امیررضارضایی ( اوزی): هوس خوردن نان محلی و تنور پز ( گپک) که داشته باشی، تا همت نکنی و قدمی به محل پخت آن برنداری (که هم اکنون نیز به همت برخی بانوان خودکفای دیارمان زبانه های آتش درونش پابرجاست)، آن لذت و ارضای تکمیلی که بوی نان داخل تنور، کاملش می کند، شامل حالت نخواهد شد…
این تنور اگر خوب ساخته شده باشد، یعنی پایه و اساس یک نتیجه گرانبها که تا آتشی گرم کننده در آن نیوفتد و آردی با دستان هنرمند و البته استادانه و برخواسته از آن فوت کوزه گری، خمیر نگردد و به قدرت بازوان استوار بر دل دوار آن خمره تنوری نچسبد، نانی به سر سفره ننشیند…
این تنور درست ساخته شده است تا ایستاده گردد و سپس دل به آتش سپارد، تا از آن نان برآید…
اما تنور دیگری که قرار است ساخته و برپا گردد و در این روزگار پر ماجرای وطن که از حمله کرونا گرفته تا حمله مرغ و روغن و همه آنچه به زنده بودن یک ایرانی مرتبط است را درگیر کرده ، تا قصه تکراری درگیریهای لفظی احزاب و جناحها که شده نقل هر روز ، همگان را بر آن داشته تا نان وطن را در این تنور بیابند،..
تنوری به نام انتخابات…
قصد این نوشتار، تحلیل شرایط و احواات نیست در قبال همه آنچه در کشور می گذرد که منتهی به انتخابات ریاست جمهوری است ،که به یقین نام آشناهای خبره به کار سیاست و نیز متخصصین در همه تخصصهایی که به کاری وابسته و دلبسته و دلشکسته و گاهی دستی در نام و بام و اسم مردم ، و برای مردم در شیپور هوادار قشر ضعیف مردم بنوازند، زنده و بیدارند و در هر مجالی که یافت شود و هر فرصتی که ساخته شود، برای ذکر شرایط و تحلیلها در سطح کلان آماده اند… بلکه نگاهی دارد به چگونه ساخته شدن تنور انتخابات شورا..
مقصد این گفته و نوشته که نخست آراسته می شود به لبخند و یک شاخه گل، تا به کسی برنخورد یا که کسان اخم نکنند، کنار هم قرار دادن آن تنور نان پز ما، در کنار ساخت تنور این انتخابات است..
آنهم در بحث رد صلاحیت انتخابات شورا در این شهر…
آن یکی نان داد ومی دهد هر آنوقت که اراده کنیم..چون تنور نان ما، محکم و استوار ایستاده.. و از ساخت خمره تنوری و برپایی آتش و خمیر کردن آردش همه با عشق برپا شده است…و به یقین نان خواهد داد..
ولی آیا این یکی نیز نان می دهد ؟ این تنور انتخابات آیا نان می دهد؟
نان خوش عطر و سالم و نه سوخته برای یک شهر…
تنور نان ما داغ است.. این را ما گفتیم…
آیا تنوری ساخته می شود در کنار تنور داغ ما؟
گفتند تنور انتخابات شورا نیز داغ کنید ای مردم..
اما سوال است در مقایسه این دو تنور:
مردم در انتخابات شورا باید در داخل چه تنوری،آتش گرما بخش آن شوند ،وقتی این تنور با رد صلاحیت افرادی که دارای پایگاه اجتماعی، خدمات اجتماعی و شناخته شده برای یک شهر هستند و در زیر بیرق این سرزمین و این نظام خادم و همره با مسوولین آن بوده اند، در نزدیکترین زمان برپایی تنور انتخابات، در حال نظاره بر کج ساخته شدن و در نهایت وارونه شدن این تنورند؟
آنهم قبل از آتش انداختن این تنور برای گرم شدن…
این تنور چگونه قرار است با رد صلاحیت افراد صاحب نام، راست ساخته شود و باایستد و عرض اندام کند تا آتش بر دل خویش بیافکند و نان دهد برای این شهر ؟
بی شک و به یقین احترام به حکم مراکز دخیل در مسوولیت احراز صلاحیتها، از هیئت های اجرایی و نظارت تا ارگانهای مرتبط، بر همگان الزامیست،
ولی آیا یکنیم نگاه به آنطرف مرزها و کمین دشمنان آماده با بوق و کرنا به سمت این تنور، و نیم نگاهی به پایگاه ارزشمند اجتماعی این افراد که می توانند پیش قراول حضور مردم در پای انتخابات باشند، شده است؟
تنور نان ما گرم است …
..و مردم ما نیز، هم آتشند برای گرمای هر تنوری که تکه ای از این وطن را گرمای همبستگی بخشند و هم آرامند از جنس بی تفاوت شدن…
که اگر این تنور با ایجاد نقص در ساخت آن ، سبب وارونه شدنش شوند، به آرامی و خیلی بی تفاوت از کنارش گذر کنند،..
زیرا که تنور وارونه، آتش را خاموش می کند و تنور بی آتش، نان ندارد…
انتشار مطالب در این پایگاه در راستای انعکاس دیدگاه های مختلف است و الزاما دیدگاه رسانه نیست.
آقای رضایی در پرانتز اوزی(؟) مطالبتان را گاها در این سایت و به ندرت در گروه های واتس اپ میبینم؛ لزوم استفاده از واژه ی “اوزی” در پرانتز را اصلا متوجه نمیشوم.
در خصوص مطالبتان که معمولا به آن آب و تاب میدهید و همواره خواننده ی معمولی همچون من را گمراه میکنید، یک طرف قضیه و اینکه مقصود نهایی از این نوشتار توصیف وارانه را متوجه نشدم یک طرف دیگر قضیه.
خوب است که افراد با جناح ها و دیدگاه های متفاوت پا به عرصه ی انتخابات محلی بگذارند، اما با توجه به آماری که بنده در اختیار دارم، شاهد حضور کمرنگ نامزهای انتخاباتی هستیم.
سوالی که از شما به عنوان نویسنده ی این یادداشت دارم این است:
با توجه به عملکرد دوره ی پنجم شورا که طبق نظرسنجی همین سایت بسیار ضعیف قلمداد شده، دیگر چه حس و حالی برای شرکت در انتخابات میماند؟ از کدامین تنور سخن میگویید؟
باید این بار هم گول وعده های انتخاباتی آن هم از نوع محلی را بخوریم که هیچگاه آن طور که باید محقق نمیشود؟ آیا تا به حال به وظایف شورا دقت کرده اید؟ در این همه گیری فساد و کرونا چه شورایی میتواند با این معظلات یارای مقابله داشته باشد؟
ای کاش کلا راجع به این فعال اجتماعی که در همه حوزه ها صاحب نظرند کمی توضیح میدادین...
بنیامین در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
موفق باشید آقای قاضی زاده...
در مطلب: اقتصاد، قلب تپنده هر شهر است
آیا کسی که افتخار می کند در انتخابات شورای اسلامی شهر اوز شرکت نکرده است و با افتخار اعلام می کند رای به صندوق نینداخته است آیا حق قضاوت در مورد خوب و بد شورا را دارد؟...
شهر وند اوز در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
محمد آقا منتخب با چند صد رای نماینده مردم نیست فقط صاحب کرسی می شود و نماینده همان سیصد و چها صد و هزار رای نه نماینده مردم...
عبدالله در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
منظور اقای نوروزی این است که در شهری. مانند اوز که حدود ۲۰ هزار نفر جمعیت. دارد باید افراد منتخب شورا دارای. ارای بالایی. باشند مانند. گراش. وخنج. وبستک. نه مانند ارای. ر...
پاسخ. به اقای محمد در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
عالی بود...
علی در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
آقای نوروزی پیشنهاد می کنم کاندید شوید شاید ۵هزار رای کسب کردید . اما همه می دانیم که طبق قانون پس از رای گیری ۵ نفر طبق بیشتر از آرای بقیه منتخبین مردم می شوند و شما هم...
محمد در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
مرد شريف و والاي بود ان شالله جنت الفردوس نصيبش باشه. الهي امين...
در مطلب: پیام تسلیت شیخ عبدالقادر فقیهی به مناسبت در گذشت محمد محمودی
ان شالله جنت الفردوس نصيبش باشه. الهي امين...
در مطلب: پیام تسلیت شیخ عبدالقادر فقیهی به مناسبت در گذشت محمد محمودی
ممنونم از توجه و اظهار نظرتان، همچنین تشکر می کنم از مدیر محترم نشریه که این موقعیت را فراهم نمودند که با یکدیگر تبادل نظر و گفتگو داشته باشیم. از اینکه بنده را ارشاد کرد...
فرید دستوری در مطلب: درهم برهم..
آقای رضایی در پرانتز اوزی(؟) مطالبتان را گاها در این سایت و به ندرت در گروه های واتس اپ میبینم؛ لزوم استفاده از واژه ی “اوزی” در پرانتز را اصلا متوجه نمیشوم.
در خصوص مطالبتان که معمولا به آن آب و تاب میدهید و همواره خواننده ی معمولی همچون من را گمراه میکنید، یک طرف قضیه و اینکه مقصود نهایی از این نوشتار توصیف وارانه را متوجه نشدم یک طرف دیگر قضیه.
خوب است که افراد با جناح ها و دیدگاه های متفاوت پا به عرصه ی انتخابات محلی بگذارند، اما با توجه به آماری که بنده در اختیار دارم، شاهد حضور کمرنگ نامزهای انتخاباتی هستیم.
سوالی که از شما به عنوان نویسنده ی این یادداشت دارم این است:
با توجه به عملکرد دوره ی پنجم شورا که طبق نظرسنجی همین سایت بسیار ضعیف قلمداد شده، دیگر چه حس و حالی برای شرکت در انتخابات میماند؟ از کدامین تنور سخن میگویید؟
باید این بار هم گول وعده های انتخاباتی آن هم از نوع محلی را بخوریم که هیچگاه آن طور که باید محقق نمیشود؟ آیا تا به حال به وظایف شورا دقت کرده اید؟ در این همه گیری فساد و کرونا چه شورایی میتواند با این معظلات یارای مقابله داشته باشد؟
سلام جناب آقای احمدی چرا نظربنده را ثبت نمیکنید.شما هم درگیراین دوستان شدید یا مثل همیشه مسقل وازاد هستید
اگر خوانندگان در ارسال کامنت ها مشخصات و یا حداقل نام خود را درج می کردند بهتر می شد متوجه شد نظر شما کدام است.