شاید هم بدانیم در مفهوم آواره شدن به اینکه؛ بهخاطر نداریهای زندگی آواره شویم،به خاطر جریانات پیش آمده در هر زندگی آواره شویم حال چه با دست خویش و چه بهخاطر شرایط محیطی نامناسب آواره شویم در درون مرزهای کشور خود..
ولی مفهوم آواره شدن به اجبار، به قیمت سرقت خاک، به جبر جبار، به لطف خیانت و به لطف تمام زد وبندهای سردمداران دست نشانده خائن بر سرزمینهای اسلامی راتا آواره نشویم درک آن سخت خواهد بود..
درک کوچ اجباری به اردوگاهها، درکی نیست که بتوان با جان و دل فهمید تا آنکه در واقعیت آن قرار بگیریو زندگی کنی به اجبار و دیدن آنسوی خانهات با حصاری از حصاربندان قومی سرکش…
چگونه می توان غیرت یک وطن پرست اسلامی را درک کرد، وقتی خانه و خاکش از مهد نیاکانش به محوای قومی رانده شده و آواره از درگاه خداوندی به زورتبدیل گشته تا به قدرت زور جبارین، صاحب آن گردد، بدون دیدن حق صاحبخانه..
ما را یارای درک آن نیست چون آسوده ایم به لطف مدافعین مرزهای این سرزمین..
خواستند که خاکمان را ببرند ولی هشت سال وطن پرستان سرزمینم سینه سپر کردند تا تکرار فلسطین نگردد این سرزمین آزاد..
ما به کدامین تفکر اسیریم که حق آواره شدن ملتی را حق اشتباه خودشان دانسته و سر درگریبان خویش ، چوب حراج می زنیم برای آن..
ما سوار بر کدامین موجیم که بیت مبارکی را حق قومی صهیون دانسته و به لعاب (حق زیستن آنها) برحق مردمش و حق ملت اسلامی سرپوش می گذاریم؟ که نشانهای همزیستی ما، درفش هویت اسلام ماست به سند تمام تواریخ دنیا…
باید درقلب مقاومت بود تا درک کنیم زجر کمبودها، زجر دست خالی ها ،زجر شنیدن توهینها به مردمانت..که به راحتی در افکار خویش چوب حراج نزنیم بر یک سرزمین..
و چه راحت پاره هایی از مردمی آواره ، به جرم مسلمان بودنشان ، به جرم خیانت اندک سردمداران دولتهای اسلامی، به جرم اینکه از ما نیستند و به امواج مخرب اسلام ستیزان داخلی و خارجی و در لباس ملی گرایی ، چوب حراج می زنیم بر غیرتمان..
و به هزار زبان بافته شده از فکری در امتداد تخم فتنه، چوب حراج می زنیم بر سرزمینی که ملت آن ،سالهاست آواره اند.
فلسطین، چوب حراج گشته در افکار ستیزه گرایانه و بر گرفته از صهیونیستی که ریشه در تمام دنیای ما دارند..
فلسطین خوار گشته و ناچیز ،در افکار دین ستیزانی به لعاب و رنگ ملی گرایانه.. که ملی گری حرمت دارد به حقیقت آن..
ولی افسوس که نمی دانند آزادی وآزادگی انسانهاست که به یغما رفته ولی افسوس که نمی دانند..
نمی دانند که تپش قلبهای بیدار است که همچنان ماندگارند برای شنیدن صدای زجر و آوارگی انسان….
که حمایت و حرمت به انسانها مرزی ندارد اگر وجدان آزادگی بیدار بماند..
عرض سلام وادب خدمت بزرگوار و لیسانس در کامنت (علیرضا)
چه کنیم که در غیاب شما تحصیلکردگان جملاتی نوشتیم تا آبروداری کرده باشیم برای غیرت یک شهر..
در غیاب شما و امثال شما تحصیلکردگان شهرم چندجمله به اندازه کم سوادی خویش نوشتم تا حداقل پاره تن اسلام به تمسخر گرفته نشود هرچند قربانی و راضی به تمسخر خویش شویم…زنده باشید برای زنده ماندن یک شهر..
امیررضارضایی ۱۳۹۸/۳/۱۰
سلام قلم علی رضا واضح وروان واز ادبیات خوبی،بر خوردار است ،شاید بعضی دوستان در درک مفهوم مشکل دارند .اتفاقا نوشته ایشان در تمام مقالاتی که نوشتن شیوا وقابل درک است
از مطالعه و سبک نگارش استاد رضایی لذت را بردم. ذهن ایشان در به کار بردن الفاظ و کلمات مثال زدنی است.
در شهرمان وجود چنین استعدادی بی نظیر است.
عبدالله ملک زاده
ای کاش کلا راجع به این فعال اجتماعی که در همه حوزه ها صاحب نظرند کمی توضیح میدادین...
بنیامین در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
موفق باشید آقای قاضی زاده...
در مطلب: اقتصاد، قلب تپنده هر شهر است
آیا کسی که افتخار می کند در انتخابات شورای اسلامی شهر اوز شرکت نکرده است و با افتخار اعلام می کند رای به صندوق نینداخته است آیا حق قضاوت در مورد خوب و بد شورا را دارد؟...
شهر وند اوز در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
محمد آقا منتخب با چند صد رای نماینده مردم نیست فقط صاحب کرسی می شود و نماینده همان سیصد و چها صد و هزار رای نه نماینده مردم...
عبدالله در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
منظور اقای نوروزی این است که در شهری. مانند اوز که حدود ۲۰ هزار نفر جمعیت. دارد باید افراد منتخب شورا دارای. ارای بالایی. باشند مانند. گراش. وخنج. وبستک. نه مانند ارای. ر...
پاسخ. به اقای محمد در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
عالی بود...
علی در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
آقای نوروزی پیشنهاد می کنم کاندید شوید شاید ۵هزار رای کسب کردید . اما همه می دانیم که طبق قانون پس از رای گیری ۵ نفر طبق بیشتر از آرای بقیه منتخبین مردم می شوند و شما هم...
محمد در مطلب: شورای شهر و موانع عدم تحقق اهداف
مرد شريف و والاي بود ان شالله جنت الفردوس نصيبش باشه. الهي امين...
در مطلب: پیام تسلیت شیخ عبدالقادر فقیهی به مناسبت در گذشت محمد محمودی
ان شالله جنت الفردوس نصيبش باشه. الهي امين...
در مطلب: پیام تسلیت شیخ عبدالقادر فقیهی به مناسبت در گذشت محمد محمودی
ممنونم از توجه و اظهار نظرتان، همچنین تشکر می کنم از مدیر محترم نشریه که این موقعیت را فراهم نمودند که با یکدیگر تبادل نظر و گفتگو داشته باشیم. از اینکه بنده را ارشاد کرد...
فرید دستوری در مطلب: درهم برهم..
وجدان آزادگی بیدار وقلم حصار را میشکند،وحصاربندان را رسوای روزگاران میسازد،امیر جان شما وامثال شما بیدارن تا نیش قلمتان نیشگون میزند جانشان،آسوده نخواهند خفت ،ودر حصار ماندگان آزاد خواهند گشت.قلمت توانا باد
با عرض سلام . بنده لیسانس ادبیات دارم ولی مفهوم این متن را درک نمیکنم . لطفا هر متنی را نشر ندهید .
علیرضا جان احتمالا درست سر کلاس حاضر نمیشدید و درسها را بزحمت پاس میکرده اید .بنده سواد آنچنان ندارم ولی مطالب واضح و قابل درک بود.
عرض سلام وادب خدمت بزرگوار و لیسانس در کامنت (علیرضا)
چه کنیم که در غیاب شما تحصیلکردگان جملاتی نوشتیم تا آبروداری کرده باشیم برای غیرت یک شهر..
در غیاب شما و امثال شما تحصیلکردگان شهرم چندجمله به اندازه کم سوادی خویش نوشتم تا حداقل پاره تن اسلام به تمسخر گرفته نشود هرچند قربانی و راضی به تمسخر خویش شویم…زنده باشید برای زنده ماندن یک شهر..
امیررضارضایی ۱۳۹۸/۳/۱۰
امیررضای عزیز قلمتان مانا و اراده تان استوار باد
سلام قلم علی رضا واضح وروان واز ادبیات خوبی،بر خوردار است ،شاید بعضی دوستان در درک مفهوم مشکل دارند .اتفاقا نوشته ایشان در تمام مقالاتی که نوشتن شیوا وقابل درک است
مطالب جناب رضایی محتوای جالبی دارند خدا حفظشان کنه
از مطالعه و سبک نگارش استاد رضایی لذت را بردم. ذهن ایشان در به کار بردن الفاظ و کلمات مثال زدنی است.
در شهرمان وجود چنین استعدادی بی نظیر است.
عبدالله ملک زاده
با تشکر از مدیریت سایت امیدوارم کامنتهای تشکرامیز نسبت به مطالب اقای رضایی در سایر زمینه ها هم منتشر شود
لطفا همه نظرات منتشر نمایید
سپاس از مدیر سایت و شما نگارنده
مثل اینکه ما هم، هم صدا شدیم با مردمان آزاده خواه در آمریکا و اروپا و آسیا
درود بر مردمان مقاوم غزه