عنایتالله نامور: پس از نوشته ای که از زنده یاد محمد رسول کرامتی چندی پیش منتشر شد، و بنده بر آن شرحی نوشته بودم، (اوز امروز -اول اردیبهشت ۹۹ ۱) و مشخص شدن تاریخ دقیق شیوع بیماری آنفلوانزا اسپانیایی در اوز بعد از جنگ اول جهانی که به سال « دردی» شهرت دارد؛ بنده در آرشیو عکسهایی که در سفرهای پیشین از سنگ نوشتة مزار های (خاکستو) اوز گرفته بودم، با کتیبه سنگ مزار یکی از ششصد قربانی سال دردی مواجه شدم که تاریخ حک شده بر سنگ نوشته مذکور با تاریخی که زنده یاد کرامتی نوشته است مطابقت دارد.
متن سنگ نوشته به این شرح است:
ای که بر ما بگذری دامن کشان
از در اخلاص الحمدی بخوان
وفات مرحمت و غفران پناه ملا محمد شریف ابن مرحمت پناه ملا محمد آخوند
به تاریخ هفدهم شهر صفر المظفر من شهور سنه ۱۳۳۷
ای دریغ از رخان چون ماهش
اجل آمد ربود نا گاهش
ابر بر آسمان همی بارند
بر جوانی و عمر کوتاهش
………………….
نکته اول، تطبیق تاریخ سنگ نوشته است با یادداشت محمد رسول کرامتی. زنده یاد کرامتی در متنی با عنوان (آنفلوانزا) از جمله نوشته است:
«فی اول صفر الخیر ۱۳۳۷(قمری) مرضی در این صفحات شیوع یافته که در هیچ تواریخی(آن را) نشان نمیدهد. این مرض زکام وافری و نزله صدری(است) و فرنگیها (آن را) آنفلونزا میگویند.»
وی در ادامه متذکر شده است:
«تلفات نفوس بیشمار است و دوام شدتش دوهفته بیش نبود و الی اواخر ماه دیگر اثری از این ناخوشی نماند؛ که در آن واحد از همه جا مرتفع گردید.»
از طرف دیگر در این سنگ نوشته آمده است:
«وفات مرحمت وغفران پناه ملا محمد شریف ابن مرحمت پناه ملا محمد آخوند
به تاریخ هفدهم شهر صفر المظفر من شهور سنه۱۳۳۷»
بنابراین، میتوان گفت که تاریخ این سنگ نوشته با تاریخی که در یادداشت کرامتی آمده است مطابقت میکند و میتوان کتیبه را متعلق به یکی از قربانیان آنفلوانزا اسپانیای در اوز (سال دردی) در نظر گرفت.
نکته دوم، این که متن سنگ نوشته را می توان تاییدی بر نوشته زنده یاد کرامتی دانست. آنجا که اشاره می کند:
«تلفات نفوس بی شمار است و دوام شدتش دوهفته بیش نبود و الی اواخر ماه دیگر اثری ازاین ناخوشی نماند؛ که در آن واحد از همه جا مرتفع گردید»
و چون تاریخ وفات حک شده بر سنگ هفدهم ماه صفر است، و کرامتی نوشته است که این همهگیری از اول ماه صفر آغاز شد و به مدت دو هفته شدت داشت و اینکه متوفی فقط سه روز بعد از شدت بیماری فوت شده، مؤید این نکته است که این بیماری تا اواخر ماه صفر کم وبیش تلفات میداده است. متن سنگ نوشته تاییدی است بر یادداشت زنده یاد کرامتی، و نهایتاً در آخر ماه بود که دیگر اثری از بیماری وجود نداشت.
نکته سوم، شعری است که بر حاشیه سنگ نوشته حک شدهاست که این ظن را قوی تر میکند. شعر مرثیه است تأثر برانگیز بر وفات کسی که در همین نوشته کوتاه چند صفت مشخص دارد: اول، این که متوفی جوان بوده و عمر کوتاهی داشتهاست و غم از دست دادنش آنقدر سنگین بود که ابر بر آسمان هم می گرید. دوم، و مهم تر این که مرگ او «ناگهانی» بودهاست چنان که اجل را به ربودن او متهم میکند و سوم، این که او را دارای روی چون ماه تصویر کردهاست که اینجا هم اشاره به نوجوانی و عمر کوتاهش می باشد.
این که فوت بر اثر بیماری (انفلوانزا ۱۹۱۸) بسیار ناگهانی بودهاست در نوشته محمد رسول کرامتی هم آمدهاست. کرامتی می نویسد:
«این مرض آن است که اول لرزش در بدن پیدا می شود و بعد از آن تب عارض خواهد شد. سر و دست و پا و پشت و بالاخره کلیه اعصاب وجع (درد) شدیدی پیدا می کند. غالباً متعاقب این مرض به فاصله یک روز التهاب زکام پیدا می شود. سرفه و عطسه زیاد و گاهی منجر به قی و اسهال خواهد شد»
چنان که ملاحظه می شود، فاصله شروع بیماری تا شدت آن که به مرگ بیمار منجر می شده را (یک روز) نوشته است.
در فرهنگ مردم اوز «مرگ مفاجا۲» مرگی است که فرد را بیماری و یا عارضهای مثل سکته قلبی ناگهان از پای در آورد و این اصطلاح در نفرین ها هم آمدهاست. «مرگ مفاجا» که همان مرگ ناگهانی است، در فرهنگ و باور مردم مصیبتی بزرگ و سنگین است که داغ و غصه و غم آن تا مدتها میماند. در این شعر هم از مرگ ناگهانی صحبت شدهاست. ضمنا این تعبیر که «اجل او را ربوده» است نیز، تاکیدی بر مرگ ناگهانی متوفی است.
نکته چهارم، این که متوفی جوان و یا حتی نوجوان بودهاست. در شعر هم از «رخ چون ماهش» یاد کرده میشود. در گویش اوز برای کسانی که به حدود پانزده سالگی رسیده باشند از کلمه «جوان» هم استفاده میشود. سنی که اکنون در رده نوجوانی دسته بندی میشود. توجه کنیم که این سنگ نوشته مربوط به صد سال قبل است و آن زمان دختر و پسر در محدوده پانزده شانزده سالگی حتی تشکیل خانواده هم می دادند. متذکر می شوم، بنده در نوشته «به پاس و یاد ششصد اوزی جان باخته» که آن هم در نشریه پیام اوز چاپ شده بود۳ از جمله نوشته بودم که:
«به نظر می رسد که قربانیان این ویروس از همه گروهی بودهاند. زن و مرد، پیر، جوان و کودک. ولی با توجه به چندین خاطره که از افراد مختلف شنیدهام به نظر می رسد که در بین قربانیان تعداد کودکان نسبت به بقیه کمتر بوده باشد. جوانان و زنان، بیشترین قربانیان این شیوع بوده اند.»
این سنگ نوشته نیز می تواند مؤید این نکته باشد که قربانیان سال دردی در اوز از همه گروهی بودند و جوانان بیشتر از همه در این همهگیری از بین رفتند.
در شعر اشاره به «عمر کوتاه» متوفی شدهاست. این که در شعر هم صفت «صورت چون ماهش» آمده را اگر در نظر بگیریم می توان گفت که به احتمال زیاد او نوجوانی بیش نبوده است.
و آخرین نکته، این که بدانیم نوجوان متوفی چه کسی بوده است؟
محمد شریف، نوجوانی که در سال دردی بر اثر بیماری آنفلوانزا اسپانیایی از دنیا رفت یکی از ششصد اوزی درگذشته بر اثر این بیماری است.
او محمد شریف فرزند ملا محمد فرزند ملا احمد از طایفه « آخوند » اوز است. ملا محمد علاوه بر محمد شریف دارای چند فرزند دیگر هم بود که همگی عمر طولانی کردند.
اولین فرزند، همین محمد شریف است که در سال دردی فوت شده است.
دومین فرزند، ملا احمد نام داشت. او فرزندی داشت به نام ملا محمد که در جوانی فوت شد و از او خلفی نمانده است.
سومین فرزند، ملا محمد رفیع است. ملا محمد رفیع مدتها امام مسجد حاج احمد بود. فرزند ملا محمد رفیع به نام یوسف خضری و فرزند دیگرش کامل نام داشت.
چهارمین فرزند، ملا عبدالرحیم است. ملا عبدالرحیم صدایی خوش داشت و در مولود خوانی نعت میخواند. فرزند ملا عبدالرحیم آقای عبدالرئوف خضری است.
پنجمین فرزند، ملا محمد هادی است که او هم صدای خوش داشت و نعت می خواند. فرزند ملا محمد هادی آقای محمد امین خدری است.
ششمین فرزند، ملا هاشم است. حاج هاشم مدتها در قطر امام مسجد بود و بعد در اوز کمک کرد تا مسجد قاسمی ساخته شود و خودش مدتها امام مسجد قاسمی بود. فرزند ملا هاشم آقای عبدالرزاق خضری است که هم اکنون در قطر است.
ملا محمد شریف نوجوانی که عمر کوتاهی داشت یکصد سال پیش، در طوفانی که ویروس آنفلوآنزای اسپانیایی در عرض دو هفته جان ششصد اوزی را در سال معروف به «سال دردی» گرفت، جان باخت و در قسمت شمالی قبرستان اوز پشت مسجد کمالی دفن گردید.
یاد و نام همه آنها که در آن بلای ناگهانی از دنیا رفتند گرامی باد.
ای کاش کلا راجع به این فعال اجتماعی که در همه حوزه ها صاحب نظرند کمی توضیح میدادین...
بنیامین در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
موفق باشید آقای قاضی زاده...
در مطلب: اقتصاد، قلب تپنده هر شهر است
آیا کسی که افتخار می کند در انتخابات شورای اسلامی شهر اوز شرکت نکرده است و با افتخار اعلام می کند رای به صندوق نینداخته است آیا حق قضاوت در مورد خوب و بد شورا را دارد؟...
شهر وند اوز در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
محمد آقا منتخب با چند صد رای نماینده مردم نیست فقط صاحب کرسی می شود و نماینده همان سیصد و چها صد و هزار رای نه نماینده مردم...
عبدالله در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
منظور اقای نوروزی این است که در شهری. مانند اوز که حدود ۲۰ هزار نفر جمعیت. دارد باید افراد منتخب شورا دارای. ارای بالایی. باشند مانند. گراش. وخنج. وبستک. نه مانند ارای. ر...
پاسخ. به اقای محمد در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
عالی بود...
علی در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
آقای نوروزی پیشنهاد می کنم کاندید شوید شاید ۵هزار رای کسب کردید . اما همه می دانیم که طبق قانون پس از رای گیری ۵ نفر طبق بیشتر از آرای بقیه منتخبین مردم می شوند و شما هم...
محمد در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
مرد شريف و والاي بود ان شالله جنت الفردوس نصيبش باشه. الهي امين...
در مطلب: پیام تسلیت شیخ عبدالقادر فقیهی به مناسبت در گذشت محمد محمودی
ان شالله جنت الفردوس نصيبش باشه. الهي امين...
در مطلب: پیام تسلیت شیخ عبدالقادر فقیهی به مناسبت در گذشت محمد محمودی
ممنونم از توجه و اظهار نظرتان، همچنین تشکر می کنم از مدیر محترم نشریه که این موقعیت را فراهم نمودند که با یکدیگر تبادل نظر و گفتگو داشته باشیم. از اینکه بنده را ارشاد کرد...
فرید دستوری در مطلب: درهم برهم..