دوشنبه ۰۴ تیر ۱۳۹۷
 |  ۸/ مرداد/ ۱۳۹۶ - ۹:۳۲
  |   نظرات: يك نظر
1,849 بازدید

ماجرای سرقت و ضرب و شتم قدمعلی پنجی

در روزهای اخیر خبری در فضای مجازی مبنی بر سرقت و ضرب و شتم آقای قدمعلی پنجی در مسجد مسکن مهر منتشر شده بود. برای صحت و سقم موضوع و عبرت آموزی شهروندان با همکاری نوه آقای پنجی به دیدار و گفت و گو با وی نشستیم که جزئیات آن به شرح زیر است:

قدمعلی پنجی ۸۴ ساله که به قول خودش در طول عمرش بیابان گرد بوده است، عادت داشته پس از اقامه نماز مغرب در مسجد محلی که زندگی می کرده در مسجد باقی بماند و پس از اقامه نماز جماعت عشا به منزل برگردد. گویا در اکثر اوقات علاوه بر وی همسرش و برخی از زنان محله نیز در قسمت زنانه زمان بین نماز مغرب و عشا را درمسجد می ماندند.

روز جمعه ۶ مرداد از روزهایی بوده که به تنهایی در این فاصله زمانی در مسجد مسکن مهر بوده و حدود نیم ساعت قبل از اذان عشا ۲ نفر با کفش وارد صحن مسجد می شوند و ابتدا چند لیوان آب را از آب سردکن می خورند. آقای پنجی می گوید: وقتی دیدم با کفش واردصحن شدند، ابتدا بلند شدم و سلام کردم سپس به آنان تذکر دادم که نمازگزاران در صحن نماز اقامه می کنند و کفش تمیز نیست و نباید با کفش وارد شوید. یکی از آنان که مسن تر بود گفت: حرف زیادی نزن و مرا از روی صندلی پرت کرد و با پا لگدی بهم زد.

قدمعلی در گفت و گو با ما ادامه داد: پرسیدم چرا مرا می زنید؟ که کلتش را در آورد و گفت: حرف نزن. فرد دیگری که جوان تر از وی بود نیز چاقو را درآورد و به سراغم آمد و گفت: می خواهم گوشت را ببرم. باز هم تذکر دادم که تو هم که کفشت را درمسجد درنیاوردی که سیلی محکمی به من زد که تا فردا ی آن روز گوشم درد می گرفت. سپس از من خواستند کتم در آورم. یک آستین خودم در آوردم و آستین دیگر را کشیدند و ۴۵ هزار تومان پول و یک دسته کلید که در کتم بود برداشتند. پرسیدند کلید مال کجاست گفتم: کلید باغ کسی است که به آن سرکشی می کنم و کلید را پس دادند اما پول را برداشتند.

هنگامی که کتم در می آوردم ساعتم را به قسمت آرنج بالا کشیدم. گفتند تلفن یا ساعت نداری؟ پاسخ دادم: من پیرمرد با ساعت و موبایل نمی توانم کار کنم. سپس هر ۲ نفر به سمت قفسه های کتاب و قرآن رفتند و کتاب هایی که روی میز بود  را به هم زدند و دوباره به سراغ من آمدند که می خواهیم با چاقو گوشت را ببریم. آن ها آخر گفتند می خواهیم برویم بیرون تا دم در همراه ما بیا که منم تا دم در ان را همراهی کردم و ۲ عدد آدامس در جیب کتم بود به آن ها دادم و آنان مسجد را به سمت مغرب ترک کردند و من به سمت داخل صحن برگشتم.

قدمعلی می گوید: پس از مدتی به مرور نمازگزاران وارد شدند پس از اذان به  اقامه نماز سنت مشغول شدند. تا قبل از اقامه نماز عشا چیزی به نمازگزاران نگفتم و پس از اقامه این اتفاق را توضیح دادم. برخی می گفتند باید ما را صدا می زدی جواب دادم من تنها و با ۲ فرد مسلح چگونه صدا بزنم.

وی در پایان گفت موارد را برای نیروی انتظامی نیز توضیح  داده ام و امیدوار هستم این سارقین به سزای اعمالشان برسند زیرا من گناهی نداشتم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

One Response to “ماجرای سرقت و ضرب و شتم قدمعلی پنجی”

  1. محمد گفت:

    ایشان به جایی هم شکایت کرده یا خیر

نظر سنجی
Sorry, there are no polls available at the moment.
آخرین نظرات
  • با سلام خدمت. دوست عزیز گراشی. لطفا. شما به عنوان همسایه یه چیزی بگویید ما اوزیها که هر چقدر میگوییم که چرا همه فعالیتها به طرف کارهای فرهنگی است گوش. شنوایی وجود. ندارد....
    اوزی خطاب به. گراشی در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • چند جلد كتاب اهدا شده است ؟ بهتر بود يك سري از اين كتابها هم به كتابخانه اصلي شهر هم اهدا ميشد.تا بيشتر مورد استفاده افراد قرار گيرد . در اين مورد لازم است اداره فرهنگ و...
    همشهري دلسوز در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • خدمت برادر گراشی عزیز علت مهاجرت ما اوزی ها عدم تخصیص مناسب بودجه با توجه به جمعیت نسبت به شهرهای مجاور گراش و خنج . عدم اشتغالزایی به علت عدم تخصیص بودجه . عدم وجود ادار...
    شهروند در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • از عناوین پشت جلد کتابها مشاهده میشود که کتابهای خوبی به کتابخانه موزه اهدا شده است دستشان درد نکند.ا ز عناوین برخی کتابها چنین برمیآید که بعضی از آنها از کتابهای نفیس می...
    همشهری دلسوز در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • با سلام. هشت سال و اندی از شهرستان شدن گراش می گذرد در طول این سال ها از جمعیت اوز کاسته شده ولی جمعیت گراش افزایش یافته هست.علت مهاجرت اوزی ها چیست و عدم مشارکت انان چیس...
    گراشی در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • بازهم. اوز. بازهم کتاب. وکتابخانه وبازهم. موزه. و فعالیتهای فرهنگی. تکراری. و....... اما دریغ از سایر فعالیتهای اجتماعی. واقتصادی که در دیگر. شهرهای. مجاور ما. در جریان....
    کارمند دلسوز در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • از فعالین عرصه فرهنگی تشکر میکنیم پیشنهاد. دارم بک همت. جمعی برای کارهای. عمرانی. وتوسعه وپیشرفت در ذمینه های دیگر اجتماعی. واقتصادی. در اوز. ایجاد. شود تا توجه. سرمایه گ...
    مهندس عمران ساکن در اوز در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • بسیار خوب. وقابل ستایش است. فعالیتهای همشهریان. عزیز. اما. شورای شهر. باید. برای. اسقرار. دادگاه. ثبت اسناد. وشبکه بهداشت. ودرمان. برنامه. داشته. باشد. وباید. از طریق. سخ...
    شهروند اوزی در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • تعدادی از کتابها بعنوان کتاب مرجع میباشند که باد در حفظ و نگهداری انها دقت شود و قابل امانت دادن نیستند و فقط در محیط کتابخانه قابل استفاده خوانندگان و علاقمندان میباشد...
    همشهری دلسوز در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • کیفیت تحصیلی دانشگاه آزاد الان از مقطع ابتدایی دهه شصت که ما تحصیل می کردیم پایین تر است....
    همشهری در مطلب: برگزاری امتحانات نیمسال دوم در دانشگاه پیام نور اوز