پنج شنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۱
 |  8/ ژانویه/ 2023 - 12:00
  |   نظرات: بدون نظر
684 بازدید

پاسخ عبدالله جانفدا نویسنده «فرهنگ بزرگ گویش اوزی» به نقد سیلوانا سلمانپور

دوشنبه ۱۶ آبان ۱۴۰۱ در سایت خبری اوزِ امروز از مهربانو سیلوانا سلمانپور مطلبی منتشر شده بود تحت عنوانِ واژه­ نویسی در اوز با نگاهی به «فرهنگ بزرگ گویش اوزی» اثر ارزشمند عبدالله جانفدا «سیاوش»

بیوسان(=منتظر، گوش­ به ­زنگ) ماندم که نوشته ­ی مهربانو در فصل­ نامه پیام اوز به چاپ برسد، سپس در پاسخ به ایشان، و برای روشن­ سازی و چگونگی نگارشِ «فرهنگ بزرگ گویش اوزی» نوشته­ ای پیشکش کنم، چون چاپ فصل­ نامه اوزِ امروز دیر شد، این نوشته پیشکش کردم تا پرسش­ های چامه­ گویِ بزرگوار (=شاعر بزرگوار) بی­ پاسخ نماند.

از اینکه بانوی بزرگوار مهر ورزیده کتابِ «فرهنگ بزرگ گویش اوزی» که یادگارِ چند هزار ساله­ ی نیاکانِ نیکو نهادِ این گستره­ ی کهن و پژوهشِ ۲۹ ساله­ ی بنده را ستوده ­اند و بِهین­ گُزینی(=نَقد) نموده­­ اند، بسیار سپاسگزارم، آنچه انجام داده­ ام، خواست دادار دارنده بوده است، و از بُنِ جان سپاس و نیایش می­ گزارم که بخت و توان آن داد که این فرهنگ به نگارش درآید و فراپیش خوانندگان گرامی و دوست­ داران فرهنگ و ادب ایرانِ بزرگ و زادگاهم اوز بنهم.

پژوهش ۲۹ ساله­ ی من در زمینه­ ی گویش اوزی از ماه­ های نخست سال ۱۳۶۹ آغاز و در نیمه­ ی سال ۱۳۹۸ پایان یافت، و در دو جلد با تعداد صفحات ۱۵۵۲ صفحه در قطع وزیری با پوشینه ­ی(=جلدِ) سخت و شیرازه­ کشی بادوام و ماندگار به چاپ رسید.

فهرستِ مطالبِ این کتاب از این قرار است:

  1. مقدمه­ ی دو اخترِ تابناک و برجسته­ ی کشور که در زمینه­ ی تاریخ و ادبیات کشورمان جایگاه بسزایی دارند، استاد میرجلال­ الدین کزازی و پورفسور عبدالمجید ارفعی.

  2. پیش­گفتار نویسنده.

  3. سیاهه گویشوران و راهنمایان پیوسته­ ی کتابِ «فرهنگ بزرگِ گویش اوزی» که نام بیست تن گویشورِ پیوسته و همیشگی آورده شده است، و تاکنون سیزده تن از آنها چشم از جهان فرو بسته ­اند. (یادشان گرامی ­باد)

  4. اوز در یک نگاه. (بسیار کوتاه شهرستان اوز در شش صفحه شناسانده شده ­است).

  5. دلیل نامگذاری اوز. (دو نظریه از زنده ­یاد محمدهادی کرامتی و پورفسور عبدالمجید ارفعی آورده­ شده است، سپس نوشته ­ای آورده­ شده است از اینجانب تحتِ عنوانِ نام شهرمان زیباست، بامعناست. در این نوشته نام شهرستان اوز به گونه­ ی دست­ﺁویز(=مستند) معنا شده ­است، و دلیل نامگذاری شهرمان «اوز» آورده شده است).

  6. فهرستِ مانده­ های باستانی بخش اوز. (در این بخش ۴۶ جایگاهِ باستانی بخش اوز آورده و گزارشِ کوتاه و نشانی جایگاه داده شده است).

  7. ویژگی­ های فرهنگ بزرگِ گویش اوزی. (در این بخش چند ویژگی گویش اوزی نوشته شده است، از جمله ویژگی­ ها این است که در گویش اوزی حرف «ق» نیست و واژگانِ بیگانه ­ی دارای حروف «ق» در هنگامِ تلفظ «خ» و «غ» و «ک» و گاهی «گ» تلفظ می­شوند، مانند: قاتق: کاتُخ، قالی: غالی، عقد: اَغد، قاشق: کاشُخ، قنداق: کُنداخ و اقوام: اَگوام تلفظ می­شود).

  8. این بخش در باره­ ی آوانویسی؛ هویت دستوری؛ گرایش زبانی؛ ارجاع در تعریف ­ها. ترکیب­ ها توضیحاتی داده شده است.

  9. دستور گویش اوزی. (در این بخش ۵۴ صفحه در باره­ ی اسم معرفه؛ اسم نکره؛ ضمایر؛ صفت ­ها؛ ترکیب صفت با موصوف؛ قیدها؛ حرف ربط؛ اصوات؛ مصدر؛ ساخت فعل و صرف آن در زمان ­های گوناگون (افعال متعدی و لازم)؛ فعل امر؛ وجه امری؛ وجه امر هشداری؛ وجوه معلوم و مجهول؛ افعال سببی؛ افعال ویژه یا استثنایی؛ زمان حال استمراری التزامی؛ فعل «بایستن»؛ فعل «شایستن»؛ نحو (ساخت جمله)؛ گروه اسمی؛ گروه قیدی؛ گروه فعلی؛ جمله و اجزای آن؛ آرایش جمله؛ فاعل؛ فعل؛ ادغام و حذف؛ انواع جمله، جمله ساده (بند)، جمله مرکب، مرکب همپایه، مرکب ناهمپایه؛ جمله شرطی؛ انواع جمله از نظر وجه و آهنگ آمده است).

  10. صرف در فرهنگ گویش اوزی. (برای نمونه چند فعل لازم و متعدی در زمانهای گوناگون صرف شد).

  11. جدول نشانه­ های اختصاری.

  12. جدول آوانویسی.

  13. جدول نمادها.

  14. واژه ­نامه­ ی گویش اوزی. (این بخش از رویه­ ی ۱۰۹ آغاز و در رویه­ ی ۱۱۳۸ پایان می یابد. در این بخش که ۱۰۳۰ رویه را در بر می­ گیرد، سرواژه­ ها درشت نوشته شده است، سپس آوانگاری شده است، پس از آن ریشه­ یابی شده و ریشه ­ها نوشته شده است، سپس نکات دستوری آمده است، و پس از آن واژه­ ی برابر سرواژه به زبان پارسی معیار آورده شده است، و یا توضیحات لازم داده شده است. در این بخش چنانچه احساس شده است که شاید کاربرد واژه­ ای برای آیندگان دشوار باشد، سرواژه در جمله آورده شده و آوانگاری و به پارسی برگردانده شده است. سپس ترکیبات واژه در زیر هر مدخل آورده شده است، برای نمونه بنگرید به سرواژه­ ی «دل» که حدودِ پانزده رویه ترکیبات در زیر سرواژه آورده شده است).

  15. پیوست ۱: زبانزدهای (= ضرب­ المثل ­های) اوزی. (در این بخش زبانزدها به گویش اوزی نوشته شده است، سپس آوانگاری و به پارسی برگردانده شده است).

  16. پیوست ۲: نام گستره­ ی جغرافیایی بخش اوز با آوانگاری و نشانی جایگاه آورده شده است.

  17. پیوست ۳: چگونگی آیین عروسی گذشتگان به گویش اوزی نوشته شده ­است، سپس آوانگاری و به زبانِ پارسی برگردانده شده­ است.

  18. پیوست ۴: سه داستانِ ناب اوزی. این داستان­ ها به گویش اوزی نوشته شده است و آوانگاری و به فارسی برگردانده شده است.

  19. پیوست ۵: صرف افعال. در این بخش که ۱۰۱ رویه را در برمی­ گیرد، بسیاری از افعال (لازم و متعدی) صرف شده ­است. (مردم این گستره­ ی کهن را یکی از پاک­ ترین، دوست­ داشتنی­ ترین مردمانِ جهان با اندیشه­ ای تابناک و آموزه ­ای که ریشه در فرهنگ کهنِ ایرانِ نازشخیز[۱] و رهایی­ بخش(- نجات­ بخش) دارد، می­ دانم. از این­ روی در آغاز پرداختن به نگارشِ گویش اوزی، آهنگ آن داشتم که از پی نوشتنِ چنان فرهنگی باشم که اگر روزی این گویش به فراموشی گراید، چنانچه مردمی دوست داشته باشند، بتوانند گویش اوزی را بازسازی کنند).

  20. کتابنامه و جنگِ نگاره­ ها. کتابنامه(= منابع) از رویه­ ی ۱۴۹۵ آغاز و در رویه­ ی ۱۵۰۱ پایان می­ یابد. در این هفت رویه ۱۰۴ کتاب یک یا چند جلدی که به­ کار برده­ ام، شناسانده شده ­است). و بخشِ «جنگ نگاره­ ها» که در برگیرنده­ ی۳۸۴ فَرتورِ (=عکسِ) رنگی بر روی کاغذ گلاسه می­ باشد، توسط انتشارات نوید شیراز چاپ و منتشر شد. شایسته است که از کوشش ارزنده­ و برازنده ­ی جناب آقای داریوش نویدگویی سرپرست بافرهنگ و ایراندوست انتشارات نوید شیراز و همکاران گرامی ایشان سپاس بگزارم که چنان­ که زبان گستره ­ی پارس را می­ سزد و گویش اوزی را می­ برازد که نشان­ دهنده­ ی فرهنگ و منش ایرانی است و در چشم ایرانیان جان­ آگاه و خویشتن­ شناس، گرامی، به چاپ رسانیده است.

   مهرورزی به زبان و فرهنگ زادگاهم اوز شوند(= سبب) پژوهش میدانی در این زمینه شد، و این پژوهش ­ها با بهره­ گیری از تجربیات ۱۰۴ کتاب[۲] وابسته(= مربوط) به فرهنگ و ادبیات زبان پارسی و فرهنگ­ نگاری و نیز راهنمایی­ های ارزشمند استادان بنام میرجلال­ الدین کزازی، پورفسور عبدالمجید ارفعی، راهنمایی­ های گام ­به ­گامِ استاد عبدالنبی سلامی، دکتر مرضیه صناعتی، و استاد طیبه احمدی سرانجام به چاپ فرهنگ دو جلدی فرهنگ بزرگ گویش اوزی انجامید.

   تلاش شبانه­ روزی ۲۹ سال بنده و راهنمایی گویشوران و استادان ارجمند به بار نشست، و کتابِ دو جلدی «فرهنگ بزرگ گویش اوزی» در جشنواره­ ی جایزه­ ی کتاب سال ۱۴۰۰ استان فارس، به عنوانِ کتاب شایسته­ ی تقدیر برگزیده شد.

   روزنامه­ ی عصر مردم شیراز در باره­ ی جشنواره­ ی جایزه­ ی کتابِ سال ۱۴۰۰ چنین گزارش می­دهد:

   در این جشنواره محمدرضا خالصی نویسنده، پژوهشگر و دبیر علمی دومین جشنواره­ ی کتاب سال با اشاره به اینکه کتاب، امروز غریب­ ترین کالای فرهنگی کشور ماست و نویسندگان از کتابهایشان هم غریب­ ترند، افزود: بر اساس آیین­ نامه جایزه کتاب سال داوری در چند مرحله انجام شد و داوری در چند مرحله شکل گرفت:

  1. ابتدا تمام کتاب­ ها از سوی گروه داوران مربوطه مورد ارزیابی قرار گرفت و آثاری که حداقل یک رای مثبت را احراز کردند به مرحله­ دوم راه یافتند.

  2. کتاب­ های راه یافته به مرحله دوم از سوی دو داور ارزیابی شدند و نتایج ارزیابی در فرم ­های ویژه ­ای که بدین منظور طراحی شده بود درج شد و کتاب­ هایی که از ۱۰۰ امتیاز حداقل ۷۰ امتیاز کسب کردند به مرحله­ ی نهایی راه یافتند.

  3. در مرحله­ نهایی در نشست مشترک داوران اصلی، آثار راه یافته به این مرحله مورد بررسی و ملاحظه­ ی نهایی قرار گرفته و آثاری که امتیاز آنان ۸۰ یا بیش از آن بود به عنوان اثر برگزیده و یا شایسته­ ی تقدیر شناخته شدند.

  4. در هیأت علمی نیز پس از بررسی آثار منتخب و داوری­ ها آثار منتخب تأیید شده از سوی این هیأت اعلام گردید.

معیارهای ما عبارت بود از:

  1. بدیع بودنِ موضوع کتاب.

  2. رعایت استانداردها در ساختار، فصل ­بندی، نگارش، دستور زبان و گزینش واژگان.

  3. رعایت استانداردهای در ذکر منابع و مأخذ.

  1. بالا بودن عیار علمی محتوای کتاب.

  2. بهره­ مندی از قدرت تحلیل و استنتاج منطقی.

  3. پاکیزگی و آراستگی کتاب از حیث حروف­ چینی، صفحه ­آرایی و چاپ.

  4. رعایت استانداردهای تصحیح و ترجمه در خصوص آثار ترجمه شده و تصحیح شده.

   خالصی ادامه داد: داوری و ارزیابی آثار این دوره از جایزه­ ی کتاب سال استانی فارس را ۳۳ تن از اساتید تراز اول کشوری از استادان و پژوهشگران دانشگاهی و حوزوی و مراکز گوناگون پژوهشی و علمی به عهده داشتند.[۳]

   مهربانو سیلوانا سلمانپور در سایت اوزِ امروز پس از واشکافی(= تشریح) بخش ­هایی که آنها را ویژگی­ های برجسته­ ی کتاب «فرهنگ بزرگ گویش اوزی» دانسته­ اند، در باره­ ی جدول نشانه­ های آوایی یا جدول آوانویسی چنین می­ نویسند:

   در جدول آوانویسی ۸ حرف رایج در زبان فارسی وجود ندارد. این حروف­  ها عبارتند از: (ث، ح، ذ، ص، ض، ط، ظ، و ع) که این کاستی مهمی است.

   در پاسخ به نقد مهربانو شایسته است یادآوری نمایم، چنان­ که در بخشی از نوشته­ هایشان آورده بودند، از دیدگاه اینجانب و بسیاری از زبانشناسان و فرهنگ­ نویسان، درست نیست چند حروف وارداتی که با یک آوا ادا می­شوند، در سرواژه با چند نشانه­ ی آوایی نشان داده شوند.

   به عنوان مثال آوانگاری حروف ز، ذ، ض و ظ که در گویش اوزی با یک آوا، آنهم با آوای «ز» ادا می­ شود، به چه دلیلی باید در سرواژه با چهار نشانه ­ی آوایی آورده شود؟ آیا شایسته است که در فرهنگِ گویشی، فرهنگ­ نویسی یک آوا از زبانِ گویشوران بشنود و با چهار نشانه آوایی بیاورد؟

   و یک حرف دیگر هم از قلم خُرده­ گیر گرامی(= نقاد گرامی) اُفتاده است و آن حرف «ق» است که در زبان پهلوی نیست و در گویش اوزی که ادامه­ ی گویش پهلوی ساسانی می­ باشد، نیز نمی­ باشد. چنان­ که در گویش اوزی قاتق: کاتُخ، قالی: غالی، عقد: اَغد، قاشق: کاشُخ، قنداق: کُنداخ و اقوام: اَگوام رَندِش(= تلفظ) می­ شود.

   هنگامی که از دستگاه آوایی مردم اوز کاشُخ شنیده می­ شود به چه دلیلی می­ بایست قاشق در سرواژه آورد؟

      پس در کتابِ «فرهنگ بزرگ گویش اوزی» چنین نگاشته شده است:

کاشُخ kāšox [پهلوی.:kafčak ](ا.) قاشق. (چنان که می ­بینید، سرواژه با تلفظ مردمان اوز آمده است، سپس آوانگاری شده است، و پس از آن ریشه­ یابی شده است و ریشه­ ی پهلوی به دست داده شده است. ریشه­ ی پهلوی آن کَفچَک می­ باشد. سپس این واژه وارد زبان ترکی شده است. مردمِ ترک قاشیق تلفظ می­ کرده ­اند، در گذر زمان این واژه به زبان فارسی برگشته است، و فرهنگ­ نویسان فارسی در فرهنگ فارسی، قاشق آورده­ اند. پس از ریشه­ یابی نکات دستوری آمده است. (ا.) کاهیده­ ی «اسم» می­ باشد. سپس «قاشق» معادل آن در فرهنگ امروز پارسی آورده شده است. این روش می­ تواند چه ­کاستی مهمی در فرهنگ ­نگاری باشد؟!).

   در ادامه این بخش خرده ­گیر گرامی(=نقادِ گرامی) چنان می­ نویسند: ایشان (=جانفدا) می­ توانستند در کنار حرف فارسی آواهای حروفی که ریشه ­ی عربی دارند را بیاورند برای مثال در کنار حرف «ز» حرف­های «ذ، ض، ظ» نیز نوشته می­ شد چرا که همه با یک آوا در فارسی تلفظ می شوند و با یک نشانه آوایی آنها را می­توان نشان داد.

   پاسخ: فرهنگ­ نگار می ­بایست امانت­ دار و به دور از هر گونه باور و اندیشه ­ی خود و برابر با آیین و روش فرهنگ ­نگاری و با توجه به آوایی که از دستگاه آوایی گویشوران برمی­ خیزد، واژگان را آوانگاری و در سرواژه بیاورد. در هنگام نگارش «فرهنگ بزرگ گویش اوزی» از این آیین و روش پیروی شده است. خوانندگان گرامی آگاهی دارند که دستگاه ساخت آوایی مردم اوز به گونه ­ای بوده و هست که این ۹ حروف عربی را تلفظ نمی­ کنند، چنانچه این پژوهش ­ها طبق اصول زبانشناسی گردآوری و تدوین نشوند، در بسیاری از  موارد گمراه­ کننده خواهد بود. مردمی که واژه­ ی وارداتی «عصبانی» را «اَسَبانی» تلفظ می­ کنند، چه نیازی دارد که در سرواژه عصبانی آورده شود و چرا باید آیندگان و پژوهشگران را گمراه کرد؟

   در «فرهنگ بزرگ گویش اوزی» برای هر چه بهتر نشان دادنِ گویش زادگاهمان کسره را تفکیک کرده و برای «اِ» وابسته به واژگانی مانند کِشت نشانه­ ی «e» و برای «اِ» وابسته به واژگانی مانند کِردار نشانه­ ی «ȇ» آورده­ شده است[۴]، چون رَندِش(=تلفظ) آن­ ها دیگرگونه است. کاری که در فرهنگ­ های فارسی امروزی انجام نشده است، چرا پس از این همه ریزبینی و ژرف­ نگری که در این کتاب انجام پذیرفته­ است، این واتهای(= حروف= واجهای) نداشته در دستگاه آوایی مردمِ اوز را در سرواژه بیاوریم که آیندگان شهرمان را به گمراهی بیندازیم؟!

   نقاد در بند دیگری می ­نویسد: تغییر نگارش واژه ­هایی که با این ۸ حرف آغاز می­ شوند که در واژه ­های زبان فارسی وجود دارند اما ریشه­ عربی دارند یا عربی هستند و یا مشتقاتی از آنها ساخته شده­ و طی قرنها رواج یافته­ اند و در گویش اوزی نیز استفاده می­ شوند، متاسفانه دستیابی جویندگان به معنا و معادل بسیاری از واژه ­ها را دشوار می­ سازد.

برای نمونه اگر در جستجوی معادل واژه ی «عصبانی» باشیم، نمی­ یابیم چون در سرواژه «اَسَبانی» نوشته شده است و در معنا خشمگین و عصبانی و «تریخ». جوینده چگونه این را پیدا کند؟

   پاسخ: فرهنگ­ ها سه گونه­ اند:

  1. فرهنگ زبان خود به زبان خود، مانند فرهنگ فارسی به فارسی، که سرواژه فارسی نوشته می­ شود، و معادل سرواژه آورده می ­شود، و یا به زبان فارسی توضیح داده می­ شود.

  2. فرهنگِ زبانِ خود به زبانِ دیگری، مانند زبان فارسی به زبانِ انگلیسی که سرواژه فارسی نوشته می­ شود، و معادل آن انگلیسی آورده می­ شود، و یا به زبان انگلیسی توضیح داده می ­شود.

  3. زبان دیگری به زبان خود، مانند فرهنگ انگلیسی به زبان فارسی که سرواژه­ ها انگلیسی نوشته می­ شود، و معادل آن به زبان فارسی نوشته می­ شود، و یا به زبان فارسی توضیح داده می­ شود.

   اگر به نامگذاری این کتاب توجه شود، نامِ «فرهنگ بزرگ گویش اوزی» برایش برگزیده شده است و سرواژه با همان آوایی که دستگاه آوایی مردم اوز بیرون می­ دهد و شنیده می­ شود آوانگاری و به زبان فارسی معادل آورده شده است و یا توضیح داده شده است. این فرهنگ، فرهنگِ گویشِ اوزی به فارسی است، و نه فرهنگ فارسی به گویش اوزی. آنچه مورد نظر شماست که دست­رسی به واژگان برای خوانندگان غیر اوزی را آسان کند، فرهنگ زبان دیگری به گویش اوزی است، مثلاً فرهنگ فارسی به اوزی که هنوز نوشته نشده است. در چنان فرهنگی نوشته خواهد شد: خشمگین: تریخ و یا عصبانی: تریخ.

   در کتاب «فرهنگ بزرگ گویش اوزی» استانداردها در ساختار، فصل بندی، نگارش، دستور زبان و گزینش واژگان انجام پذیرفته است و واژگان در سرواژه­ ها به ترتیب حروف الفبا آورده شده است، چنانچه در سرواژه ها دگرگونی ایجاد شود به دو نشان(=دلیل) نارسا خواهد شد.

  1. این فرهنگ، فرهنگ اوزی به فارسی است و نه فارسی به اوزی.

  2. به دلیل نداشتن ۹ حروفی که در گویش اوزی نیست و دستگاه آوایی این مردم به گونه ­ای است که نمی­ توانند این حروف را ادا کنند، آیندگان را به اشتباه می ­اندازد. همچون زبان عربی که حروف «پ» و «ژ» و «گ» وجود ندارد و چون ندارد، واژگان وارد شده به زبانشان دگرگون می­کنند و آنچه تلفظ می­کنند، می ­نویسند، مثلا مهرگان پارسی را «مهرجان» رَندِش کرده (= تلفظ کرده) و می­ نویسند.

   نقاد در ادامه چنین می ­نویسند: برخی واژه­ ها نیز اصلاً وجود ندارند در حالیکه با اندک تغییری در گویش اوزی به فراوانی استفاده می­ شوند. مانند (صحن = بُشکاب به معنی بشقاب) یا سحر و سحری با تلفظ سَهَل و سَهَلی).

   پاسخ: واژه ­ها از نظر اهمیت در هر گویشی به چند دسته تقسیم می­  شوند.

  1. واژگان ناب که می­ توانند در زبان معیار جایگزین واژگان بیگانه گردند، مانند واژه­ ی خارِم xārem که در گویش اوزی به معنی «محکوم» است و این واژه می ­تواند در فرهنگ امروز پارسی جایگزین واژه ­ی بیگانه­ شود. (در فرهنگ پارسی و گویش اوزی خار به معنی گرفتار می­ آید و در فرهنگ بزرگ گویش اوزی خارم به معنی گرفتار شدن و محکوم شدن آورده شده است).

  2. واژگان وابسته به زبان کهن که به گونه ­ای دگرگون شده است و با واژگانِ پارسی معیار تفاوت دارد. مانند واژه­ ی «دُما» در فرهنگ گویش اوزی که در فرهنگِ پارسی امروز به معنی داماد است و پهلوی آن دامات می­ باشد.

  3. واژگان بیگانه که وارد زبان یا گویش جایی شده است و دگرگون شده باشد. در فرهنگ بزرگ گویش اوزی برای نشان دادنِ هر چه بیشتر فرهنگ گویشی افزون بر دو گروه نخست و دوم به واژگانِ سوم نیز اهمیت داده شده است و شمارِ (= تعداد) بسیاری از این گروه را در بر می­ گیرد. کاش مهربانو سیلوانا سلمانپور توجه بیشتری نشان داده بود و نمی­ نوشتند (صحن= بشکاب به معنی بشقاب) یا سحر و سحری با تلفظ سَهَل و سَهَلی در فرهنگ بزرگ گویش اوزی اصلاً وجود ندارند! در دانش فرهنگ نگاری (خرده فرهنگ­ ها) واژگان غیر بومی که تلفظ آنها کاملاً با زبان غیر بومی یکسان است، نوشته نمی­ شود، ولی واژه­ ای مانند سحر که به سَهَل دگرگون می­ شود واژه­ نگار می­ تواند بیاورد و سَهَل به معنی سحر در جلد یکم رویه­ ی ۷۳۸ و سَهَلی به چَمِ (= معنی) سحری در جلد یکم رویه­ ی ۷۳۹ و بُچکاب به معنی بشقاب در جلد یکم رویه­ ی ۲۰۱، همچنین بُشکاب به معنی بشقاب در جلد یکم رویه­ ی ۲۲۷ آمده است. اینجانب نه این واژگان را حذف و نه دگرگون کرده­ ام، بلکه بر حسب وظیفه­ ی امانت­  داری، آوایی که از دستگاه آوایی گویشوران برخاسته آوانگاری کرده ­ام. آن روشی که بیشتر فرهنگ نگاران در فرهنگ ­هایی که به گونه­  ی علمی آماده شده است، به کار بسته ­اند. در پایان چندین واژه­ ی وارداتی که در گویش یا زبان دیگری دگرگون و در فرهنگ­ ها نوشته شده است برای آگاهی خوانندگان گرامی آورده خواهد شد.

   نقاد در بند دیگری چنین می­ نویسند: بسیاری از واژگان فارسی نیز به زبان عربی وارد شده­ اند مانند: لگام = لجام یا نرگس= نرجس … و این خصلت طبیعی فرهنگ و زبان است که بر یکدیگر تأثیر می­ گذارند و تأثیر می­ پذیرند.

   پاسخ: آری، چون در زبان عربی «گ» نیست گافِ نرگس به «ج» دیگرگون شده است و در زبان مردم عرب نرجس ادا می­شود و فرهنگ نویس عرب در فرهنگ عربی نرجس آورده است. آیا فرهنگ­ نگاران و نویسندگان عرب در فرهنگ عربی نرگس را نرگس نوشته ­اند؟، که ما در فرهنگ پارسی واژگان وارداتی به شیوه ­ی بیگانه و تلفظِ بیگانه بیاوریم؟

   نقاد در بند دیگری می­ نویسد: البته در بین زبانشناسان گرانقدر ما با افکار متفاوت، برخی نیز برای نگارش زبان فارسی چنین نظری (سازگار با روشِ نگارشِ فرهنگ بزرگ گویش اوزی) دارند، اما چنانچه ما این روش نگارش را رواج دهیم، ارتباط تمام نسل­ های آینده با تاریخ و ادبیات و کلیه آثار مکتوب هزار ساله ما از بین می­ رود. البته که زبان و گویش­ خویش و زبان فارسی را باید تقویت و نگهداری کنیم، اما راهش این نیست که هر واژه­ ای که ریشه­ غیر فارسی دارد و قرنهاست رواج یافته و واژه معادل مناسبی در فارسی ندارد یا رواج نیافته است را از آن کنار بگذاریم یا نگارش آن را تغییر دهیم.

در این بند نقاد راهکاری را ارائه نمی­ دهد و تنها چند دیدگاه متفاوت می آورد. در این مورد نظر من چنین است:

  1. «فرهنگ بزرگ گویش اوزی» و فرهنگ ­های بخش ­های دیگر پارس و فرهنگ­ های کردی و … که از این دستور و روش پیروی کرده­ اند، فرهنگ فارسی نیستند، که باعث قطع ارتباط نسل آینده با تاریخ و ادبیات و کلیه آثار مکتوب هزار ساله شود. کسی که گلستان سعدی و حافظ و … می­ خواند، برای دریافت هر چه بهتر معنا و مفهوم آن از فرهنگ فارسی یاری می­ جوید نه از خرده ­فرهنگ ­ها.

  2. در مورد زبان پارسی دو راه بیشتر نیست:

 الف). با داشتن واژگان بسیار از سرچشمگان کهن و فرزندانی پژوهشگر و نوآور و پدیدآورنده بی­تفاوتی پیشه کنیم، و این کردار را واکنشی نباشد و با سرازیر شدن واژگانِ بیگانه به زبان پارسی و آوردنِ آن در فرهنگ  پارسی، بیننده­ ی گوشه­ نشین شدنِ روزافزونِ واژگان پارسی و فراموش شدنِ آنها و به زردی گراییدنِ و نابود شدنِ این درخت تنومند بی­ مانند باشیم.

 ب). زبان پارسی با این همه پیشینه­ ی تاریخی و فرهنگی تا این مرز (= حد) نیازمند واژگان بیگانه نیست که مرزِهای (= حدود) ۴۰ درصد واژگانش از زبان بیگانه وام بگیرد! شایسته آنست که واژه ­نگاران پارسی از فرهنگ سانسکریت، ایران باستان، اوستایی، پهلوی و آنچه تاکنون نویسندگان زمان ما در این زمینه نگاشته­ اند، مانند کتاب واژه­ یاب (فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه) فراهم­ آورنده ابولقاسم پرتو و فرهنگ­ نامه پارسی­  آریا پژوهش و گردآوری جواد دانشیار، فرهنگ پارسی (بر پایه ­ی واژگان نژاده و ناب برساخته و در پیش­ نهاده و به کارگرفته ­ی دکتر میرجلال­ الدین کزازی) سیمین جلالی با همکاری هوتن اشتری و … واژه استخراج کنند، ببینم چند واژه کم می­ آوریم. اگر نداریم نوآوری (= خلاقیت) به خرج داده و بسازیم، زبان فارسی این شایستگی را دارد. زبان پارسی زبانی سترگ و استوار است، و توانایی واژه ­سازی را دارد. ما از نژادِ دانشمندانی هستیم که برای قواعد صرف و نحو عربی چادر به چادر پژوهش کرده تا زبان عربی به اینجا رسانده ­اند، بر آنها که با این کار بزرگ شوند نازشِ (= سبب افتخارِ) ما شده ­اند، خرده نتوان گرفت، اما ای کاش آنانی که این همه دانش و آگاهی داشتند بیشتر از این به زبان و فرهنگ نیاکانیشان اهمیت داده­ بودند و بر روی زبان به ویژه بخش صرف و نحو پارسی کار کرده بودند. به هر روی ما دارای فرزندانی هوشیار، کنجکاو و فرهنگ­ دوست هستیم که زبانشان را از بنِ جان دوست می ­دارند و آنها خواهند توانست در این راه گام بردارند. اگر هم در مواردی نتوانستند، تحت شرایطی از زبان بیگانگان وام بگیرند و نه اینکه با داشتن واژگان بسیار، کسی در نوشته­ ای واژه­ ی بیگانه بیاورد و واژه ­نگار آن را بهانه کرده و واژه­ ی بیگانه در فرهنگ پارسی بیاورد و روی جلدش بنویسد «فرهنگ فارسی …» تا من ناآگاه در گفتگو به کار ببرم و دیگران را آلوده کنم و آنقدر تکرار شود که واژگان بیگانه در زبان و فرهنگِ پارسی جا افتاده و واژگان زبان پارسی گوشه نشین و به فراموشی سپرده شوند!

   با توجه به این­که زبان پارسی امروزه به گونه­ ای مورد بی­ مهری قرار گرفته است که مرز میان ۴۰ درصد فرهنگ زبان فارسی را واژگان بیگانه تشکیل می ­دهد، و هر روز بر شمار آن افزوده می­ شود، چه خرده ­ای می ­توان گرفت از زنده­ یاد احمد کسروی و دیگران که در کتاب­ ها و نوشتار و فرهنگ کهن نیاکانی پژوهش کرده و واژگانی پیدا کنند تا جایگزین واژگان بیگانه گردد؟ و یا کسانی که دلسوزانه گویشی از زبان مردمان پارس که یکی از ستون­ های زبان پارسی است را به نگارش درآورده­ اند تا امروزه واژه­ای به دست دهد که جایگزین واژگان بیگانه گردد؟

   البته کار بزرگ پالایش زبان پارسی از عهده­ ی یک تن برنمی ­آید و نتیجه ­ی آنچنانی نمی­ تواند داشته باشد، هر چند که تلاش آنها بی ­اثر نیست. در این راه بایسته آن است که استادان زبان­شناس، مردم و همه­ ی ادارات  ذی­ ربط به ویژه آموزش و پرورش هماهنگ شوند. دوست­ داران زبان و فرهنگ پارسی ناگزیر به انجام این کار خواهند بود. چنانچه فرزندانِ ما یکسان­ انگاری (= بی­ تفاوتی) پیشه کنند، هر روز مرز وارد شدنِ واژگان بیگانه به زبان پارسی پیش ­روی خواهد کرد و رفته­ رفته واژگان پارسی گوشه ­نشین و به فراموشی خواهند گرایید و روزی خواهد رسید که از این زبان جز نامی نخواهد ماند.

   اگر فرزندان ما، در این روزگار آسیمه که هر زمان رگبارهای لاخیزآسا[۵]، تیزتاز[۶] و بنیادبرانداز، در آن راه­ می­ افتند، دست از دامان این فرهنگ فروهیده و فرخنده فروهلند و پیوند خویش را با زبان مادری بگسلند، آن درخت تنومند بی­ مانند بی­ خاک خواهد ماند و بی­ بهره از خاک، فرو خواهد پژمرد؛ آن مِهینه مرغِ سپندِ مهری نیز، بی­ بهره از آشیان، پر خواهد کشید و جاودانه نهان خواهد شد. اگر فرزندان ما، به شیوه­ ی نیاکانیشان، چنگ در ریشه ­ی این خاک در زنند، کوهی خواهند بود، سخت و سترگ و سُتوار، که بزرگترین زمین­ لرزه ­ها را به چالش و ریشخند خواهند گرفت؛ همچنین اگر سبک­ سنگ و خامْ­کار، خیره ­روی و تیره ­رای، ریشه از خاک درکشند، خسی خواهند شد و خاشاکی خُرد و ناچیز که خیزابه ­ای نرمخیز نیز از جای برمی­ تواندشان کند و در می­ تواندشان ربود.

   در اینجا شناساندنِ گویش ­هایی که واژگان بیگانه را در خود حل و دگرگون کرده و واژه­ نگاران به گونه­ ی علمی آن گویش ­ها را آورده­ اند، به عنوانِ نمونه و مشت نشانه­ ی خروار برای آگاهی خوانندگان گرامی آورده می ­شود:

  1. فرهنگ سه جلدی فارسی – کردی دانشگاه کردستان به سرپرستی ماجد مردوخ روحانی چاپ دوم دارای ۲۵۱۰ صفحه در قطع وزیری (ویرایش دوم): بهار ۱۳۹۲ الف). صفحه­ ی ۱۶۳۳ طلا/ talā /: ]عربی[ اسم. ته­لا؛ تلا؛ زه­ر. ب). صفحه ­ی ۱۶۴۰: ظالم zālem ]عربی[ صفت. سته­ مکار؛ زالم. پ). همین صفحه: ظالمانه/ zālemāne ]عربی[ صفت. سته­ مکارانه؛ زالمانه. ت). صفحه­ ی ۱۵۹۳ : صبح / sobh ]عربی[ سو؛ سه­وا؛ سب؛ سوب. ث). صفحه­ ی ۱۱۸۷: ذات/ zāt /: ]عربی[ اسم. زات؛ سرشت.

  2. فه ­رهه­ نگی زانشگای کوردستان به سه­ رپه­ رستی ماجد مه­ ردوخ روحانی ۴ جلدی دارای ۳۱۶۵ صفحه در قطع وزیری. (فرهنگِ کردی به کردی و پارسی). الف). زات / zāt : وجود؛ ذات. ب). سابون sābun/: صابون. پ). ساتور/ sātur /: ساطور. ت). سارا sara /: صحرا. ث). ساف sāf : صاف؛ هموار. ج). زالم zalem: ظالم.

  3. فرهنگ نامها و شخصیتها (نامهای کردی، اسلامی، اوستایی، باستانی) با سه تلفظ کردی، لاتین، (آوانگاری)، فارسی. تألیف و گردآوری: سیدشهاب خضری. چاپ سوم. بهمن ۱۳۹۳ . قطع وزیری و دارای ۴۹۳ صفحه می­ باشد. الف). صفحه ۲۸۵- رازیه: rāzya . راضیه. از واژه­ های قرآنی، پسندیده، خوشنود شده، صافر از هر گونه کدورت، خرسند، خوشنود. از القاب حضرت فاطمه (س). ب). صفحه ۲۹۲- ریزوان rezwān. رضوان. از واژه­ های قرآنی، خوشنودی، بهشت، رضا و خوشنودی از بندگان. پ). صفحه­ ی ۳۴۲- که­ وسه­ ر: kawsar. کوثر. چشمه­ای است در بهشت. ث). صفحه­ی ۳۵۵ له­ زیز laziz . لذیذ. ج). موته هه­ ره motahara . مُطَهَّرَه. از واژه­ های قرآنی، پاکیزه، تمیز، نیکومنظر.

  4. فرهنگ گویش دوانی ۵۳۶ صفحه با قطع وزیری. تألیف عبدالنبی سلامی. نشر آثار فرهنگستان زبان و ادب فارسی با مقدمه­ ی دکتر علی­ اشرف صادقی زبانشناس نامدار ایرانی، وی استاد بازنشسته­ ی دانشگاه تهران و عضو پیوسته­ ی فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. ایشان به عنوان چهره­ ی ماندگار در حوزه­ ی ادبیات معرفی شده­ است. چاپِ تهران ۱۳۸۱٫ صفحه ­ی ۷۷- آجز ājez : 1. کور؛ نابینا. ۲٫ ناتوان و درمانده. صفحه­ ی ۸۹- اَجَ­ـَ­­و aja:v : عجبا؛ عجب. صفحه­ ی ۲۶۲- رِمَزون remazun : رمضان. صفحه ­ی ۲۹۴- سُوْ sov : صبح. همان صفحه: سَوِر saver: صبر. همان صفحه: سَوُر savor: صبر کن. صفحه­ ی ۲۹۶- سَویر savir : صبور. صفحه ­ی ۲۷۲ زات zāt : جد، آباد. همین صفحه: زات zāt : جد، آباء. صفحه ۲۷۴ زَرْوْ zarv : ضربه. صفحه­ ی ۲۷۹- زُیْفَ zeyfa : ضعیفه. صفحه­ ی ۲۸۲ ساف sāf : صاف. همان صفحه: ساهاو sāhāv : صاحب. و … (یادآوری می­شود عبدالنبی سلامی نویسنده­ ی هشت کتاب از سری کتاب­ های «گنجینة گویش­  شناسی فارس» با مقدمه­­ های حسن­ رضائی باغ ­بیدی معاون گروه گویش­ شناسی، دکتر علی ­اشرف صادقی، دکتر محمد دبیرمقدم، استاد احمد سمیعی گیلانی و دکتر راشد محصل می­ باشد، این کتاب­ ها مجموعه­ ای از طرح بزرگ بانک اطلاعات گویش ­شناسی ایران است، که چاپ و انتشار این کتاب­ ها زیر نظر گروه گوی­ش شناسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی بوده و اجرا شده ­است. در این هشت کتاب گویشِ ۷۲ شهر و روستای استان فارس ثبت شده است. در این کتاب ها مرز ۲۳۰۰ واژه که در سه کتابِ واپسین شمارِ واژگان به ۲۷۱۵ واژه می­ رسد و ۱۰۰ جمله­ ی پایه از گویش ­های اصیل ایرانی است که می­ تواند از جنبه ­­های مختلف آوایی، صرفی، نحوی، واژگانی و معنایی مورد بررسی قرار گیرد و پژوهشگران عرصه­ های گوناگون و به خصوص زبان­شناسی (همزمانی و تاریخی) و مردم­ شناسی را به کار آید. به­ علاوه، علاقه مندان می­ توانند از این مجموعه که به­ گونه­ ی علمی آماده و از سوی فرهنگستان زبان و ادب فارسی و زیر نظر استادان برجستة زبانشناس به­ چاپ رسیده است به عنوان الگویی برای گردآوری دیگر گویش­ های ایرانی بهره گیرند).

   در پایان از مهربانوی بزرگوار که جُستاری (= مبحثی) باز نمودند و بهانه  ­ای شد تا از فرهنگ و ادب و زبان مردمان پارس و توانمندی­ های گویش مردم اوز که یکی از ستون­ های زبان پارسی به حساب می­ آید، چند برگی بنویسم، بسیار سپاسگزارم، برای مهربانوی بزرگوار کامگاری و بختیاری پایدار آرزومندم.

عبدالله جانفدا (سیاوش) تاریخ ۱۴۰۱/۱۰/۱۱ اوز

[۱] . افتخارآمیز؛ غرورآفرین؛ غرورانگیز؛ نازش ­آمیز.

[۲] . بنگرید به کتاب «فرهنگ بزرگ گویش اوزی» صفحه­ ی ۱۴۹۵ الی ۱۵۰۱ (در این بخشِ  ۱۰۴ کتابِ به کار برده شده معرفی و مشخصات آن نوشته شده است).

[۳] . بنگرید به بایگانی(= آرشیو) روزنامه دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰ عصر مردم شیراز، رویه­ ی پایانی، نوشته ­ای با نشانی «برگزاری دومین جشنواره جایزه کتاب سال فارس در تالار حافظ شیراز»

[۴] . بنگرید به رویه کتابِ «فرهنگ بزرگ گویش اوزی» رویه ی ۱۰۶ جدول آوانگاری.

[۵] . سیل ­آسا.

[۶] . تیزتگ؛ سریع­ السیر؛ سریع.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

نظر سنجی

یک سال از فعالیت شوراهای ششم شهر و روستا گذشت. میزان رضایت شما از عملکرد و فعالیت های سال اول شورای اسلامی ششم شهر اوز چقدر است؟

Loading ... Loading ...
آخرین نظرات
  • مردم ومحرومان شهرستان اوز از نظر تاسیس ادارات دولتی در مضیقه هستند وبرای کارهای اداری وثبتی خود مجبورند به شهرهای مجاور مسافرت نمایند جا دارد مسولان اداری وسپاهی در این ش...
    تقاضا از سپاه ناحیه. اوز در مطلب: توزیع ۶۰۰ بسته آجیل به مناسبت شب یلدا در بین نیازمندان
  • سایت. اوز امروز. از زمانی که کامنت ها را مطرح نمی کند. مخاطبین آن هم. گم شده است...
    مخاطب. اوزی در مطلب: از داوطلبین حوزه سلامت شهرستان اوز تقدیر شد
  • شبکه بهداشت ودرمان اوز. در مقایسه با شبکه خنج. بسیار ضعیف عمل میکند در خنج ریس شبکه مرتب درحال گرفتن امتیاز و بودجه. وتجهیزات. بیمارستانی هستند درحالیکه بیمارستان وامکانا...
    پاسخ دهید. درباره. CT اسکن. اوز در مطلب: از داوطلبین حوزه سلامت شهرستان اوز تقدیر شد
  • راستی از دستگاه. سی تی اسکن. برای بیمارستان. چه خبر؟؟. مردم ساختمان آنرا آماده کردند. اما از دستگاه. خبری نیست. چرا ؟؟!!...
    کارمند. بیمارستان. اوز در مطلب: از داوطلبین حوزه سلامت شهرستان اوز تقدیر شد
  • با تشکر از داوطلبان حوزه سلامت که بدون منت خدمتگذارمردم هستند واما انتظار مردم از مسولان شبکه بهداشت ودرمان اوز رسیدگی بیشتر به بیمارستان اوز است که به علت نداشتن بخشهای....
    قابل توجه ریس شبکه بهداشت ودرمان. اوز در مطلب: از داوطلبین حوزه سلامت شهرستان اوز تقدیر شد
  • لطفا از خواب پاییزی بیدار شوید که پاییز تمام شد. سایت خوب اوز امروز در اطلاع رسانی دچار رکود وسکون شده است. اینشالله که خیر باشد وهرچه زودتر مانند گذشته فعال شود جمع زیاد...
    خطاب به مدیریت سایت در مطلب: دلایل به تعویق افتادن توافق هسته ای و فرجام برجام
  • ازز مان دولت سیزدهم. وبه مدت قریب به یکسال اخیر دیگر در شهرستان اوز هیچ. اداره ای تاسیس نشد وقولهایی که در زمینه. ساخت مخزن آب دولتی. واحداث شهرک صنعتی. دوم. اوز. وهم چنی...
    سوال مهم. از مسولان. ارشد. اوز در مطلب: دلایل به تعویق افتادن توافق هسته ای و فرجام برجام
  • حیف اینکه سایتی مجوز رسمی اطلاع‌رسانی داشته باشد ولی چندان فعال نباشد حداقل مانند دیگر سایت ها فعال شوید مدتی است که این سایت خوب شما که بی غرضانه اطلاع رسانی میکرد. در ع...
    لاری. از سر دلسوزی در مطلب: دلایل به تعویق افتادن توافق هسته ای و فرجام برجام
  • برابر اعلام سایت میلاد لارستان با همکاری و مساعدت نماینده محترم مجلس جمعی از مسولین منطقه برای طرح مطالبات خود به وزارت کشور و سازمان شهرداری های کشور مراجعه نمودند که در...
    شهرداری اوز ومطالبات. مردمی در مطلب: دلایل به تعویق افتادن توافق هسته ای و فرجام برجام
  • برای پلیس +10 متقاضیان ثبت نام الکترونیک کرده اند و در مرحله بعد مدارک و مستندات خود را از طریق پست ارسال کرده اندا و منتظر اعلام نتیجه از سوی مرجع مربوطه هستند....
    مدیریت در مطلب: گزارش عملکرد انجمن خیریه سلمان فارسی اوز در آبان ماه