یک بسته شرینی شکلات هدیه می‌دهند.

در روز تعیین شده برای عقد دو جوا ن هر دو خانواده  همراه با جماعت و فامیل بزرگان می‌روند خانه شیخ و عقد و نکاح طبق شرع و سنت اجرا می‌شود و بعد از خطبه عقد داماد بلند می‌شود دست همه حاضرین می‌گیرد و در ادامه  می‌رسیم به یک هفته قبل از روز  مراسم عروسی مردان طائفه و همشهریان  آستین بالا می‌زدند و همراهی می‌کنند.  هیزم عروسی آماده می‌شود و مخازن آب پر می‌شود و گوشت عروسی  تیکه تیکه می‌کنند گاهی وقت ها در گرمادو از فرصت استفاده می‌کنند. کبابی هم با صلوات به افتخار پیوند دو جوان  درست می‌کنند و با هم تقسیم می‌کنند و  زن های طائفه و همسایگان برنج و نخود تمیز می‌کنند و نان  لحم برای روز عروسی پخت می‌کنند که برای ولیمه دادن روز عروسی آماده باشد و هر کدام با عشق و علاقه کاری انجام می‌دهند و کمک می‌کنند. 

اقوام و جماعت و همسایگان هفت محله  شکلات و پول  آماده می‌کنند که موقع  داماد سر (( سر هو )) روی سر داماد به نشان  صحت و سلامتی  و صدقه ای   بریزند و همراه با پخش شیرینی دعای عاقبت به ِخیری می‌کنند و این نکته بسیار  مهم است.

خانه  همسایگان که  مسیر اسب داماد قرار دارد همسایگان  سه روز قبل از عروسی با تهیه پول و شکلات  آماده شده که روز داماد سر (( هو  )) می‌رفت و  درست کردن شربت می‌رفتند بالای پشت بام خانه خودشان  و  موقع  عبور اسب داماد  وهمراهان از جلوی خانه پول و شکلات می‌ریزند بر سر داماد و با شربت  از همراهان داماد  پذیرایی می‌کردند.   

بدانیم که  همین کار ساده اما بسیار مهم و بزرگ یک موجی بزرگی  از احساسات مثبت به فضای حاکم به عروسی فرستاده می‌شد  ‌که همیشه داماد و خانواده اش این حرکت مهربانی همسایگان به یاد داشته و هیچ وقت فراموش نمی‌شود و همیشه در ذهن ها باقی می‌ماند.  من  در سال ۱۳۶۴ دقیقا همین تجربه دارم و به یاد دارم  وقتی سوار بر اسب از کوچه عبور می‌کردم  همسایگان به بالای پشت بام رفته بودند‌ که بروی خودم شکلات ریخته اند  و همیشه به یادم دارم  و همیشه منتظر هستم به آنها خدمت کنم این فرهنگ خودش همدلی وهمبستگی همسایگان را محکم تر می‌کند. تمام مراسم  باشکوه همراه با صلوات و دعای خیر مردم بود که متاسفانه امروز این سنت ها کمرنگ شده است  که لازم است آن را احیاء کنیم.  بخصوص همین موضوع  داماد سر (( هو )) این حرکت زیبای همسایگان پخش شکلات و پول روی سر داماد خودش حال و هوای بزرگی به جشن می‌دهد و حس شادی عمیقی به خود داماد و خانواده اش دست می‌دهد و لازم است این حرکت زیبای فرهنگی  دوباره  اجراء شود که متاسفانه در حال حاضر خیلی کم رنگ شده و یا دارد از بین می‌رود همسایگان که در مسیر اسب داماد سر (هو ) قرار دارند  این مراسم احیاء کنید ودر  مسیر اسب داماد بروی پشت بام خانه خود بروید و شکلات و پول و گل بر سر داماد بریزید که این حرکت فرهنگی  خیلی بزرگ است.

 همدلی وهمبستگی بیشتر می‌شود چون نوشتن طولانی شد باقی سنت ها می‌گذاریم در روز های  دیگری. و همه ما به شاه داماد ها و عروس خانم  های مهربان   شهر و شهرستان زیبای با فرهنگ اوز پیوند ازدواج شروع  زندگی مشترک را به هر دو عزیز و خانوادهای هر دو تبریک و تهنیت عرض می‌گویم  و همیشه به امید خداوند سبحان در پناه حق تعالی قرار داشته باشید و سرشار از آرامش، آسایش، مهر، محبت و عشق باشید.  

همیشه موفق، سربلند، سرافراز، سلامت و شاد باشید.

امین یا رب العالمین- با سپاس عبد صالح

 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

5 Responses to “سنت ها را پاس بداریم/ بردن داماد به سرهو”

  1. صدیق گفت:

    وقتی نام سایت را دیدم متعجب شدم فکر کردم پیام دانش لینک زده . خب البته جای تعجب هم نیست آدمها زود روی اعتقادات خودشون پا میزارن . و دیگر… بی صبرانه منتظر ادامه داستان از این کانال هستیم. پیام دانش وجهه سایتش رو داره برمی گردونه

    • مدیریت گفت:

      مطالبی که درچارجوب قانون مطبوعات، بدون توهین و اتهام و ورود به حریم افراد باشد و چارچوب نوشتاذی رعایت شود منتشر می شود. پایگاه اوز امروز جناحی به افراد نگاه نمی کند و اعتقادی زیر پا گذاشته نشده است.

  2. حسن ترابی گفت:

    اتفاقا خیلی خوب است که دیگر پول بی زبان را به هوا پرت نمی کنند . حالا شما می خواهید احیاش کنید.

  3. ناشناس گفت:

    سلام وعرض تبریک به سایت اوز امروز
    ودرود به صالح به نظر میاد که خانه تکانی کردی البته ازسایت اوز امروز با مدیریت جناب احمدی توقع بیشتر از این نمی باشدویک پیشنهاد به صالح بهتر است در این زمینه های متن بالا فعالیت کنید ودخالت در کار معتمدین نداشته باشید، برای موفقیت هردوتاتون ارزوی خوشبختی میکنم

  4. حکایت داماد بردن سرهو گفت:

    این همه مسایل مهم در شهر ومشکلات. ومطالبات وجود. دارد. که موضوع. بردن. داماد. سرهو دراین شرایط چندان چنگی. به دل. نمی زند شرایط. اجتماعی شهر. ومردم. را درنظر بگیریم. ومطلب. بنویسیم

نظر سنجی

یک سال از فعالیت شوراهای ششم شهر و روستا گذشت. میزان رضایت شما از عملکرد و فعالیت های سال اول شورای اسلامی ششم شهر اوز چقدر است؟

Loading ... Loading ...
آخرین نظرات
  • ای کاش کلا راجع به این فعال اجتماعی که در همه حوزه ها صاحب نظرند کمی توضیح میدادین...
    بنیامین در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
  • موفق باشید آقای قاضی زاده...
    در مطلب: اقتصاد، قلب تپنده‌ هر شهر است
  • آیا کسی که افتخار می کند در انتخابات شورای اسلامی شهر اوز شرکت نکرده است و با افتخار اعلام می کند رای به صندوق نینداخته است آیا حق قضاوت در مورد خوب و بد شورا را دارد؟...
    شهر وند اوز در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
  • محمد آقا منتخب با چند صد رای نماینده مردم نیست فقط صاحب کرسی می شود و نماینده همان سیصد و چها صد و هزار رای نه نماینده مردم...
    عبدالله در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
  • منظور اقای نوروزی این است که در شهری. مانند اوز که حدود ۲۰ هزار نفر جمعیت. دارد باید افراد منتخب شورا دارای. ارای بالایی. باشند مانند. گراش. وخنج. وبستک. نه مانند ارای. ر...
    پاسخ. به اقای محمد در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
  • عالی بود...
    علی در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
  • آقای نوروزی پیشنهاد می کنم کاندید شوید شاید ۵هزار رای کسب کردید . اما همه می دانیم که طبق قانون پس از رای گیری ۵ نفر طبق بیشتر از آرای بقیه منتخبین مردم می شوند و شما هم...
    محمد در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
  • مرد شريف و والاي بود ان شالله جنت الفردوس نصيبش باشه. الهي امين...
    در مطلب: پیام تسلیت شیخ عبدالقادر فقیهی به مناسبت در گذشت محمد محمودی
  • ان شالله جنت الفردوس نصيبش باشه. الهي امين...
    در مطلب: پیام تسلیت شیخ عبدالقادر فقیهی به مناسبت در گذشت محمد محمودی
  • ممنونم از توجه و اظهار نظرتان، همچنین تشکر می کنم از مدیر محترم نشریه که این موقعیت را فراهم نمودند که با یکدیگر تبادل نظر و گفتگو داشته باشیم. از اینکه بنده را ارشاد کرد...
    فرید دستوری در مطلب: درهم برهم..