پنج شنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۴
 |  24/ می/ 2020 - 5:16
  |   نظرات: بدون نظر
2,866 بازدید

یک جان باخته سال دردی در اوز

عنایت‌الله نامور: پس از نوشته ای که از زنده یاد محمد رسول کرامتی چندی پیش منتشر شد، و بنده بر آن شرحی نوشته بودم، (اوز امروز -اول اردیبهشت ۹۹ ۱)  و مشخص شدن تاریخ دقیق شیوع بیماری آنفلوانزا اسپانیایی در اوز بعد از جنگ اول جهانی که به سال « دردی» شهرت دارد؛ بنده در آرشیو عکس‌هایی که در سفرهای پیشین از سنگ نوشتة مزار های (خاکستو) اوز گرفته بودم، با کتیبه سنگ مزار یکی از ششصد قربانی سال دردی مواجه شدم که تاریخ حک شده بر سنگ نوشته مذکور با تاریخی که زنده یاد کرامتی نوشته است مطابقت دارد.  

 متن سنگ نوشته به این شرح است:

ای که بر ما بگذری دامن کشان

از در اخلاص الحمدی بخوان

وفات مرحمت و غفران  پناه  ملا محمد شریف ابن مرحمت پناه ملا محمد آخوند

به تاریخ هفدهم شهر صفر المظفر من شهور سنه ۱۳۳۷

 

ای دریغ از رخان چون ماهش

اجل آمد ربود نا گاهش

ابر بر آسمان همی بارند

بر جوانی و عمر کوتاهش

………………….

نکته اول، تطبیق تاریخ سنگ نوشته است با یادداشت محمد رسول کرامتی. زنده یاد  کرامتی در متنی با عنوان (آنفلوانزا) از جمله نوشته است:

«فی اول صفر الخیر ۱۳۳۷(قمری) مرضی در این صفحات شیوع یافته که در هیچ تواریخی(آن را) نشان نمی‌دهد. این مرض زکام وافری و نزله صدری(است) و فرنگیها (آن را) آنفلونزا می‌گویند.»

 وی در ادامه متذکر شده است:

«تلفات نفوس بی‌شمار است و دوام شدتش دوهفته بیش نبود و الی اواخر ماه دیگر اثری از این ناخوشی نماند؛ که در آن واحد از همه جا مرتفع گردید.»

از طرف دیگر در این سنگ نوشته آمده است:

«وفات مرحمت وغفران پناه ملا محمد شریف ابن مرحمت پناه ملا محمد آخوند

به تاریخ هفدهم شهر صفر المظفر من شهور سنه۱۳۳۷»

بنابراین، می‌توان گفت که تاریخ این سنگ نوشته با تاریخی که در یادداشت کرامتی آمده است مطابقت می‌کند و می‌توان کتیبه را متعلق به یکی از قربانیان آنفلوانزا اسپانیای در اوز (سال دردی) در نظر گرفت.

 نکته دوم، این که متن سنگ نوشته را می توان تاییدی بر نوشته زنده یاد کرامتی دانست. آنجا که اشاره می کند:

«تلفات نفوس بی شمار است و دوام شدتش دوهفته بیش نبود و الی اواخر ماه دیگر اثری ازاین ناخوشی نماند؛ که در آن واحد از همه جا مرتفع گردید»

و چون تاریخ وفات حک شده بر سنگ هفدهم ماه صفر است، و کرامتی نوشته است که این همه‌گیری  از اول ماه صفر آغاز شد و به مدت دو هفته شدت داشت و اینکه متوفی فقط سه روز بعد از شدت بیماری فوت شده، مؤید این نکته است که این بیماری تا اواخر ماه صفر کم وبیش تلفات می‌داده ‌است. متن سنگ‌ نوشته تاییدی است بر یادداشت زنده یاد کرامتی، و نهایتاً در آخر ماه بود که دیگر اثری از بیماری وجود نداشت.

 نکته سوم، شعری است که بر حاشیه سنگ نوشته حک شده‌است که این ظن را قوی تر می‌کند. شعر مرثیه است تأثر برانگیز بر وفات کسی که در همین نوشته کوتاه چند صفت مشخص دارد: اول، این که متوفی جوان بوده و عمر کوتاهی داشته‌است و غم از دست دادنش آنقدر سنگین بود که ابر بر آسمان هم می گرید. دوم، و مهم تر این که مرگ او «ناگهانی» بوده‌است چنان که اجل را به ربودن او متهم می‌کند و سوم، این که او را دارای روی چون ماه تصویر کرده‌است که اینجا هم اشاره به نوجوانی و عمر کوتاهش می باشد.

این که فوت بر اثر بیماری (انفلوانزا ۱۹۱۸) بسیار ناگهانی بوده‌است در نوشته محمد رسول کرامتی هم آمده‌است. کرامتی می نویسد:

«این مرض آن است که اول لرزش در بدن پیدا می شود و بعد از آن تب عارض خواهد شد. سر و دست و پا و پشت و بالاخره کلیه اعصاب وجع (درد) شدیدی پیدا می کند. غالباً متعاقب این مرض به فاصله یک روز التهاب زکام پیدا می شود. سرفه و عطسه زیاد و گاهی منجر به قی و اسهال خواهد شد»

چنان که ملاحظه می شود، فاصله شروع بیماری تا شدت آن که به مرگ بیمار منجر می شده را (یک روز)  نوشته است.

در فرهنگ مردم اوز «مرگ مفاجا۲» مرگی است که فرد را بیماری و یا عارضه‌ای مثل سکته قلبی ناگهان از پای در آورد و این اصطلاح  در نفرین ها هم آمده‌است. «مرگ مفاجا» که همان مرگ ناگهانی است، در فرهنگ و باور مردم مصیبتی بزرگ و سنگین است که داغ و غصه و غم آن تا مدتها می‌ماند. در این شعر هم از مرگ ناگهانی صحبت شده‌است. ضمنا  این تعبیر که «اجل او را ربوده» است نیز، تاکیدی بر مرگ ناگهانی متوفی است.

 نکته چهارم، این که متوفی جوان و یا حتی نوجوان بوده‌است. در شعر هم از «رخ چون ماهش» یاد کرده می‌شود. در گویش اوز برای کسانی که به حدود پانزده سالگی رسیده باشند از کلمه «جوان» هم استفاده می‌شود. سنی که اکنون در رده نوجوانی دسته بندی می‌شود. توجه کنیم که این سنگ نوشته مربوط به صد سال قبل است و آن زمان دختر و پسر در محدوده پانزده شانزده سالگی حتی تشکیل خانواده هم می دادند. متذکر می شوم، بنده در نوشته «به پاس و یاد ششصد اوزی جان باخته» که آن هم در نشریه پیام اوز چاپ شده بود۳ از جمله نوشته بودم که:

«به نظر می رسد که قربانیان این ویروس از همه گروهی بوده‌اند. زن و مرد، پیر، جوان و کودک. ولی با توجه به چندین خاطره که  از افراد مختلف شنیده‌ام به نظر می رسد که در بین قربانیان تعداد کودکان نسبت به بقیه کمتر بوده باشد. جوانان و زنان، بیشترین قربانیان این شیوع بوده اند.»  

این سنگ نوشته نیز می تواند مؤید این نکته باشد که قربانیان سال دردی در اوز از همه گروهی بودند و جوانان بیشتر از همه در این همه‌گیری از بین رفتند.

 در شعر اشاره به «عمر کوتاه» متوفی شده‌است. این که در شعر هم صفت «صورت چون ماهش» آمده را اگر در نظر بگیریم می توان گفت که به احتمال زیاد او نوجوانی بیش نبوده است.

 و آخرین نکته، این که بدانیم نوجوان متوفی چه کسی بوده است؟

 محمد شریف، نوجوانی که در سال دردی بر اثر بیماری آنفلوانزا اسپانیایی از دنیا رفت یکی از ششصد اوزی درگذشته بر اثر این بیماری است.

 او محمد شریف فرزند ملا محمد  فرزند ملا احمد از طایفه « آخوند » اوز است. ملا محمد علاوه بر محمد شریف دارای چند فرزند دیگر هم بود که همگی عمر طولانی کردند.

 اولین فرزند، همین محمد شریف است که در سال دردی فوت شده است.

 دومین فرزند، ملا احمد نام داشت. او فرزندی داشت به نام ملا محمد که در جوانی فوت شد و از او خلفی نمانده است.

 سومین فرزند، ملا محمد رفیع است. ملا محمد رفیع مدتها امام مسجد حاج احمد بود.  فرزند ملا محمد رفیع به نام یوسف خضری و فرزند دیگرش کامل نام داشت.

چهارمین فرزند، ملا عبدالرحیم است. ملا عبدالرحیم صدایی خوش داشت و در مولود خوانی نعت می‌خواند. فرزند ملا عبدالرحیم آقای عبدالرئوف خضری است.

پنجمین فرزند، ملا محمد هادی است که او هم صدای خوش داشت و نعت می خواند. فرزند ملا محمد هادی آقای محمد امین خدری است.

ششمین فرزند، ملا هاشم است. حاج هاشم مدتها در قطر امام مسجد بود و بعد در اوز کمک کرد تا مسجد قاسمی ساخته شود و خودش مدتها امام مسجد قاسمی بود. فرزند ملا هاشم آقای عبدالرزاق خضری است که هم اکنون در قطر است.

 ملا محمد شریف نوجوانی که عمر کوتاهی داشت یکصد سال پیش، در طوفانی که ویروس آنفلوآنزای اسپانیایی در عرض دو هفته جان ششصد اوزی را در سال معروف به «سال دردی» گرفت، جان باخت و در قسمت شمالی قبرستان اوز پشت مسجد کمالی دفن گردید.

 یاد و نام همه آنها که در آن بلای ناگهانی از دنیا رفتند گرامی باد.

 

 عنایت الله نامور – سوم خرداد ۱۳۹۹  –دوبی

………………………………………

 با تشکر از آقای اسحاق خضریان

http://awazemrooz.ir/?p=17025 1-

۲- مرگ مفاجا =  مرگ مفاجات = مرگ ناگهانی ( لغت نامه دهخدا )

۳- نشریه پیام اوز  شماره ۳۶ تیرماه ۱۳۹۸

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

نظر سنجی

یک سال از فعالیت شوراهای ششم شهر و روستا گذشت. میزان رضایت شما از عملکرد و فعالیت های سال اول شورای اسلامی ششم شهر اوز چقدر است؟

Loading ... Loading ...
آخرین نظرات
  • ممنونم از توجه و اظهار نظرتان، همچنین تشکر می کنم از مدیر محترم نشریه که این موقعیت را فراهم نمودند که با یکدیگر تبادل نظر و گفتگو داشته باشیم. از اینکه بنده را ارشاد کرد...
    فرید دستوری در مطلب: درهم برهم..
  • این موضوع و مطلب کلی است و شخص بخصوصی مخاطب بنده نیست در ضمن تا این لحظه تصمیم قطعی برای کاندیداتوری شورا نگرفتم و از دوست عزیز که املا صحیح پاچه خاری مطرح نمودن و سایر ع...
    فرید دستوری در مطلب: درهم برهم..
  • یک کردار پایدار، صدها گفتار را شکست سپاسگزارم از نگاه و توجه شما. موفقیت در هر مسیر، تنها به ادامه یک شغل محدود نمی‌شود. بیش از سه دهه یعنی بیشتر از سی سال در حرفه‌ی خود...
    احمد قاضی‌زاده در مطلب: اقتصاد، قلب تپنده‌ هر شهر است
  • «جناب آقای دستوری، آیا حضرت‌عالی قصد اعلام نامزدی در انتخابات شورای هفتم شهر اوز را دارید؟ همچنین خواهشمند است به‌صورت صریح و روشن تبیین فرمایید منظور شما از فردی که عهده...
    خالد کریمپور در مطلب: درهم برهم..
  • سلام آقای دستوری به موضوع خوبی اشاره کرده‌اند. نگارش اصطلاح پاچه‌خواری اشتباه و درست آن پاچه‌خاری به معنی خاراندن پاچه است که از زمان ناصرالدین شاه قاجار این اصطلاح رایج...
    در مطلب: درهم برهم..
  • به قول شیخ سعدی عالم بی عمل به چه ماند به مشاور بی نظر...
    الناز در مطلب: درهم برهم..
  • دقیقا اوضاع امروز اوز، بسیااااار درهم و برهم است و هیچکس سرجای خودش نیست و این حابجایی ها ضربه ی مهلکی بر پیکر نیمه جان اوز است... حداقل بخاطر عزتمندی شهرمان، برگردید سرج...
    شهروند در مطلب: درهم برهم..
  • دوصد گفته چون نیم کردار نیست .ما کسبه اگر همه کسب خودمان را ارتقا دهیم حتما موفق خواهیم شد .من نوعی اگر در کاسبی خود مثلا عکاسی موفق نباشم و نیمه راه رها کنم نمی توانم بر...
    شهروند در مطلب: اقتصاد، قلب تپنده‌ هر شهر است
  • بسیار کار پسندیده ای انجام شده جاداره از آقای محمد فروغی ریاست محترم هیئت امنای برکه ها بخاطر زحماتشان تشکر ویژه داشته باشم ....
    شهروند در مطلب: تقدیر از همراهی مردم اوز در پویش پاکسازی مسیر و حوضه آب‌ریز مجموعه ۲۰ برکه
  • ممنونم از اظهار نظرتان هم کسانی که موافق هستند و هم دوستانی که مخالف و منتقد موضوع و مطلب می باشند إن شاء الله سعی خواهد شد که مشکلات همراه با راهکار و پیشنهادات در آینده...
    فرید دستوری در مطلب: مسئول بومی و مسئول غیربومی