پنج شنبه ۰۹ بهمن ۱۴۰۴
 |  7/ ژوئن/ 2019 - 5:22
  |   نظرات: 2 نظر
718 بازدید

بررسی علل گرایش به نوشتارهای انتقادی

دکتر ناصر یادگارفرد: مطلب خانم نوشاده نوشادی تحت عنوان «خاکیان شهرم» در سایت اوزِ امروز توجه مرا به خود جلب کرد تا  در این موضوع بیشتر تعمق کنم و این معضل اجتماعی را از دیدگاه کلان‌تر مورد بررسی قرار دهم،

این‌که «مخاطبین بیشتر جذب مطالب انتقادی می شوند تا مطالب تشویقی» کاملا درست است، حتی می توان آن را به کل جامعه ی مطبوعات تعمیم داد. در جایی که ارزش ها خدشه دار و دوغ و دوشاب یکی می شود و به کم کار و پُر کار، به اندیشمند و دلال ، یک جایزه داده می شود و یا حتی بدتر از آن کار یک دلال بیشتر از دانش معلم مورد توجه و تحسین و احترام قرار می گیرد، چه انتظاری می توان داشت که مردم به راحتی به سراغ نوشته هایی بروند که در آن پر از تمجید و ستایش است. آنجا که نه تمجید و ستایش و نه تنبیه و یا انتقاد در جای خود قرار ندارد، و آن‌کس که  باید تنبیه شود تشویق و آنکه باید مورد تحسین قرار گیرد تنبیه می شود، نوع برخوردها در ذهن مخاطبین وضعیت انعکاس شرطی پیدا می کند و هر بار که‌کسی از تمجید و ستایش می گوید و می نویسد برایش وقایع قبل تداعی می شود بطوری که مخاطب حتی قبل از خواندنِ نوشتارهای از این دست، بطور خودکار  می پندارد که از همان نوع نوشتارهای تشویقی است و دیگر به خواندن آن گرایش پیدا نمی کند، در چنین وضعیتی لاجرم مخاطب روی از صفحه ی نوشتار بر می گرداند و به خواندن آن ادامه نخواهد داد، حتی اگر تحسین ها بجا و از نوع درست آن باشد.

 بنابراین مستقیما نمی توان یقه  معلول را گرفت و به او برچسب نادیده گرفتن تحسین ها و دیدن نیمه خالی لیوان را زد بلکه باید نخست علت ها را شناسایی کرد. وقتی علت ها شناسایی و مورد بررسی قرار می گیرند وجود چنین برخوردهایی در میان مخاطبین دور از انتظار نخواهد بود، بلکه خواهیم دید که  به امری عادی در روابط اجتماعی و یا شاید بهتر بتوان گفت امر رایج  تبدیل شده است، با پیگیری دلایل چنین فضایی در جامعه می توان این نتیجه را گرفت که: همیشه گرایش به مطالب انتقادی  نمایانگر توافق با نویسنده و یا رضایت از مطالب نیست؟ و علل دیگری هم  وجود دارد که مخاطبان را به سمت مطالب انتقادی می کشاند،

گاهی نویسنده‌ها عادت دارند مطالبشان را همیشه در جهت موافق بنویسند، نه موافق با خواست عمومی، بلکه‌موافق با خواست گروهی خاص، یا موافق با آنچه در ظاهر میان جامعه رواج دارد و واقعیت ها را در پشت سایه های دیوار پنهان نمایند،یک نویسنده با چنین گرایشی همواره تحلیل هایش را به سمت و سویی هدایت می کند تا به زعم خویش نوشته هایش به مذاق جمعیت زیادی از جامعه خوش بیاید، اما غافل از اینکه خوش آمدن به مذاق عده ای حتی جمعیت زیاد موجب یادگیری و لذت از آن‌نمی گردد.  بسیاری از مخاطبان بجای خوش آمدن‌ مذاق دوست دارند از هر مطلبی که می خوانند چیز تازه ای بیاموزند و به حقایق ناگفته و ناشنیده دست یابند تا اینکه مدام چشم ها و گوش هایشان به دیدار تحسین ها و تمجیدها باز شود حتی اگر در مورد خود آنها باشد.

نمی گویم در بیان تحسین ها اصلا یادگیری و آموزش وجود ندارد،اما ازآنجا که بیشتر مطالب و تحلیل ها آغشته به روایات دو پهلوست که در جملات قبل به آن اشاره شد، از یکطرف ذهن مخاطبین را  برای شناخت  بهتر، درست تر و عمیق تر از وقایع و پدیده ها به سمت مطالب انتقادی می کشاند و از طرف دیگرآن را از مطالب تحسین آمیز می گریزاند! بطوریکه هر بار و قبل از خوانش یک مطلب از آن نویسنده نوعی، مخاطب با احتمال بالایی حدس می زند این بار هم نویسنده  در راستای خوش آمدن مذاق همگان به رشته تحریر درآورده است و بنابراین عطای خواندنش را به لقایش می بخشد.

برداشت نادرست مخاطبان و نیز برخی از نویسنده ها از انتقاد و نقد نیز موجب شده است تا بسیاری از نویسنده ها به غلط در نوشتار خود دست به نوعی خودسانسوری بزنند تا بلکه از این راه مخاطبین بیشتری را بخود جذب نمایند، غافل از اینکه رد پای خودسانسوری در بسیاری از مطالب موجب بی اعتنایی و منجر به کاهش تمایل مخاطب به مطالب نویسنده در مطالب آتی آنها خواهد شد. 

رواج ملاحظه کاری و خودسانسوری و هدایت محتوا به سمت اندیشه ها و منافع گروهی خاص یا گروهی حاکم در یک شهر یا منطقه ، موجب می شود تا مخاطبین برای دست یابی به حقیقت، گزینه هایی را برگزینند که در آن نویسنده دست به حرکت تازه ای در قلم خود زده است، گرچه همیشه هر انتقاد و مخالفتی ممکن است از جایگاه و اعتبار علمی کافی برخوردار نباشد، اما در خلاء تنوع و مطالب نقادانه علمی، طبیعی است که ارایه مطالب در این جهت(مطالب انتقادی)  می تواند مخاطبین زیادی را به سمت خود بکشاند تا از این طریق تشنگان حقیقت عطش خود را برای شناخت یک‌موضوع برطرف نمایند با وجودی که همیشه اینگونه‌نیست که خواندن مطالب انتقادی عطش حقیقت یابی افراد را فروکش نماید، اما امید به دست یافتن به واقعیت و حقیقت در آنها از مطالب تحسین آمیز بیشتر خواهد بود که‌این رفتار مخاطب می تواند نتیجه از دست رفتن اعتماد او نسبت به نوشتارهای تحسین آمیز باشد.

 استفاده تکراری از پروپاگاندا و تبلیغات در نوشته ها که در حین کذب بودن و داشتن بزرگنمایی در رابطه با یک فرد یا گروه و آلوده بودن به تحسین و‌تمجیدهای نابجا شاید بتواند در کوتاه مدت نفوذ قابل ملاحظه ای را بر مخاطب بنماید اما در دراز مدت مخاطبین را از خود گریزان خواهد نمود.

اگر در میان اهالی مطبوعات و نویسندگان هر چیز در جای خود آورده و گفته و نوشته شود، شاید چنین معضلاتی دامنگیر آنها و مخاطبین نشود، اما از آنجا که نوشته ها هم بنوعی یک محصول فرهنگی هستند و تا حدودی از قواعد بازار تبعیت می نمایند لذا هر جا کالایی با کیفیت مناسب‌تر و هزینه پایین تر و دارای خدمات‌پس از فروش باشد عرضه شود، مردم به آن کالا بیشتر تمایل پیدا خواهند کرد تا کالای انحصاری که هم از کیفیت پایین برخوردار است، هم هزینه بالاتر دارد و ضمنا کسی مسئولیت پاسخگویی آن را بر عهده نمی گیرد، هر چند که این‌تمایل در ذهن باقی بماند و شرایط محیطی  بگونه ای باشد که  از قوه به فعل تبدیل نشود.

 بنابراین ضمن اینکه نمی توان این واقعیت را که : «بیشتر مردم تمایل به خواندن مطالب انتقادی دارند» را انکار کرد اما با شناخت علت وقوع و تداوم آن باید با درست نویسی و انعکاس صادقانه و غیرگزینشی وقایع و پدیده ها و اجتناب از بزرگنمایی آنها و اجتناب از تحسین ها و تشویق های نابجا، صفحات نشریات و پایگاه های اطلاعاتی را پالایش نمود و با برداشتن نقاب ها از روی واژه ها آنچه می تواند شفافیت، آگاه سازی و روشنگری  را ترویج دهد مطرح و در جلوی دیدگان همگان قرار داد حتی اگر آن نوشته به مذاق عده ای هم خوش نیاید.

با در پیش گرفتن روال منطقی در بررسی ها و تحلیل ها و اجتناب از برخوردهای احساسی در هر زمینه ای  چه فرهنگی، چه اجتماعی یا هر زمینه دیگر می توان فاصله اعتمادی که در حال حاضر بین نقد و تحسین نشسته است را برداشت.

گاهی یک نقد می تواند توام با  تحسین باشد و اقدامات آتی یک نفر یا یک گروه و یا یک‌جامعه را به سمت نقاط قوت حرکت دهد و یا یک تحسین بجا و به موقع می تواند همراه با نقد منطقی در خود باشد.

بنابراین نمی توان پدیده ها را روشن و خاموش دید بلکه باید طیفی از قوت و ضعف ها را مورد امعان نظر قرار داد تا بتوان یک بررسی منصفانه در هر مورد به انجام رساند و در پایان به این نکته توجه داشته باشیم که  «هر نقدی، را نقد و هر تحسینی را تحسین نپنداریم!»

 

 

 

 

 

 

 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

2 Responses to “بررسی علل گرایش به نوشتارهای انتقادی”

  1. شهر وند. اوزی گفت:

    چنانچه. مطالب. را. ساده. تر. ودر حد استفاده مردم ومخاطبین. منطقه. نگارش. شود. مورد. استفاده. قرار میگیرند اما. چنانچه مطالب بصورت. کلاسیک. واکادمیک. مطرح. نماییم. شاید. عده کمی. از مردم. بتوانند. استفاده نمایند موفق باشید

  2. محمد گفت:

    ممنون از نوبینده عزیز دکتر یادگارفرد که علمی و موشکافانه مسائل را بررسی و به رسته تحریر در می آورند.

نظر سنجی

یک سال از فعالیت شوراهای ششم شهر و روستا گذشت. میزان رضایت شما از عملکرد و فعالیت های سال اول شورای اسلامی ششم شهر اوز چقدر است؟

Loading ... Loading ...
آخرین نظرات
  • ای کاش کلا راجع به این فعال اجتماعی که در همه حوزه ها صاحب نظرند کمی توضیح میدادین...
    بنیامین در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
  • موفق باشید آقای قاضی زاده...
    در مطلب: اقتصاد، قلب تپنده‌ هر شهر است
  • آیا کسی که افتخار می کند در انتخابات شورای اسلامی شهر اوز شرکت نکرده است و با افتخار اعلام می کند رای به صندوق نینداخته است آیا حق قضاوت در مورد خوب و بد شورا را دارد؟...
    شهر وند اوز در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
  • محمد آقا منتخب با چند صد رای نماینده مردم نیست فقط صاحب کرسی می شود و نماینده همان سیصد و چها صد و هزار رای نه نماینده مردم...
    عبدالله در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
  • منظور اقای نوروزی این است که در شهری. مانند اوز که حدود ۲۰ هزار نفر جمعیت. دارد باید افراد منتخب شورا دارای. ارای بالایی. باشند مانند. گراش. وخنج. وبستک. نه مانند ارای. ر...
    پاسخ. به اقای محمد در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
  • عالی بود...
    علی در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
  • آقای نوروزی پیشنهاد می کنم کاندید شوید شاید ۵هزار رای کسب کردید . اما همه می دانیم که طبق قانون پس از رای گیری ۵ نفر طبق بیشتر از آرای بقیه منتخبین مردم می شوند و شما هم...
    محمد در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
  • مرد شريف و والاي بود ان شالله جنت الفردوس نصيبش باشه. الهي امين...
    در مطلب: پیام تسلیت شیخ عبدالقادر فقیهی به مناسبت در گذشت محمد محمودی
  • ان شالله جنت الفردوس نصيبش باشه. الهي امين...
    در مطلب: پیام تسلیت شیخ عبدالقادر فقیهی به مناسبت در گذشت محمد محمودی
  • ممنونم از توجه و اظهار نظرتان، همچنین تشکر می کنم از مدیر محترم نشریه که این موقعیت را فراهم نمودند که با یکدیگر تبادل نظر و گفتگو داشته باشیم. از اینکه بنده را ارشاد کرد...
    فرید دستوری در مطلب: درهم برهم..