فرهاد ابراهیم پور( محمودا): مغلطه که از ریشه غلط می آید به معنی غلط اندازی هست یعنی مغلطه کار کسی است که با بیان کلمه یا جملاتی غلط بحث یا مبحثی را عوض یا در مسیر غلطی بیندازد وسفسطه هم به معنی سفیه شمردن طرف وخود را محق جلوه دادن است مغلطه وسفسطه کمک ویاور مباحث افراد ومتن هایی هست که طرف با آن می خواهد به هر طریقی حرف خودرا به کرسی بنشاند وچون اینگونه مباحث بدور از واقعیت وتحریف واقعیت است ناچار طرف از زاویه ای وارد بحث میشود تا شما را ومخاطب را به مسیری هدایت کند که صرفا نظرات غیر واقعبینانه خودش است واین همان غلط اندازی ومغلطه است. برای این که روشن صحبت کنم با بیان مواردی به شرح تیپ یا افرادی که با مغلطه موضوع را عوض می کنند می پردازم.
شما فردی را می شناسید که تنبل است وکار نمی کند واین فرد هم سلامت جسمانی دارد وهم توانایی کارکردن وقتی که از او بپرسید چرا کار نمی کنید می گوید: من در زندگی آن قدر کار کرده ام که شما هنوز هم ربع من کار نکردید یا می گوید آن موقع که من صبح تا شب کارمی کردم کجا بودید مهم کار مفید است نه اینکه زیاد کار کنی ومگر آن ها که زیاد کار می کنند همیشه موفق بوده اند وتازه این همه کار برای چی. کار مال تراکتور است من انسان هستم وباید به روح ومعنویات خودم توجه کنم مگر چند بار بدنیا می آیم، آدم باید از زندگی اش لذت ببرد.
ببینید این فرد همه چیز گفت غیر از آن چیزی که شما از او پرسیده بودید وقصد وهدفش هم همین بود که شما را در مسیری قرار دهد که خودش میخواهد واین یعنی مغلطه وسفسطه شما از او یک سوال کردید که چرا کار نمی کنید وایشان به جای اینکه به شما جواب روشنی بدهد به سفسطه روی می آورد تا واقعیت امر که همان کار نکردن او هست بپوشاند وتوجیه کند وهیچ کدام از حرفهایی که زد توجیه پذیر کار نکردن او نشد.
همه جای دنیا آدم وجود دارد وتنوع آدم ها وشعور ودرک آن ها از مسائل گوناگون است پس مغلطه در همه جا هست از یک ولایت کوچک گرفته تا شهر های بزرگ از آدم های بی سواد تا اندیشمندان وفلاسفه از تهرانی گرفته تا اوزی از آن که در روزنامه هر روز مطلب مینویسد تا آن که ماهیانه یا سالیانه مطلبی به چاپ می رساند. این موضوع که بیشتر در حوزه مباحث نظری است وبه دوشکل بحث ومتن به دیده وگوش می رسد وبفراوانی نشر می یابد مخاطب را هدف اصلی و واقعی خود قرار میدهد البته بحث های منطقی وعلمی نیز همین ویژگی را دارند با این تفاوت که قصد انها اثبات نظر یا روش بر اساس واقعیات است نه دور زدن آن ها. هدف بحث های علمی پیدایی مسیر های درست وواقعی است چون اگر از این مسیر منحرف شود نتیجه نمی دهد.
یونان که از دیرباز مکان اولیه بحث های نظری وعلمی بوده است در این زمینه نیز گروهی بودند که با روش های ادعایی خود معتقد بودند که گاه با خطابه وحرف میتوان موضوع را در مسیری قرار داد که نتیجه دلبخواه بدست آورد. گروهی که سوفسطایی یا سوفیست خوانده میشدند با ایراد خطابه ها سعی بر اثبات نظریه خود داشتند وخیلی ها ریشه سفسطه را از آن این گروه میدانند.
اما آن چه در طول تاریخ مشخص شده واز عهد یونان باستان تا امروز ادامه دارد استفاده از فن خطابه وبیان برای اثبات نظر است که در همه حوزه ها کاربرد دارد بخصوص در مباحث قضایی .مطمئنا اگر بین دو نفر دعوا شود وکار بالا بگیرد ومنجر به جرح یاقتل گردد در محاکمه افراد یا ضارب ومضروب وکلایی تعین میشوند تا از حقوق افراد دفاع کنند واین امر روزانه در تمام دنیا وحتی کشور ما نیز اتفاق می افتد که وکیل کسی که آدم کشته است نیز سعی میکند با دلایلی از قاتل دفاع کند واین شغل فرد است واین شغل سابقه بیش از دوهزار سال دارد. پس واضح است که در همین شغل نیز سفسطه ومغلطه حضورگاه موثر در توجیه اعمال افراد دارد و وکیل سعی میکند با استناد به پاره ای از واقعیات یا دور زدن امر واقع شده متهم را از زیر تیغ دادگاه برهاند وباید این تردستی را آموخته باشد که چگونه مباحث را به دلخواه موکل خود بچرخاند؛ بپیچاند تا بر حکم قاضی در کاهش اتهام اثر بگذارد .فن خطابه که ابتدا در یونان پای گرفت رفته رفته به جهان گسترش یافت ونزد حکمای اسلامی همچون دیگر علوم با عنوان علم بیان در کشور ما گسترش یافت وافراد برای تعلیم این فن آموزش می دیدند وبه کلاس می رفتند. اینکه از این فن در راه نجات انسان استفاده شده ویا برای تحریک وتحریف استفاده شده باید بگویم در هر دو مورد از فن کلام وبیان بهره برده اند اما این بحث ومطلب میخواهد به چه چیزی برسد تا خود به درازگویی نرسد واز مسیر منحرف نشود
میخواهم این را بگویم که سفسطه ومغلطه در هر زمان ومکانی وجود دارد اما شناخت آن متن وخطابه برای مخاطب ضروری است چون افراد مغلطه کار در مسیری نادرست میخواهند به اثبات چیزی بپردازند که از واقعیت به دور است واینگونه افراد نه تنها به شعور انسانها توهین میکنند بلکه فکر میکنند که یکه تاز بی رقیب این جهان هستند چراکه مغلطه کاری آن ها ضربات سنگینی همواره ودر طول تاریخ به خرد انسانی وارد کرده واز انجا که یکی از ویژگی های افراد مغلطه کار ترویج توهم هست بنابراین ضرورت دارد تا هر انسانی با شناخت اینگونه افراد وحرف وحدیث انها پی به مغلطه آن ها ببرند.
در جهان بارها مشاهده شده است بسیاری از کسانی که در قدرت بوده اند ونزدیک به حکومت ها زیسته اند برای موجه جلوه دادن اعمال ناصواب حکومتی واقتدار حکومت وتثبیت موقعیت خود از مغلطه کاری برای فریب مردم بهره برده اند وعناصر قدرت نیز در بیشتر موارد از اینگونه افراد حمایت کرده ومیکنند. وباز از آن جا که مغلطه وسفسطه بخصوص در نوشته های تاریخی نقش اساسی در قتل واقعیت ها داشته است بر انسان آگاه است تا این روش ناپسند را با دلایل روشن به معرض عموم بگذارد . يكى از سوفيستهاى معروف پروتاگوراس است وى مىگويد : مقياس همه چيز انسان است هر كسى هر حكمى كه مىكند مطابق آن چيزى است كه فهميده پس حق است
اگر ما بخواهیم بر اساس این نظریه کاملا غیر واقع بینانه سوفیست های یونانی که به جای درک واقعیت ما را بسوی توهم سوق میدهد موافق شویم آن وقت اوز دیگر اوز درخت دیگر درخت نیست؛ سنگ سنگ نیست وهر چیز واقعی دیگر امری ذهنی است .چون این افراد وجود حقیقت را نه در امری واقع جستجو میکنند بلکه در ذهن افراد بدنبال آن میگردند این نظریه پردازان از یک امر واضح وروشن در مانده اند و آن اینکه قبل از پیدایی انسان وانسان متفکر این جهان میلیونها سال قبل از آن موجود بوده ودرخت وسنگ وحیوان ؛ طبیعت و آب خورشید بدون نظر ما امری واقعی بوده وتا به امروز ادامه داشته است. اگر کسی به شما بگوید فاصله اوز تا لار ۱۰۰کیلومتر است مطمئنا به او می خندید یا اگر بگوید مردم اوز هر روز کنار ساحل اوز حمام افتاب می گیرند شاخ در می اورید حداقل تا امروز چنین چیزی اتفاق نیفتاده است.
آدم های زیادی برای فریب کاری و رسیدن به مطامع خاصی از این لفاظی ها و سفسطه ها زیاد بکار می برند. در شیادی ها؛ در کارهای ناصواب ؛ در راست جلوه دادن دروغ های بزرگ ؛ در همه جا لفاظی می کنند. آن ها برای اثبات خود حتی حاضرند همه واقعیت های موجود را نادیده بگیرند و موجب گسترش توهم و نادانی شوند تا ثابت کنند حق آن چیزی است که ما می گوئیم .
انسان کجا فریب میخورد؟ جایی که سفسطه و مغلطه جای روشن گویی و شفافیت را بگیرد.
کجا انسان اسیر دام های تبهکاری و خطرناک می افتد؟ جایی که با حرف دروغ دیگران و زیاده گویی های غیر واقعی آن ها فریب میخورد حواسمان باشد؛ دلالان یکی از مهمترین و پست ترین شیوه های کاری اشان لفاظی؛ زیاده گویی وسفسطه است.
با تشکر از جناب فرهاد مطلب رابخوبی تشریح کرده اید اما باید برای تبیین موصوع با شرایط امروز اوز وهم چنین دلال صفتان فرصت طلب کمی عینی تر وبا زدن مثالهایی قصیه را روشن تر بیان میکردید که افراد عادی جامعه هم بهره مند شوند مثلا در اوز عده ای فرصت طلب و وکسانیکه کارشان صرفا دلالی است به دنبال پروژهای خیر ساز هستند که اتفاقا اولویت چندانی برای کل شهرستان ندارد وتنها به منافع شخصی خودشان فکر میکنند
با سلام آقای ابراهیم پور نمیدونم چرا برای گفتن یه جمله ساده اینقدر با کلمات بازی کردی که در آخر متنت اشاره ای بهش کردی اونم بطور غیر مستقیم اگه واقعا میدونی اونهایی که منظورت بود مسیر اشتباه میرن چرا می ترسی که مستقیما باهاشون روبرو بشی و حرف دلت بهشون بزنی یا شاید از اینکه حقیقت متوجه بشی نمیخوای رو در رو باهاشون صحبت بکنی
درود بر شما متن و مطلب تان بیشتر می تواند برای بخش معین از جامعه می تواند مورد توجه و اندرز قرار گیرد هر چند بدرستی موضوع را شکافته و برای خواننده آسان کردید اما فراموش نکنیم اینگونه خصلت ها به نوعی جهل می توان نام برد و این جهل نه میزان سواد می تواند از آن بکاهد و نه تخصص بیمه تنها چیزی که می تواند در یک جامعه از این شیوه گفتاری که تبدیل به خصلت فرد در مباحثه را کم کرد ابتدا بایست از پایه باید ریشه دروغ و تزویر را ریشه کن کرد تا جامعه شاهد اینگونه افراد نباشد
با سلام به اوزیها من تعجب میکنم هر کسی تو خونش میشینه و مقاله مینویسه آخه یکی می خواد بگه آقای فرهاد خان تا حالا بغییر از مطالبی که جامعه را به چالش بد کشانده آیا کار دیگری کرده ای
فارغ از محتوای مقاله که موافق و یا مخالف باشیم. آقای ابراهیم پور از نویسندگان بسیار خوب شهرستان اوز هستند و داشتن چنین جایگاه ارزنده ای مستلزم زحمات و تلاش فراوان بوده و لایق تشویق و تشکر فراوان است. و در زمانه ای که چنین افراد و نویسنده ای؛ کم یاب و یا نایاب هستند.قبل از هر موضوعی لازم است مدافع آنان باشیم. به نوبه خود از ایشان تشکر کرده و تلاش و زحمات ایشان را گرامی میدارم و آرزوی موفقیت بیشتر ایشان را دارم.
با سلام از همه حاضرین که نظر داده اند ممنون هستم من مطلب را بصورت مفهومی نوشته ام نه گزارشی و مطمنا همه اقشار را در بر نمی گیرد مفاهیمی هستند که روشنگر رفتار و خصلت ادم هایی میتواند باشد ..بحث رو در رو بودن نیست . به اقا یا خانم ابی هم عرض میکنم تاکنون در زمینه های مختلف مطلب نوشتم چندین مطلب در باره کرونا و ویگر مسایل نوشتم و مدت ۱۵ سال هم در باره اوز خبر و مطلب نوشتم.شما هم اقا یا خانم ابی اگر هنری دارید شما هم بنویسید ببینم چه می نویسید .
بازم ممنونم که نظر دادید
معمولا کسانیکه اهل منطق واستدلال هستند به دیگران توهین وافترا نمی زنند شما اگر میتوانید مطلب بنویسید بفرمایید اقای فرهاد به افراد فرصت طلب وسو استفاده چی اشاره دارند که در سایه مطرح کردن کارها وپروژه هایی برای اوز دنبال منافع خود وادامه کارهای دلالی کلان هستند وارین راه میخواهند از کمکهای خیران ونیکوکاران همشهری سو استفاده کنند حالا شما ابی جان برای چه مخالف هستید؟؟!
ای کاش کلا راجع به این فعال اجتماعی که در همه حوزه ها صاحب نظرند کمی توضیح میدادین...
بنیامین در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
موفق باشید آقای قاضی زاده...
در مطلب: اقتصاد، قلب تپنده هر شهر است
آیا کسی که افتخار می کند در انتخابات شورای اسلامی شهر اوز شرکت نکرده است و با افتخار اعلام می کند رای به صندوق نینداخته است آیا حق قضاوت در مورد خوب و بد شورا را دارد؟...
شهر وند اوز در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
محمد آقا منتخب با چند صد رای نماینده مردم نیست فقط صاحب کرسی می شود و نماینده همان سیصد و چها صد و هزار رای نه نماینده مردم...
عبدالله در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
منظور اقای نوروزی این است که در شهری. مانند اوز که حدود ۲۰ هزار نفر جمعیت. دارد باید افراد منتخب شورا دارای. ارای بالایی. باشند مانند. گراش. وخنج. وبستک. نه مانند ارای. ر...
پاسخ. به اقای محمد در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
عالی بود...
علی در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
آقای نوروزی پیشنهاد می کنم کاندید شوید شاید ۵هزار رای کسب کردید . اما همه می دانیم که طبق قانون پس از رای گیری ۵ نفر طبق بیشتر از آرای بقیه منتخبین مردم می شوند و شما هم...
محمد در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
مرد شريف و والاي بود ان شالله جنت الفردوس نصيبش باشه. الهي امين...
در مطلب: پیام تسلیت شیخ عبدالقادر فقیهی به مناسبت در گذشت محمد محمودی
ان شالله جنت الفردوس نصيبش باشه. الهي امين...
در مطلب: پیام تسلیت شیخ عبدالقادر فقیهی به مناسبت در گذشت محمد محمودی
ممنونم از توجه و اظهار نظرتان، همچنین تشکر می کنم از مدیر محترم نشریه که این موقعیت را فراهم نمودند که با یکدیگر تبادل نظر و گفتگو داشته باشیم. از اینکه بنده را ارشاد کرد...
فرید دستوری در مطلب: درهم برهم..
با تشکر از جناب فرهاد مطلب رابخوبی تشریح کرده اید اما باید برای تبیین موصوع با شرایط امروز اوز وهم چنین دلال صفتان فرصت طلب کمی عینی تر وبا زدن مثالهایی قصیه را روشن تر بیان میکردید که افراد عادی جامعه هم بهره مند شوند مثلا در اوز عده ای فرصت طلب و وکسانیکه کارشان صرفا دلالی است به دنبال پروژهای خیر ساز هستند که اتفاقا اولویت چندانی برای کل شهرستان ندارد وتنها به منافع شخصی خودشان فکر میکنند
با سلام آقای ابراهیم پور نمیدونم چرا برای گفتن یه جمله ساده اینقدر با کلمات بازی کردی که در آخر متنت اشاره ای بهش کردی اونم بطور غیر مستقیم اگه واقعا میدونی اونهایی که منظورت بود مسیر اشتباه میرن چرا می ترسی که مستقیما باهاشون روبرو بشی و حرف دلت بهشون بزنی یا شاید از اینکه حقیقت متوجه بشی نمیخوای رو در رو باهاشون صحبت بکنی
درود بر شما متن و مطلب تان بیشتر می تواند برای بخش معین از جامعه می تواند مورد توجه و اندرز قرار گیرد هر چند بدرستی موضوع را شکافته و برای خواننده آسان کردید اما فراموش نکنیم اینگونه خصلت ها به نوعی جهل می توان نام برد و این جهل نه میزان سواد می تواند از آن بکاهد و نه تخصص بیمه تنها چیزی که می تواند در یک جامعه از این شیوه گفتاری که تبدیل به خصلت فرد در مباحثه را کم کرد ابتدا بایست از پایه باید ریشه دروغ و تزویر را ریشه کن کرد تا جامعه شاهد اینگونه افراد نباشد
با سلام به اوزیها من تعجب میکنم هر کسی تو خونش میشینه و مقاله مینویسه آخه یکی می خواد بگه آقای فرهاد خان تا حالا بغییر از مطالبی که جامعه را به چالش بد کشانده آیا کار دیگری کرده ای
فارغ از محتوای مقاله که موافق و یا مخالف باشیم. آقای ابراهیم پور از نویسندگان بسیار خوب شهرستان اوز هستند و داشتن چنین جایگاه ارزنده ای مستلزم زحمات و تلاش فراوان بوده و لایق تشویق و تشکر فراوان است. و در زمانه ای که چنین افراد و نویسنده ای؛ کم یاب و یا نایاب هستند.قبل از هر موضوعی لازم است مدافع آنان باشیم. به نوبه خود از ایشان تشکر کرده و تلاش و زحمات ایشان را گرامی میدارم و آرزوی موفقیت بیشتر ایشان را دارم.
با سلام از همه حاضرین که نظر داده اند ممنون هستم من مطلب را بصورت مفهومی نوشته ام نه گزارشی و مطمنا همه اقشار را در بر نمی گیرد مفاهیمی هستند که روشنگر رفتار و خصلت ادم هایی میتواند باشد ..بحث رو در رو بودن نیست . به اقا یا خانم ابی هم عرض میکنم تاکنون در زمینه های مختلف مطلب نوشتم چندین مطلب در باره کرونا و ویگر مسایل نوشتم و مدت ۱۵ سال هم در باره اوز خبر و مطلب نوشتم.شما هم اقا یا خانم ابی اگر هنری دارید شما هم بنویسید ببینم چه می نویسید .
بازم ممنونم که نظر دادید
معمولا کسانیکه اهل منطق واستدلال هستند به دیگران توهین وافترا نمی زنند شما اگر میتوانید مطلب بنویسید بفرمایید اقای فرهاد به افراد فرصت طلب وسو استفاده چی اشاره دارند که در سایه مطرح کردن کارها وپروژه هایی برای اوز دنبال منافع خود وادامه کارهای دلالی کلان هستند وارین راه میخواهند از کمکهای خیران ونیکوکاران همشهری سو استفاده کنند حالا شما ابی جان برای چه مخالف هستید؟؟!
امیدواریم در آینده سودجویان دیگر در پست های مختلف نباشند و دلسوزان راستین بیایند به میدان
ما نیاز به حباب السلطنه ها و سودجویان نداریم