امیررضارضایی: آنگاه که یک کشور و هزاران مسئول، مهربان می شوند در روزهای منتهی به نماد یک جمهوریت…
آنگاه که جمهوریت به نام مردم و بهخاطر همین مردم، صحنه توهین و تهمت و تخریب شده و وارد ادبیات سیاسی و فرهنگ یک کشورمی کنند، که گویی خود نه مسئول بوده اند و نه در این کشور زیسته اند، غافلند از اینکه در حال کاشت چه بدمحصولی به نام بی اعتمادی گسترده در بین آحاد همان مردمند…
بی شک نگاه خسته یک جامعه از نابسامانیها، دیگر توان جنگ و جدلهای سیاسی داخلی را ندارد..
پس ناگزیر خود را به سمت گستره یک شهر در این کشور، رها می کنیم تا شاید رسیدن به جمهوریت و تمرین برای درک آن، بتوان دگر بار با گذر از انتخابات محلی و شورایی شروع کنیم ..
آنهم با اثر انگشتان خود، رویدادی را رقم بزنیم تا تولدی شکل بگیرد به نام: شورا.. تولد شورا: پایان شعارهای انفرادی در مدت زمان تبلیغ کاندیداها وبرای جمع کردن آراست.. تولد شورا، مرگ تک روی در شعار است. تولد شورا، ابطالی بر تمام وعده هایی است که نادانسته و ناآگاهانه از فلسفه وجودی شورا، در بوق و کرنا می رود و یا آگاهانه، ابزار فریب یک مردم می شود… و تولد شورا، مرگ وابستگی ها به جناحها، گروها و انجمنهای تک محور و منحصرگرایانه است.
شروع زندگی شورا، شروع تجمیع افکار و طرح و اهدافی مشترک و منتخب، برای یک هدف، که همان اعتلای یک محیط اجتماعی در همه ابعاد آن وپایبندی به تصمیمات بر اساس خردجمعی و کار گروهی و پشتیبانی برای آن اهداف است…
و چه زیباست این تولد، اگر ماندگار گردد که رمز ماندگاری آن درک فلسفه شکل گیری شورا، تعهد به میز شورا و اتحاد با تمام اختلافات سلیقه است…
که همانا وجود این ماندگاری، به یقین جامعه ای را به سمت انسجام می کشاند،..انسجامی که حتی کاستیهای مادی را پوشش می دهد، زیرا پشتوانه ای از تمام اقشار جامعه، در پشت طرحهای خود دارد..
ولی هیهات بر آن روزی که مرگ آن فرا رسد..
مرگ شورا، از آن روزهای تحمل ناپذیری صاحبانش نسبت به همدیگر شروع می شود..
همانهایی که در قاب یک تصویر و در روز تولدش در کنار همدیگر بودند،..
مرگ شورا، از آن آغازین روزهای اختلاف و نه اختلاف سلیقه ای، که این اختلاف نعمت است برای حرکتی رو به جلو، بلکه از اختلافی تنش زا، که به سکرات مرگ می رسانند ،یک شورای زنده را…
همان تنشهایی که نقطه ضعفی بزرگ به سبب آموزش ندیدن نسلها در کار تیمی، بیماری بزرگ شوراها در طول دوران شوراها بوده و مانده است… مرگ شورا، از عدم پایبندگی به آرای جمعی و شورایی، برآمده از عدم آموزش کارگروهی و خرد جمعی است که به نفسهای آخر می رسد.
مرگ شورا: از همان دخالتهای بیرونی است که سبب ساز بی اعتمادی در بین اعضایش می شود..دخالتهایی که استقلال شورا را نشانه گرفته تا آتش اختلاف را شعله ور کنند..
و به مرگ می رسد،..
و به خموشی می رود آن چراغ شورا…
آن شورایی که دیگر قدرت تحمل پذیری برای نشستن در کنار میز آن وجود ندارد و صحنه جدالهایی می شود که میز شورا می شود تابوت کشتار حرمتها.
حال چه کوتاه زمانی که از تولدش بگذرد و یا دیر زمانی تا اتمام مهلت پایانش، نمانده باشد…
مرگ، خاموشی است ولی مرگ شورا، فوران یک تنش است…
و ماندن در اختلاف و تنش، مرگیاست روشن و آشکار، اگر چه بر سرپا باشد و بی شک این بر جای ماندن، همان شورای فرمایشی و بی خاصیت از یک شوراست تا فقط نمایشگر قاب تصاویر باشد..
و این اختلاف مهلک، به تدریج به درون لایه های مختلف اجتماعی رسوخ می کند تا وحدت یک جامعه را خدشه دار کند..
آقای رضایی مطالب خوبی نگارش کردی. در شورا افرادی باعث مرگ شورا می شوند اما مجددا در تولد شورای بعدی پشت میز شورا قرار می گیرند و به رای که از مردم گرفتند هم پایبند نیستند مردم باید آگاهانه به افراد رای دهند گول این چند روز که همه لبخند به لب دارند و دستشان را به عنوان احترام روی سینه خود می گذارند نشوند چون پشت میز که قرار گرفتن مجددا منم منم شروع میشه پس باید هوشیار بود و دانست که به چه کسی رای می دهیم . نکته دیگری که می خواهم بگویم اینکه منتخبین شورا بجای ارائه راهکار برای مشکلات شهر و جوانان و جامعه از عملکرد سالها قبل سخن می گویند شما بفرمایید در ۴ سال آینده می خواهید چه گلی بر سر این جامعه بزنید . و جالب اینکه حمایت بعضی افراد از منتخبین آیا توقع برای آینده ایجاد نمی کند . به هر حال با چشمی باز و آگاهی لازم به پای صندوق رای برویم و اگر کسی که به صرف نهار و شام دعوتمان کرد حواسمان جمع باشد که یک وقت کرونا هم هنوز وجود دارد و بخاطر یک شام یا نهار مجبور نباشیم تک رای هم بدهیم . خلاصه از من گفتن بود
ای کاش کلا راجع به این فعال اجتماعی که در همه حوزه ها صاحب نظرند کمی توضیح میدادین...
بنیامین در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
موفق باشید آقای قاضی زاده...
در مطلب: اقتصاد، قلب تپنده هر شهر است
آیا کسی که افتخار می کند در انتخابات شورای اسلامی شهر اوز شرکت نکرده است و با افتخار اعلام می کند رای به صندوق نینداخته است آیا حق قضاوت در مورد خوب و بد شورا را دارد؟...
شهر وند اوز در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
محمد آقا منتخب با چند صد رای نماینده مردم نیست فقط صاحب کرسی می شود و نماینده همان سیصد و چها صد و هزار رای نه نماینده مردم...
عبدالله در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
منظور اقای نوروزی این است که در شهری. مانند اوز که حدود ۲۰ هزار نفر جمعیت. دارد باید افراد منتخب شورا دارای. ارای بالایی. باشند مانند. گراش. وخنج. وبستک. نه مانند ارای. ر...
پاسخ. به اقای محمد در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
عالی بود...
علی در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
آقای نوروزی پیشنهاد می کنم کاندید شوید شاید ۵هزار رای کسب کردید . اما همه می دانیم که طبق قانون پس از رای گیری ۵ نفر طبق بیشتر از آرای بقیه منتخبین مردم می شوند و شما هم...
محمد در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
مرد شريف و والاي بود ان شالله جنت الفردوس نصيبش باشه. الهي امين...
در مطلب: پیام تسلیت شیخ عبدالقادر فقیهی به مناسبت در گذشت محمد محمودی
ان شالله جنت الفردوس نصيبش باشه. الهي امين...
در مطلب: پیام تسلیت شیخ عبدالقادر فقیهی به مناسبت در گذشت محمد محمودی
ممنونم از توجه و اظهار نظرتان، همچنین تشکر می کنم از مدیر محترم نشریه که این موقعیت را فراهم نمودند که با یکدیگر تبادل نظر و گفتگو داشته باشیم. از اینکه بنده را ارشاد کرد...
فرید دستوری در مطلب: درهم برهم..
آقای رضایی مطالب خوبی نگارش کردی. در شورا افرادی باعث مرگ شورا می شوند اما مجددا در تولد شورای بعدی پشت میز شورا قرار می گیرند و به رای که از مردم گرفتند هم پایبند نیستند مردم باید آگاهانه به افراد رای دهند گول این چند روز که همه لبخند به لب دارند و دستشان را به عنوان احترام روی سینه خود می گذارند نشوند چون پشت میز که قرار گرفتن مجددا منم منم شروع میشه پس باید هوشیار بود و دانست که به چه کسی رای می دهیم . نکته دیگری که می خواهم بگویم اینکه منتخبین شورا بجای ارائه راهکار برای مشکلات شهر و جوانان و جامعه از عملکرد سالها قبل سخن می گویند شما بفرمایید در ۴ سال آینده می خواهید چه گلی بر سر این جامعه بزنید . و جالب اینکه حمایت بعضی افراد از منتخبین آیا توقع برای آینده ایجاد نمی کند . به هر حال با چشمی باز و آگاهی لازم به پای صندوق رای برویم و اگر کسی که به صرف نهار و شام دعوتمان کرد حواسمان جمع باشد که یک وقت کرونا هم هنوز وجود دارد و بخاطر یک شام یا نهار مجبور نباشیم تک رای هم بدهیم . خلاصه از من گفتن بود
شما چرا کاندید نمی شوید آقای رضایی تا تولدی فرخنده صورت گیرد