دوشنبه ۰۴ تیر ۱۳۹۷
 |  ۳/ خرداد/ ۱۳۹۷ - ۴:۳۵
  |   نظرات: 27 نظر
653 بازدید

فرهنگ را قربانی اقتصاد نکنیم

هادی صدیقی: اگر اَوَزِ امروز را با اوز چند دهه قبل مقایسه کنیم به تفاوت­های آشکاری می‌­رسیم. بسیاری از امکانات موجود با چند دهۀ پیش قابل قیاس نیست. اگر کمی به گذشته برگردیم یا از کسانی‌که چندسالی بیش از ما زیسته‌­اند، بپرسیم و داشته­‌هایمان را با داشته­‌های دیروز مقایسه کنیم، وجود مراکز متعدد آموزشی، علمی، فرهنگی، هنری، دانشگاه‌های گوناگون، نشریات و سایت‌های مختلف، سالن­های ورزشی، مراکز درمانی فعال و یا در دست ساخت، کتابخانه‌های متعدد، استخر، سینما، مراکز خرید، مغازه­ های تجاری، رستوران­های مختلف، انجمن­‌های علمی و فرهنگی مختلف و هیئت‌های ورزشی فعال، موزۀ مردم‌شناسی، سازمان­‌های مردم‌نهاد، کارگاه‌های صنعتی و تولیدی و … که یا تا چند دهۀ قبل وجود خارجی نداشتند و یا اگر بودند تنوع امروز را نداشتند، نشان از حرکت روبه‌جلوِ شهر طی سالیان گذشته دارد.

با کمی دقیق‌تر شدن در چگونگی شکل گرفتن این مراکز و تغییرات ایجادشده در شهر و منطقه، هر شهروندی درمی‌یابد حمایتِ اوزی‌های خوش‌فکر و آینده­نگر خارجِ از اوز به­‌ویژه نیک‌اندیشان ساکن دوبی و نیز کویت در همراهی با طرح­های توسعه­ که بعضاً از سوی شهروندانِ اندیشمندِ ساکنِ اوز پیشنهاد و پیگیری شده، در قالب حرکت‌های جمعی و خالصانۀ تک‌تک همشهریان وضعیت کنونی را بهوجود آورده است. البته ناگفته نماند ما تا رسیدن به جامعه­ای توسعه‌یافته وآنچه مدنظر و حق بجای شهروندان است فاصله داریم، ولی در مجموع شاید بتوان گفت جز موضوع ارتقای سیاسی از مرکز بخش به مرکز شهرستان -که از پیش از انقلاب تا به امروز همواره خواستۀ به‌حق مردم اوز بوده و متأسفانه با وجود تلاش‌های گسترده همچنان مغفول مانده است- اوز نسبتاً مسیر رشد خوبی را طی کرده است. هرچند این رشد به‌سوی توسعه با توجه به امکانات و شرایط کلی جامعه، گاهی تند و گاهی آهسته بوده، ولیکن می‌توان به آن در مقایسه با بسیاری جاهای دیگر نمرۀ بهتری داد.

شهر برای رسیدن به توسعۀ متوازن نیازمند توسعۀ همه‌جانبه دارد. اگر بخواهیم به دو مقولۀ «فرهنگ» و «اقتصاد» به‌عنوان دو شاخصۀ اصلی توسعه، منهای توسعۀ سیاسی- که شاید در مناطقی چون اوز کمتر جای بحث داشته باشد- بنگریم، متوجه خواهیم شد توسعۀ فرهنگی بدون توسعۀ اقتصادی و توسعۀ اقتصادی بدون توسعۀ فرهنگی هرچند منجر به توسعۀ بخشی از جامعه می­شود ولیکن نتیجۀ آن جامعه­‌ای خواهد بود که آن توازنی را که باید داشته باشد، نخواهد داشت. عدم توسعۀ متوازن سبب می­شود در درازمدت نرخ رشد توسعه کاهش یابد؛ چراکه این دو مقوله به‌گونه‌ای به ‌هم ‌پیوسته و با هم هستند. معمولاً جوامعی از نظر فرهنگی رشد می­کنند که پشتوانۀ اقتصادی لازم را داشته باشند و از سویی، جامعه­ای از نظر اقتصادی رشد خواهد کرد که پشتوانۀ فرهنگی داشته باشد. به‌نوعی می­توان گفت این دو به هم وابسته­‌اند و بدون هریک نمی‌توان انتظار توسعۀ دیگری را داشت.

دنیای کنونی دنیای تخصص‌­هاست و هر چه جلوتر می­‌رویم این موضوع بیش از پیش خود را نشان می­‌دهد. دیگر در دوره­ای نیستیم که یک شخص به‌عنوان علامۀ دَهر وجود داشته باشد که بر تمامی علوم عصر خویش آگاهی داشته باشد. دنیای کنونی و رشدِ سریعِ تمدن بشری سبب شده جوامعی زودتر از بقیه توسعه یابند که از تخصص‌ها بیشترین بهره را برده باشند. اوزِ ما نیز خارج از این موضوع نیست و چنانچه بخواهیم پیشرفت کنیم و روی ریل توسعه قرار بگیریم و با نرخ رشد مناسبی به‌سوی آینده گام برداریم، بایستی از متخصصین هر رشته بهره ببریم و بنابه گفتۀ معروف «کار را به کاردان بسپاریم» و بگذاریم هر کس در حیطۀ تخصص و دانش خود گام بردارد و برای رشد شهر تلاش کند. یعنی آنکه در اقتصاد صاحب‌نظر است درزمینۀ اقتصاد کار کند و آنکه در حیطۀ مسائل فرهنگی تخصص دارد، در وادی فرهنگ گام نهد.

چندی است در شهر و به‌ویژه در فضای مجازی، علاقه‌مندان به توسعۀ شهر پیرامون برخی مسائل و مشکلات جامعه بحث و بررسی می‌کنند و تعدادی از همشهریان و دلسوزان نیز با کامنت­هایی که زیر مطالب سایت­های خبری همانند «اوز امروز» و «پیام دانش» می‌گذارند، نظرات خود را ابراز می­کنند؛ نظراتی که بعضاً تأثیرگذار نیز هستند. به یاری فضای مجازی، جامعه از جامعه­ ای تک‌صدایی خارج شده و نظرات و عقاید مردم بیش از پیش دیده و سنجیده می­شود. در لابه‌­لای این گفت‌وشنودها بحث‌هایی شنیده می‌شود که روزبه‌روز در حال پررنگ‌تر شدن است. به‌عنوان مثال گفته می­شود توسعۀ فرهنگی بس است و حال بایستی به اقتصاد و وضعیت کسب‌وکار در شهر پرداخت و دیگر نباید توان و انرژی خود را صرف اموری همانند گذشتۀ اوز، توسعۀ دانشگاه‌های مختلف، زبان اوزی، موزه، لباس محلی و… کرد. در این میان و در چند مدت اخیر دو موضوع فعالیت‌های موزۀ مردم‌شناسی اوز و دبیرخانۀ پایتخت کتاب بیش از پیش آماج حملۀ برخی از همشهریان بوده است که بایستی روی آن تأمل کرد و پرسید: چرا توسعۀ فرهنگی را بایستی به خاطر توسعۀ اقتصادی قربانی کنیم؟! این سؤال بدان می­‌ماند که بگوییم اگر از تهیۀ پوشاک و غذای فرزندمان بازمانده­ ایم آیا بایستی در تربیت او و برآوردن نیازهای روحی فرزندمان نیز اهمال و سستی کنیم و بگوییم حال که مشکلات اقتصادی وجود دارد، نبایستی فرزندمان را به مدرسه بفرستیم یا چگونگی رفتار در جامعه و هنجارها و ناهنجارها را به او بیاموزیم؟!

برخی افراد فعالیت­‌های موزۀ مردم‌شناسی را تنها محدود به پوشیدن لباس محلی و پخت غذاهای محلی تقلیل می­دهند، درصورتی‌که اگر بررسی کنند، متوجه خواهند شد موزه در شش سال اخیر که از هیچ تا بدینجا رسیده، توانسته است دستاوردهای بزرگی برای اوز داشته باشد که در این چند سطر نمی‌توان به همۀ جوانب آن اشاره کرد. موزه توانسته در همین زمان کوتاه، لباس محلی اوز (رخت گشاد) را به ثبت ملی برساند و با آموزش صنایع‌دستی سبب کارآفرینی گردد. هم‌اکنون تعدادی از بانوان خانه­‌دار اوزی با فراگیری مهارت­های گوناگون در موزه همانند «خوس‌بافی»، به فعالیت اقتصادی مشغول شده­‌اند که گام بزرگی در اشتغال‌زایی شهر است. از سویی دیگر، وجود موزه در این چند سال سبب برگزاری روز اوز شده و شادی را با خود به میان مردم آورده است. روز اوز خود هم‌اکنون بستری مناسب با پتانسیل بالاست که می­توان در سال‌های آینده بهرۀ­ بیشتری از آن برای توسعۀ شهر و منطقه گرفت. از دیگر سو، وجود موزه خود زیربنای صنعت گردشگری اوز است که می­‌توان با یک برنامه­‌ریزی مناسب، در این زمینه نیز اشتغال‌زایی کرد.

از بحث موزه اگر خارج شویم، موضوع دوم که در روزهای اخیر سبب جبهه‌گیری برخی افراد در برابر آن شده است، فعال شدن دبیرخانۀ پایتخت کتاب است. در یکی از گروه‌های واتس‌آپی در مورد فعالیت اوز برای کسب عنوان پایتخت کتاب ایران، دوستی نوشته بود: «… بااین کارهای فرهنگی (البته ضدفرهنگی) سرمونوشیره می‌مالن تاازرشدواقعی بازبمونیم. دوران کتاب‌خوانی به سرآمده،الآن هرفیلم مستندیاهرسایت علمی اندازۀصدهاکتاب  معلومات داره.الآن رونق تجاری واقتصادی وتولیدصنعتی حرف اول رومی‌زنه.علم الآن،علم آنی والکترونیکه. هنوزدچارکلیشه‌ایم‌وکتاب کتاب می‌کنیم. هرکانال تلگرامی یا … اندازۀصدهارشتۀدانشگاهی به معلومات انسان افزوده می‌کنه…»!!!

شاید بتوان به‌سادگی ولی با لبخندی تلخ ( ! ) از این سخن که در گروهی مجازی زده شده است، گذشت. ولیکن بایستی کمی بیشتر بیندیشیم که چه شده است که چنین سخن و سخنانی را روزبه‌روز، بیش از پیش و با جملات مشابه آن می­شنویم. بایستی زنگ خطر را به صدا درآورد و به جامعه هشدار داد که نتیجۀ چنین نگرشی جز عقب‌رفت و خارج شدن از ریل توسعه نخواهد بود. وقتی کتاب را کلیشه بدانیم و کارهای فرهنگی را ضدفرهنگ بنامیم و این‌گونه فعالین حوزه ­های فرهنگی را دلسرد کنیم، رفته‌رفته سبب فروپاشی جامعه‌خواهیم شد. متأسفانه وجود اینترنت و شبکه‌های مجازی سبب شده است با دریافت اطلاعات سطحی و گسترده­‌ای که در این شبکه‌ها دست به‌دست می­‌شود، دچار توهمِ دانستن شویم و خود را بی­نیاز از مطالعۀ عمیق بدانیم. یک مقالۀ علمی که در آن نویسنده سعی می‌کند با یک مقدمه وارد موضوعی شده و کارهای انجام‌شده و نتایج حاصله را طی چند صفحه آن‌ هم به‌صورت مختصر در دسترس خواننده قرار دهد، معمولاًکمترازده تا پانزده صفحه نیست؛ حال ما چگونه می‌خواهیم با خواندن متن­هایی که از یک صفحه تجاوز نمی­کند و در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌گردد آن‌هم درصورتی‌که بسیاری مواقع انواع شایعات و اطلاعات غلط را نیز با خود به همراه دارد، خود را بی‌نیاز از کتاب و منبع اصلی کسب دانش بدانیم؟! همین دیدگاه که متأسفانه در ایران فراگیر نیز شده است، سبب شده تیراژ کتاب به‌شدت افت کند، حال آنکه در کشورهای پیشرفته و اروپایی که خود مهد اینترنت و دنیای مجازی هستند، سالانه شاهد چاپ کتاب‌هایی با تیراژ میلیونی و صف­‌های طولانی خرید کتاب هستیم. اگر دوران کتاب‌خوانی به سر آمده بود بایستی این موضوع را ابتدا در کشورهای پیشرفته و صنعتی می­‌دیدیم، حال آنکه عکس آن‌را شاهدیم.

کتاب چه کاغذی باشد و چه الکترونیکی و یا صوتی، سرچشمۀ دانایی است. انتخاب اوزبه‌عنوان اولین شهرخلاق درزمینۀکتاب‌خوانی نیزنتیجۀدانایی بود. کارگروهی که اینکاررابه سرانجام رساندندبادانایی خویش وباغلبه براختلافات موجوددرشهر، تنهابابهره بردن ازتخصص افرادمختلف و فارغ ازجناح‌بندی‌های سطح شهردرجای خودتوانستندنشان دهنده هرجااختلافات کناررود وت جربه وتخصص باهم درآمیزد،می‌توان به قله‌هایم موفقیت رسید. تداوم   این‎کارنیزهمان همت رامی‌طلبدونتیجۀکاروخروجیِ اینکار نیز در کوتاه‌مدت مشخص نخواهد شد. بسیار شنیده­‌ام که می­‌پرسند حال پایتخت کتاب هم شدیم، این عنوان چه برایمان به ارمغان خواهد آورد؟ نتیجۀ چنین کار بزرگی و کلاً کارهای فرهنگی همانند کارهای اقتصادی در بازه زمانی محدود، خود را نشان نخواهد داد، بلکه بایستی سال‌ها صبوری کرد تا نتیجۀ آنرا دید. همین داشته‌های امروزی اوز نیز حاصل سال‌ها تلاش و کوشش و فرهنگ‌سازی گذشتگانمان بوده است.اگر خروجیِ این‌همه تلاش و زحمت،تنهااین باشدکه ده نفربه جمع کتاب‌خوان‌های شهراضافه شوند، کافی است. ده نفرکتاب‌خوان بیشتریعنی افزایش دانایی وآگاهی. چیزی که روز به روز بدان  بیشترنیازمندیم. وقتی این افرادکتاب‌خوان درکنارهم قرارگیرند، دیگران رانیزبه کتاب‌خوانی جلب کنندوفرزندان خودرانیزباکتاب مأنوس کنند،نتیجه‌اش داشتن جامعه‌ای آگاه‌تروداناترخواهد بود که در تمامی زمینه‌ها و از جمله در زمینۀ اقتصادی نیز موفق­تر عمل خواهد کرد وهمین جهانی رابس.

آمارهای رسمی نشان می­دهد در سال ۲۰۱۶ میلادی بودجۀ کشور آلمان برای آموزش‌وپرورش به‌طور خیره‌کننده‌ای افزایش داشته است. ایسنابه نقل ازشینهوا نوشت: «آمارهای رسمی درآلمان نشان می‌دهدکه دراین کشوربیش از ۱۲۹ میلیاردیورودرسال ۲۰۱۶برای بخش آموزش عمومی هزینه شدها ست.طبق بررسی ادارۀآمارآلمان،مجموع ۱۲۹.۲ میلیاردیورودرحوزۀ آموزش این کشورهزینه شده که نسبت به سال ۲۰۱۵ افزایش پنج میلیاردیورویی داشته است.» این نشان می­‌دهد آلمان با اینکه یکی از قدرتمندترین کشورهای جهان درزمینۀ صنعت و تجارت است برای این‌که بتواند در دنیای رقابتیِ عصر حاضر این روَند و جایگاه را حفظ کند خود را بی ­نیاز از آموزش نم‌ی­داند و مبالغ کلانی را صرف این امر می­کند.

حال چنانچه به جامعۀ خود برگردیم، بایستی اگر دلسوز شهر و آیندۀ آن هستیم از سرمایه‌های اجتماعی خویش که همان همشهریانمان هستند، در حیطۀ تخصص و توانایی­شان بهره ببریم. آن کس را کارهای فرهنگی انجام می­دهد، تشویق به کار در همان حیطه کنیم و فکر نکنیم با از حرکت بازداشتنِ آن‌ها و توجه به حوزۀ اقتصاد، مشکلات کسب‌وکار و اقتصاد شهر بهبود خواهد یافت. بلکه بایستی همراه با تشویق فعالان فرهنگی، افرادی که درزمینۀ کارهای اقتصادی تخصص دارند یا پتانسیل انجام کارهای اقتصادی را دارند، شناسایی کرده و تشویق به حضور پررنگ‌تر در سطح شهر نماییم. چه‌بسا اگر از شخصی که حیطۀ تخصصی‌اش کار فرهنگی است، بخواهیم از آن کار دست بکشد و در حوزۀ اقتصاد کار و فعالیت کند، سبب شویم به هر دو حوزه زیان وارد کنیم؛ چراکه همان‌طور که گفته شد، دنیای جدید دنیای تخصص­هاست. پس ضمن حفظ وضعیت موجود و تشویق بیشتر فعالان حوزۀ فرهنگ بایستی دیگران را نیز وارد عرصه کنیم تا با مشورت با افراد متخصص، بخش اقتصاد و کسب‌وکار شهر را نیز همانند بخش فرهنگی آن ارتقا بخشیم. برای انجام این مهم می­توان به تجربۀ کارهای فرهنگی و افرادی که در آن حوزه فعالیت داشته­‌اند توجه کرد و دید چگونه این افراد توانسته­‌اند کارهای فرهنگی را در مرکز توجه عموم قرار دهند و موفقیت کسب کنند.

درزمینۀ اقتصادی، اوز با داشتن تجار و بازرگانان باسابقه پشتوانه ­ای قوی دارد که می‌توان با استفاده از تجربیات آن‌ها و استفاده از نظرات کارشناسی و نیز با پیوند زدن تجارتبا صنعت، در یک بازه زمانی مشخص راه‌های توسعه را سریع‌تر طی نمود. بایستی از فعالان بخش اقتصاد بخواهیم آن‌ها نیز همانند فعالان بخش فرهنگ پا در میدان گذارند و با مشارکت بیشتر در امور شهر، بخش اقتصادی شهر را نیز فعال نگه دارند و با انتقال تجربۀ خود به دیگران، در تداوم این رونق بکوشند.

«فرهنگ» و «اقتصاد» هر دو زیربنای توسعۀ جامعه هستند­. هیچ‌کدام را قربانی دیگری نکنیم.

 

 

 

 

 

 

 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

27 Responses to “فرهنگ را قربانی اقتصاد نکنیم”

  1. فرهاد محمود ا گفت:

    جای تشکر بسیار دارد که موضوعی به این مهمی توسط آقای صدیقی مطرح و شرح داده شده است . امید که سرآغاز گفتگوهای مستمری در این باب گردد

    • هادی صدیقی گفت:

      ممنون از شما جناب محمودا.. هدف من نیز از نوشتن این یادداشت باز کردن مقوله ای جهت بحث و بررسی بیشتر پیرامون این موضوع مهم بود که درباره آن در جامعه و به صورت پراکنده بحث و بررسی می گردد.

  2. ناشناس گفت:

    موارد اشاره شده در مقاله جالب میباشد امیدوارم شاهد تبادل نظر و اندیشه میان افراد بافرهنگ از طیفهای مختلف طرفداران دیدگاههای مختلف باشیم.

  3. مصطفی ملتفت گفت:

    سخنان قابل تاملی بود! حرف دل خیلی ها را زدین.
    متاسفانه بارها شاهد آن بودیم که برای یک کار فرهنگی، افرادی نه تنها حمایت (حتی کلامی یا با حضورشون_نه لزوما مادی) نمی کنند، بلکه گاها دلسرد هم می کنند.
    و برای من دانشجو گاها این دودلی ایجاد می شود که چرا وقتی خیلی از بزرگترها جای دغدغه داشتن و حمایت، روی سرد نشان می دهند و سخنانی کوته فکرانه می زنند،باید از وقت و انرژیمان بزنیم و برای کارهای فرهنگی در سطح شهر بگذاریم؛ شاید تنها دلیل دلگرمی ،دیدن همین افرادی مانند جناب صدیقی است که واقعا دغدغه مند هستن و بجای کارهای سطحی، به کارهای تعمیقی می پردازند.

    • همشهري .. گفت:

      ببخشيد مشكلات فرهنگي جنابعالي بفرماييد در چه زمينه اي بوده است؟ مشخصا ذكر نماييد تا ببينيم بهتر قضاوت كنيم .مردمي كه مشكل آب شرب بهداشت درمان ، ادره ثبت، دادگاه ، جاده، فضاي سبز اشتغال جوانان تحصيلكرده شان را دارند مهمتر است يا مشكل فرهنگي كه مشخص نكرده ايد؟ فكر ميكنم نظر جنابعالي يك موضوع انحرافي است

    • مصطفی ملتفت گفت:

      یکی از مشکلات فرهنگی ما “آزاداندیش نبودن” ما است! مصداق اول اینکه شما نظر میدین “با هویت نامشخص” و نه فقط شما هر کس دیگری که بدون اسم واقعی نظر می دهد! این نشانگر این است که ما نمی خواهیم بار مسئولیت *گفته و *اندیشه خود را بپذیریم!(چون از قضاوت شدن هراس داریم) و از این جهت بنده خود را ملزم به پاسخ دادن به شما نمی دانم! دلسوزان فرهنگی و نه کسانی که کارهای ریشه ای و پایه ای نمی کنند، خود می دانند که مشکلات فرهنگی_آموزشی ما چیست! و این مسئله چنان اظهر من الشمس است که نیاز به مصداق های دیگر نیست.

    • همشهري .. گفت:

      هميشه گفته اند كه كلي گويي و در جهت آب حركت كردن و تائيدصرف هر مسئله اي خيلي راحت است تا در جهت خلاف حركت آب .مثال شما مانند فردي است كه چند روز قبل در سايت پيام دانش از تظاهرات مردم كازرون و بر عليه مردم قايميه كازرون كه ۴۰ سال خواستار ارتقا هستند حمايت كرده بود. بنابراين كلي گويي جنابعالي هم سوال برانگيز است

    • مصطفی ملتفت گفت:

      شما که در جهت آب حرکت نمی کنید و خود را “روشنفکری منتقد” می دانید، ابتدا جرات معرفی نام خود را داشته باشید، سپس من را متهم کنید به کلی گویی!
      تکرار می کنم، خود را ملزم به پاسخ مصداقی به کسی که “آزاد اندیش”نیست (ترس دارد به ابراز نظر با هویت واقعی) نمی دانم.

    • هادی صدیقی گفت:

      ممنون از توجه شما جناب ملتفت

  4. اوزی گفت:

    با سلام خدمت اقای صدیقی به نظر میرسد که چنانچه یک شهر دارای یک پایه وزیر ساخت اقتصادی.قوی داشته باشد ودارای کارگاههای تولیدی وخدماتی فعال باشد وتحرک وشادابی زندگی دران جریان داشته باشد. سبب ماندگاری نیروهای جوان. وپویا انن شهر. میشود طبعا درچنین شهر فعال ازنظر اقتصادی که امورات ومعیشت مردم به خوبی تامین میشود. انسانها بیشتر به کارهایی فرهنگی جدی که. لازمه یک زندگی سعادتمند است میپردازند اما متاسفانه در شهرما اوز بین این. دومقوله. مهم. اقتصاد. وتوسعه. وابادانی به عنوان. زیر ساخت. وزیر بنا. جامعه. با. فرهنگ. به عنوان یک مقوله. روبنایی دچار عدم. توازن. شده است وبا انجام کارهای تکررای وافراط در مسایل خاص فرهنگی وهدایت همه نیروها. وانرزی جامعه به سمت کارهای فرهنگی از توسعه وپیشرفت اقتصادی عقب مانده ایم با بک نگاه ساده ومقایسه ای با شهرهای هم طراز اوز. مانند. گراش. خنج. بستک. خمیر. قیر وکارزین. و…… مشاهده میشود که ما چقدر دراین سالها از انها کند تر. حرکت. نموده ایم واین باعث شده که بیشتر جوانان ونیروهای خلاق شهر. مهاجرت نمایند وشهرما برای کارها ونیازهای خدماتی وحتی مدرسه وتحصیل دانش اموزان خودش به شهرهای لار. وگراش وابسته شود واین. زیبنده یک شهر فرهنگی وباسابقه ای مثل اوز نیست لذا بنده اعتقاد دارم که درحال حاضر در اوز دچار غفلت شده ایم واز کارهای زیر بنایی وزیر ساختی شهر که اباعث عمران وابادی. وماندگاری همه اوزیها درشهر ابا واجدادی خود میشود غافل هستیم ومتاسفانه همه دریک رقابت برای کارهای. فرهنگی قرار داریم. درحالیکه. شهرما نیازدارد که افکار عمومی متوجه انزوا اوژ از نظر. جاده ودور شدن از شریانهای حیاتی. منطقه باشد ویا حول ارتقای ساسی جامعه برای. گرفتن بودجه. وامکانات دولتی. باشیم ویا با تاسیس ادارات مورد نیاز. مردم را در اولویت کارهای نیروهای. بالنده جامعه باشد بیشتر به کارهای تبلیغاتی. ونمایشی وتکراری مشغولیم واین باعث شده است که فاصله ما سال به سال با شهرهای هم ردیف خودمان. زیاد تر شود خلاصه کلام اینکه به نظر میرسد اقتصاد. زیربنا جامعه است. وفرهنگ هم یک. کار. روبنای است که شکوفایی فرهنگی. دریک شهر. با رونق. اقتصادی جلوه گری میکند وگرنه همه کارها. ظاهری. ودر سطح. میماند. باتشکر

  5. کارمند. بومی گفت:

    من صادقانه میگویم. با تمام این فعالیتهای فرهنگی که دراوز صورت میگیرد وشهر ما فرهنگی میگویند. اعتقاد ندارم که مابیشتر از سایر شهرها کتاب خوان. باشیم من عده کم. وخاصی رانمیگویم من به صورت کلی وتوده معمولی مردم اوز ساکن دراوز وبندر وجاهای دیگر. را که میبینم مثل سایرین هستند. دچار خود شیفتگی فرهنگی نشویم.خاص وکتابخوان در همه شهرها هستند مواظب باشیم هندوانه زیر بغل ما نگذارند

  6. ناشناس گفت:

    اگر امكان داشته باشد در زمينه توجه و اولويت مردم اوز به اقتصاد يا فرهنگ فراخواني صورت گيرد. حتي اگر امكان دارد در سايتها با راي دادن به آنها نيز ميتوان تاحدودي برآوردي از نظرات مردم بدست آورد گرچه جمعيت زيادي از افراد عادي جامعه امكان مشاركت نداشته يا حضور در اين گونه نظردادن يا باخبر نميشوند يا رغبتي براي آن ندارند

  7. همشهري .. گفت:

    كليه مراکز متعدد آموزشی، علمی، فرهنگی، هنری، دانشگاه‌های گوناگون، نشریات و سایت‌های مختلف، سالن¬های ورزشی، مراکز درمانی فعال و یا در دست ساخت، کتابخانه‌های متعدد، استخر، سینما، مراکز خرید، مغازه¬ های تجاری، رستوران¬های مختلف، انجمن¬‌های علمی و فرهنگی مختلف و هیئت‌های ورزشی فعال، موزۀ مردم‌شناسی، سازمان¬‌های مردم‌نهاد، کارگاه‌های صنعتی و تولیدی و …كه نام برده شده است توسط مردم خير و دلسوز و آكاه اوز ساخته شده است در صورتيكه اينگونه امكانات ميبايست توسط دولت ميبايست فراهم ميشد. همچنين قبلا در رسانه ها و نشريات و.. ميگفتند شهرهاي لار اوز و گراش و خنج اما در سالهاي اخير ديگر اسمي از اوز در منابع و رسانه ها وجود ندارد و ميگويند لارستان خنج و گراش و اثري از نام اوز نيست

  8. شکوفه جباری گفت:

    به نکات خوبی اشاره کردین آقای صدیقی متشکریم از کقاله خوبتان،
    ✨ امروزه دنیا شده دنیای متخصصین، حتی اگر به زندگی شخصی خودمون هم نگاهی بندازیم ترجیح میدهیم “کار را به متخصص امر بسپاریم نه کسانیکه همه کاره ان.”
    ✨فرهنگ جزء جدانشدنی از جامعه انسانی ست.
    فرهنگ اقتصاد میسازه و اقتصاد فرهنگ و دوباره همین فرهنگ اقتصاد رو شکل میده و باز مجدد اقتصاد فرهنگ رو رشده میده، واین چرخه میچرخه؛ این دومقوله مثل ستون هایی هستن که با اتصالشان با تیرهایی بهم، روز به روز گسترده تر و پایدارتر می شوند.
    ستونهای فرهنگ و اقتصاد رو محکم نگهداریم…

    • هادی صدیقی گفت:

      ممنون از شما. بنده هم همانطور که در مقاله اشاره کردم معتقدم فرهنگ و اقتصاد هر دو زیربنا هستند و در هم تنیده که نمی توان با قربانی کردن یکی به دیگری رسید. بلکه بایستی این دو مقوله را بصورت متوازن به سمت جلو هدایت کرد. حال شاید در مقطعی یکی بر دیگری پیشی بگیرد ولیکن با مدیریتی صحیح جامعه در نهایت به توازن مورد نظر خواهد رسید.

  9. دکتر ناصر یادگارفرد-مشاور کیفیت، محقق و مدرس دانشگاه گفت:

    با درود خدمت نویسنده محترم جناب آقای صدیقی از اینکه در رابطه با دغدغه های شهرمان قلم زده اید.
    من کامنت های مختلفی از دوستان را در رابطه با مسایل شهرمان که در زیر هر اثر نوشته می شود مطالعه کردم و متاسفانه به این نتیجه رسیدم که مواردی که اشاره می شود به جای اینکه علمی و منطقی باشد و به منافع مردم توجه شودبیشتر جنبه احساسی به خود می گیرد و یا از روی وابستگی به این گروه و یا آن گروه ارایه می شود، که تاکنون نتیجه ای جز آشفتگی به خود نگرفته است،البته ناگفته نماند در خیلی از موارد هم شاید بتوان تا حدودی به نویسنده های یک اثر ارتباط داد،چرا که در بسیاری از موضوعات از واژه ها معنا و مفهوم دیگری برداشت می شود و شفاف سازی نمی شود که منظور چیست و این عدم شفاف سازی موجب برداشت های متفاوت نزد خواننده می شود که به جای تاثیر گذاری باعث جبهه گیری می شود.
    لذا بر خود واجب دانستم برای جلوگیری از هر نوع شائبه ای ابتدا اعلام کنم که مخلص به عنوان یک شهروند درجایگاه مستقل سخن می گویم و اگر مطلبی را بررسی و احتمالا نقد می نمایم نه از سر جبهه گیری یا وابستگی به این و آن است بلکه نکته نظراتم حاصل مطالعات و تجربه کاری ام در زمینه آموزش و پژوهش و کار در صنعت است و به این امید ارایه می دهم که در صورتیکه در آن اندک دانش و خردی هست و مفید وموثر خواهد بود مورد استفاده شهرم قرار گیرد، اصطلاحی در ادبیات وجود دارد که به آن”مرگ مولف” گفته می شود، به این معنا که هر اثری را می خواهید نقد و بررسی نمایید بدون توجه به صاحب اثر مورد بررسی و نقد قرار دهید.خب من هم سعی ام بر همین است و امیدوارم بتوانم تا پایان این نوشته بر عهد خودم پایبند بمانم چرا که می دانم اگر غیر از این باشد من و امثال من و نویسنده محترم با قلم هایمان به راحتی باعث فریب افکار عمومی و سقوط آنان به دره سادگی وناآگاهی خواهیم شد.بنابراین اگر نقدی هم هست باید علمی، عادلانه و هم به نکات قوت و هم نقاط ضعف اشاره و برای نقاط ضعف اگر راه حلی وجود دارد ارایه شود و تنها زیر سوال بردن صاحب اثر مشکلی را از جامعه و شهرمان حل نمی نماید.
    و حال بر می گردم سر اصل مطلب، یعنی موضوعی که دوست و همشهری گرامی ام در باب آن زحمت نگارش کشیده اند.
    به نظر مخلص نویسنده به نکات مهمی اشاره نموده اند مثلا توسعه باید همه جانبه باشد- متوازن بودن توسعه – اشاره به تغییرات انجام شده در طی سال ها در اوزو آشکار بودن آنها- موفقیت هایی که در زمینه های مختلف مانند کاندیدا شدن برای پایتخت کتاب- موفقیت در دایر کردن موزه اوز شناسی- افزایش دانشگاه ها و مراکز علمی و بسیاری موارد دیگرکه نمی توان آنها را انکار کرداما سوالی که اینجا مطرح می شود اینست که برداشت من نویسنده و مخاطبین من از واژه توسعه چیست؟
    دوست بزرگوارم باید بین توسعه و رشد فاصله گذاشت مفاهیم این دو واژه کاملا از هم متفاوت است.رشد یعنی افزایش در اندازه یا تعداد اما توسعه افزایش شایستگی هاست.رشد یعنی بدست آوردن اما توسعه یعنی یادگیری.رشد یعنی آنچه داریم اما توسعه یعنی چگونه از آنچه داریم استفاده کنیم و با داشتن آنها چه می توانیم انجام بدهیم.توسعه فرآیندی است که در آن توانائیها و اشتیاق و آرزوهای همه را افزایش دهد، توسعه مبتنی بر انگیزش، دانش، درک و خرد است نه مبتنی برثروت و مال.توسعه یعنی خواست بر مبنای تواناییها. بنابراین نمی توان آن را به دیگری تحمیل یا تجویز کردبلکه شبیه درس دادن است که گرچه کسی نمی تواند به جای دیگری یاد بگیرد اما می تواند یادگیری و انگیزه اوراترغیب نمایدوهرچه قدر فردی با نگرش سیستمی توسعه یافته باشدکمتر تحت تایر محدودیت منابع قرار خواهد گرفت.
    لذا دوست بزرگوارم را به این نکته مهم و اساسی جلب می کنم که نباید نگران این باشیم که فلان شخص یا فلان گروه می تواند با نوشتن یا زدن فلان حرف ،مانع از توسعه شود و یا اینکه خوشحال باشیم که دستاودهای فیزیکی و مادی ما همه از جنس توسعه است و یا اینکه بگوییم عده ای دارند فرهنگ را فدای اقتصاد می کنند، متاسفانه باید بگویم خیر! به هیچ وجه توسعه تحمیلی یا تجویزی نیست اما این به این معنا نیست که ما توسعه نخواهیم یافت ، بله روش های علمی توسعه و توسعه همه جانبه و پایدار آنچنان که کشورهای پیشرفته تجربه نموده اند در صورتیکه به شاخص ها و معیارهای آن پایبند باشیم و از اصول آن پیروی نماییم حتما اتفاق خواهد افتاد.بنابراین علاقمند بودم که موضوعی به این زیبایی یعنی فرهنگ را قربانی اقتصاد نکنیم از زاویه المان های توسعه و رشد مورد بررسی و نتیجه گیری قرار می دادید و نه توجه و تمرکز بر واکنش های غیر علمی و دستوری و یا جار و جنجال و هیاهو یی که خواه ناخواه وجود داردو از دیدگاه مخاطبین مقوله با این اهمیت تا این سطح تنزل یابد.
    با احترام و تشکر فراوان ازنویسنده محترم و همه شهروندان عزیزی که این متن را مطالعه می فرمایند

    • هادی صدیقی گفت:

      ممنون از توجهتان جناب دکتر یادگارفرد و نیز نکاتی که در مورد این نوشتار تذکر دادید. بسیار بهره بردم .
      اگر بخواهم کمی موضوع را بشکافم بایستی به تجربه خود از کارهای فرهنگی در شهر اوز بگویم. متاسفانه مواردی که مطرح کردم در اوز جریان دارد و بسیار دیده ام برخی مخالفتها علیرغم آنکه فرموده اید مانع توسعه نمی شود به خاطر دلزدگی فعالان و یا حاشیه نشین شدن برخی از کسانیکه پتانسیل انجام برخی کارها رادارند، سبب شده یک یا چند کار مهم به سرانجام نرسد یا آنگونه که از اول مدنظر بود به انجام نرسد. چنین رفتارهایی در جامعه ای کوچک مانند اوز گاهی منجر به تاخیر در توسعه و رشد شده و می شود. گاهی فرصتی را که به هر دلیلی از دست رفت شاید نتوان به آسانی جبران کرد.

  10. همشهري گفت:

    لازم است مطالب مقاله در ميان خوانندگان به گونه اي برداشت و تلقي شود كه هر گونه اقداماتي كه در سالیان گذشته در اوز صورت گرفته است بيش از ۹۰درصد يا اغلب آنها توسط خيرين اوز تاسيس و احداث شده است كه شايد در هيچ شهر و منطقه اي در ايران مشابه چنين وضعيتي نباشد و علت رويكرد مردم بخصوص خيرين به تاسيس دانشگاه و بيمارستان و اماكن ورزشي، موزه خصوصي، مهمانسراي توريستي، بوم گردي، سينما، تئاتر و به ثبت رساندن لباس گشاد و ساير اماكن و همچنين تاسيس كتابخانه هاي خصوصي و مدارس غير انتفاعي بخاطر قطع اميد از عدم توجه دولت در حمايت از خواسته برحق مردم از جمله درارتباط با ارتقاي اوز و عدم بكار گيري نيروهاي بومي اوز در ادارت اوز ميباشد كه اين مسئله ميتواند در توسعه بخش اوز تاثير داشته باشد.توسعه صورت گرفته در اوز در سالیان اخير متناسب با توسعه ساير شهرهاي منطقه نميباشد و اگر اين اقدامات مردم و خيرين نبود چه بسا شهر اوز از افراد بومي خالي شده بود. اما دلبستگي بيش از پيش مردم اوز به زادگاه و موطن خودشان موجب گرديد كه اوز در جايگاه فعلي باقي بماند . البته مردم خواستار ارتقاي شهر اوز هستند زيرا در راستاي آن انتظار ميرود كه تحول عميق تر و ايجاد اشتغال چشمگير تر را فراهم ايد و ميتواند سرمايه گذاري بيشتري با اطمينان و امنيت مورد نظر توسط دولت و بخش خصوصي صورت گيرد و فعاليتهاي فرهنگي افراد علاقمند نشان دادن توانائي و علاقه مردم به زادگاه خودشان و بالطبع توسعه شهرشان ميدانند. اوز شهري با پيشينه شهري فرهنگي كه داراي سابقه درخشان فرهنگي داشته است اما دوسه دهه اخير از جهاتي مورد بي مهري قرار گرفته است اما تلاش خستگي ناپذير مردمش توانسته در سال گذشته بعنوان شهر خلاق انتخاب گردد و در انتظار پذيرفته شدن بعنوان پايتختي كتاب است تا شايد از اين رهگذر گشايشي در توسعه شهر و جلب توريست و توجه بيشتر مسولين گردد. لذا توسعه شهري و اقتصاد بايد در اولويت قرار گيرد و بموازات آن فعاليتهاي فرهنگي نيز صورت گيرد زيرا فعاليت فرهنگي صرف جوابگوي توسعه اقتصادي و اشتغال وتوسعه نخواهد بود.

  11. همشهری. دلسوز. گفت:

    باتسکر از دکتر. یادگارفرد پیشنهاد میدهم در کامنتها که. مینویسند مسایل. را ساده تر وراحتر بنویسند تا مورد. استفاده. همگان قرار گیرد. مطالب شما بیشتر رسمی. وتتوریک وارکه نشان از تدریس در کلاس با خود . دارد درحالیکه برای مخاطبین معمولی. ادبیات. کلاسیک. واکادمیک چندان. مفهوم نیست. موفق باشید

    • دکتر ناصر یادگارفرد-مشاور کیفیت، محقق و مدرس دانشگاه گفت:

      دوست و همشهری بزرگوارم درود
      سپاسگزارم از تذکر شما، البته بافرمایش شما در رابطه با برخی موضوعات و مطالبی که در سطح عمومی ارایه میشود ، موافقم ولی در باب موضوعاتی که تخصصی تر هستند گاهی امکان اینکه مطالب علمی رابتوان ساده تر نوشت وجود ندارد و یا اینکه آن پیامی را که شما در نظر دارید تا به مخاطب انتقال دهید میسر نمی شود و اگر ازواژه هاو اصطلاحات عامیانه استفاده شود احتمال ایجاد شبهه در آن بیشتر می شود.
      با این حال سعی می کنم هر جا امکانش وجود دارد بر وفق مزاج دوستان عزیزم سخن بگویم.
      باز هم سپاسگزار دوست گرامی

  12. همشهري دلسوز گفت:

    جهت اطلاع همشهريان و بخصوص جوانان دهه هاي ۶۰ تاكنون و در تكميل مطالب خوب آقاي صديقي بايد اضافه شود كه در سالهائي كه اوز فاقد دانشگاه هاي آزاد و پيام نور و دانشكده بهداشت و هنرستان بود و دبيرستان فقط تا مقطع كلاس دهم بود و امكانات آموزشي و كتابخانه و فضاي مجازي و ماهواره و اينترنت و موبايل وجود نداشت، دانش آموزان اوز عليرغم محدوديت هاي بسيار و عزيمت به لار و شيراز، در دانشگاههاي معتبر دولتي ايران و در رشته هاي خوب موفق ميشدند قبول شوند و حتي در ۴۰ سال قبل آموزش و پرورش اوز مستقل بود و دبيران و معلمان مدارس اوز و روستاهاي تابعه اكثرا از افراد بومي اوز بودند اما پس از آن بيش از ۶۰ نفر از بهترين دبيران و معلمان از تدريس و فعاليت در آموزش و پرورش محروم شدند و هم چنين مديريت ادارات برق (آقاي نظافت) و مخابرات ( آقاي حميد خضري ) و بيمارستان اميدوار ( آقاي دكتر خضري يا دادوند) و آموزش و پرورش (آقاي مرحوم كمالي) در دست افراد بومي اوز بود و اكنون بايد اإعان نمود كه در اين زمينه به نوعي پس رفت داشته ايم.و در حال حاضر دانشگاههاي پيام نور و دانشكده بهداشت و بيمارستان اوز عليرغم اينكه توسط مردم خير اوز احداث شده است مديريتش توسط افراد غير بومي اداره ميشود و اكثريت يا كلا كادر آموزشي آنها آن از افراد غير بومي است و وضعيت در اكثريت ساير ادارات هم به همين منوال ميباشد.اين مطالب بدين جهت نوشته ميشود كه مردم از شرايط گذشته جهار دهه قبل اوز بيشتر مطلع شوند و فراموش نكنند.

  13. محمدرسول باغی گفت:

    سلام جناب هادی صدیقی عزیز
    در جواب مقاله شما در سر برگ نشریه “اوز امروز” پاسخ های زیادی دارم ، نه از نقطه نظر ادبی ، از تجربه و از چیزهای که در طول سالیان دراز دیدم ، شنیدم ، لمس کردم ، گفتم و اسرار کردم اما یاری نیافتم، ” من اشتباه میکنم”
    زیاد به عقب بر نمیگردم ، حدود بیست سال پیش که با تاسیس ماهنامه عصر اوز با دوستان همراه بودم ، از ورودتان به جمع ما ، بیشتر با شما آشنا شدم ، شما یک جوان فعال و مستعد بودید ، با هم شروع کردیم ، اگر یادتان باشد ، روال و جهت نشریه مورد نظریات بنده نبود ، انتقادهایی داشتم که جامعه عمل نپوشید ، خصوصی بیشتر با شما صحبت میکردم که بیاییم از مشکلات مردم و انتقاد از مسئولینی که در راستای کمبودهای جامعه گام بر نمیدارند ، صحبت به میان آوریم که متاسفانه ، جهت گیری فرهنگی و طرح “اولین” های جامعه ما شما را به آنسو کشاند ، البته نه فقط شما حتی نمایندگان بر گزیده شورای شهر ما از طرف مردم.
    [ ] البته جانب حق به شما ست ، چون اکثریت شهروندان ما بخاطر نبود امکانات کشاورزی و دامداری از گذشته دور برای کسب کار و در آمد روز مره ، راهی دوردستها ، از کشورهای عربی گرفته تا هندوستان شده اند ، آنها پس از رونق در کار و پیشه اشان ، چون دور دست بودند ، دیگر آنچنان زیاد به رونق کسب و کار در اوز اشتیاقی به خرج ندادند و برای اینکه بتوانند خود را از اوز جدا نبینند به علم و معرفت پرداختند و برای همان فرهنگ دیرنشان همت وافری با کمک شهروندان مقیم اوز ، که باز خود از خارج بهره مادی میبردند ، به خرج دادند و انها فقط توانستند تا آنجایی که در حد توانشان بود مردم مستمند و وحتی کسانی که برای کار راه بجایی نداشتند کمک خیر خواهانه خوبی بسوی آنها راهی کنند و بیشتر در ساخت مساجد و مدارس و کتابخانه ها گام موثری بردارند که جای بسی تشکر و قدردانی دارد، آنها گناهی نداشتند ، چون در وحله اول اقوام خود را فراموش نکرده بودند و در ثانی چون فقط گاهی به اوز سر میزدند و یا خیر، از مشکلات عمده در سر راه پیشرفت شهر اطلاعی نداشتند ، اینجا دیگر گناه ما بود و حق بر گردن ما دارند، که بپرسند چرا از همه جوانب کار در جهت توسعه و آبادانی ، شهروندان مقیم اوز به ما یادآور نشدند که در نظریات و کمکهای مادی ، آنها را بی نصیب نگذاریم، و چرا درجهت دادن این کمکها افراد فعالی در کنار نبودند که با استعانت از دولت جمهوری اسلامی کمکهای خیرخواهانه را به حداقل دو برابر افزایش دهند.
    [ ] و اما بحث از دیدگاه کسانی که نمیتوانند با دید باز و فراتر از فرهنگ ، اوز را در مقایسه با کشورهای غربی و عربی و شهرهای بزرگی مثل تهران ، اصفهان و……..ببینند، صحبت را آغاز میکنم ، هر چند میدانم خسته شدید و میدانم که “من اشتباه میکنم”
    [ ] آنها اوز را با خنج و گراش و بستک و خور و بنارویه قیاس میزنند ، آنها پیشرفت و توسعه را در این شهرهای نامبرده بیشتر می بینند ، آنها توان و استعداد منطقه را با هم می سنجند ، آنها شهرشان را تافته جدا بافته نمی دانند آنها فقط از گذشته یاد نمیکنند از صحبت شایسته بزرگان در تعالی فرهنگ امروزشان بهره میبرند، اغراق نمیکنند ، رو سر نمیرارند زیاد تعریف و تمجید نمیکنند ، زیاد ثنای گوی کسی نمیشوند که شاید حس خوبی هم از این تحسین ها نداشته باشد و باعث رنجششان هم بشود، بعنوان مثال مثلاً شاید خیری که از صمیم قلب و در راه خدا به زادگاهش یاری میرساند حداکثر برای تشویق فرزندان و مردمش به یک تابلو با نام خود بسنده کند و دیگر نیازی به تعریف و تکریم نداشته باشد.
    [ ] بله آنها اگر واهمه از یک خط فرهنگی خاص نداشتند ، و صاحب نشریه ای میشدند ، مطمئن باشید آنرا مزین به عکس و حتی عکسای تکراری نمیکردند که به اعتقادشون متصور شوند که نسل های آینده فقط آنرا ورق میزنند مثل عصر کنونی که فقط یادی کنند از گذشته و پیشینیان خود کردند.
    [ ] اکنون از وحدت و پشتکار در شهرهای همجوار گراش و خنج بگویم که با تلاش و همت خود در جهت توسعه و پیشرفت شهرشان قدم بر داشتند و در کمتر از بیست سال از روستا به شهرستان ارتقا پیدا کردند، باید گفت آیا از فرهنگ ، عقب مانده اند، چه جوابی میتوان داد آیا آنها اکنون به کتابخانه های بزرگ با همه امکانات رفاهی جهت مطالعه،و به فرهنگ سراه های مجلل و کاربردی و پارکهایی همسان با شهرهای بزرگ ایران دست نیافته اند و چندان های زیادی که از قلم قاصر و وقت ذیق.
    [ ] دوست عزیز ، بیاد دارم روزی که شاید چندی از انتشار عصر اوز نگذشته بود, در سالن الزهرا جلسه ای داشتیم یادم نیست حضور داشتید یا خیر ، چون یک نشریه ای بنام “عصر خنج” در خنج منتشر شده بود ، نسبت به طرز تبریکی که از جانب عصر اوز به عصر خنج داده شده بود، شایسته ندانسته و اعتراض کردم ، به این ترتیب که گفتم تا کنون خبرنگاران خنج ، شهرت خنج به روزنامه های کثیرالانشار کشور از جمله خبر در فارس وکیهان سراسری رسانده اند بدون اینکه عکسی از خبرنگاران و تبلیغی برای شهرتشان به رخ کشیده باشند، بله آنموقع با صراحت تمام گفتم با این رویه که ما در پیش گرفتیم خنج پس از گذر از بخش به شهرستان ارتقا پیدا میکند ولی ما در جا خواهیم زد.
    [ ] باز هم میدانم شما منظور شمای نوعاً میگویید :
    [ ] ” من اشتباه میکنم”
    [ ] محمدرسول باغی ۹۷/۳/۵
    [ ]
    [ ]
    [ ]
    [ ]
    [ ]
    [ ]
    [ ]

    • هادی صدیقی گفت:

      ممنون از توجهتان جناب باغی عزیز و ممنون از دل‌مشغولی که نسبت به شهر و منطقه داشته و دارید. دلمشغولی‌ها شما را می دانم و همواره تحسین کرده ام.
      صحبت من اما در این مقاله چیز دیگریست. اگر بخواهم مطلب آن مقاله بلند را خلاصه کنم در چند جمله هدف این بوده که بگویم بایستی هر کسی در حیطه کار خویش و تخصص اش کار کند. اگر مانع یک یا گروهی از فعالین فرهنگی در انجام امور فرهنگی شویم یا آنها را در کاری که انجام می دهند دلسرد کنیم، آیا سبب می شود رونق اقتصادی به شهر باز گردد یا آن رونق فرهنگی حال پر جنب و جوش باشد یا حداقلی از رونق را داشته باشد، را نیز از دست خواهیم داد؟!
      بگذاریم اهل فرهنگ کار خویش را انجام دهند و اهل اقتصاد کار خویش را. چرا که دنیای امروز دنیای تخصص هاست.
      عدم رونق اقتصادی و عدم اطلاع رسانی در آن زمینه که می فرمایید به خود کاسبان و فعالین اقتصادی بر می گردد که شاید آنچه بوده مطرح و یا طرح نکرده اند تا اهل رسانه آنرا بازگو کنند.
      کسیکه کار فرهنگی می کند تخصصش کار فرهنگی است حال اگر از او بخواهیم در حیطه اقتصاد وارد شود، هم سبب می شویم بخش فرهنگ صدمه ببیند و هم ممکن است کار اقتصاد صدمه بیند. چرا که عدم تجربه در کسب و کار آزاد و شناخت اقتصاد ممکن است فعال فرهنگی را گمراه کند و نظریه هایی بدهد که نه تنها مفید باشد بلکه بالعکس ضرر را دوچندان کند. خود بارها شنیده ام نظریه های اقتصادی مردود از سوی فعالین فرهنگی که از عدم شناخت آنها از وادی کسب و کار بود. عکس این موضوع نیز می تواند صادق باشد.
      پس بنظرم بهتر است برای توسعه همگن و متوازن مانع یکدیگر نشد و هر کس در هر زمینه فعال و مشغول بکار است را تشویق کرد و از جمعیت خاموش نیز خواست به میدان آمده نظریات جدید ارایه دهند.
      باز هم از وقتی که گذاشتید ممنون و متشکر هستم

    • همشهري گفت:

      جناب آقاي باغی سلام با عرض پوزش هرچه سعي كردم مطالب و منظور شما درك كنم متوجه نشدم .شايد درك من قاصر باشد كه اميدوارم اين چنين باشد اگر امكان دوباره دارد مطالب بصورت خلاصه و هدفتان را در چند جمله بنويسيد كه بلاخره منظورتان چه بود و بايد چكار كرد. به فرهنگ توجه شود يا به اقتصاد بيشتر توجه شود يا هردو .هدفتان از اسم بردن از تهران اصفهان و شيراز و خنج گراش چه بود متوجه نشدم با تشكر

  14. به کامنت گزاران محترم گفت:

    لطفا کمی گوتاهتر ومفید تر بنوسید وبه لب مطلب راحتر وبی حاشیه اصافی بپردازید تا مخاطبان بهتر استفاده نمایند با تشکر

  15. شهروند گفت:

    ممنون از اقای صدیقی بابت مطلب مفیدشون. با کلیت مطلب موافقم اما خود من که فردی اهل مطالعه هستم هم دیدگاه چندان مثبتی در رابطه با اینگونه فعالیتها ندارم. یکی از دلایلم این است که پس از چند سال ، ثابت شده که این کارها به شدت نمادین هستند و در واقع کمک چندانی به ارتقا فرهنگ کتاب خوانی نشده در حقیقت انگار فقط داریم تلاش میکنیم که عنوان پایتختی کتاب را به هر زور و ضربی که شده بگیریم! و از سوی دیگر بنده خود با برخی از افراد فعال در این زمینه سروکار داشته ام و شدیدا معتقدم اولین نمود کتابخوان بودن و بافرهنگ بودن را باید در رفتار و اخلاق خود شخص دید اما متاسفانه گویا برخی از دوستان فعال در این زمینه،تنها تاثیری که از فعالیت در این زمینه گرفته اند، رشد غرور کاذب بوده! ساده تر بگویم: رفتار، اطلاعات و برخورد برخی از دوستان فعال در این زمینه هیچ رنگ و بو و اثری از کتابخوان بودن نداشته و این خود اولین گواه بر کم اثر بودن حرکتهای نمادین است!

  16. از بلوکات اوز گفت:

    بالاخره پس ازاینهمه. اظهار نظر معلوم شد که. اقتصاد یک شهر. زیر بنا. جامعه است. وفرهنگ یک کار. روبنایی است ومردم اوز اقتصاد. رامهم میدانند

نظر سنجی
Sorry, there are no polls available at the moment.
آخرین نظرات
  • با سلام خدمت. دوست عزیز گراشی. لطفا. شما به عنوان همسایه یه چیزی بگویید ما اوزیها که هر چقدر میگوییم که چرا همه فعالیتها به طرف کارهای فرهنگی است گوش. شنوایی وجود. ندارد....
    اوزی خطاب به. گراشی در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • چند جلد كتاب اهدا شده است ؟ بهتر بود يك سري از اين كتابها هم به كتابخانه اصلي شهر هم اهدا ميشد.تا بيشتر مورد استفاده افراد قرار گيرد . در اين مورد لازم است اداره فرهنگ و...
    همشهري دلسوز در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • خدمت برادر گراشی عزیز علت مهاجرت ما اوزی ها عدم تخصیص مناسب بودجه با توجه به جمعیت نسبت به شهرهای مجاور گراش و خنج . عدم اشتغالزایی به علت عدم تخصیص بودجه . عدم وجود ادار...
    شهروند در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • از عناوین پشت جلد کتابها مشاهده میشود که کتابهای خوبی به کتابخانه موزه اهدا شده است دستشان درد نکند.ا ز عناوین برخی کتابها چنین برمیآید که بعضی از آنها از کتابهای نفیس می...
    همشهری دلسوز در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • با سلام. هشت سال و اندی از شهرستان شدن گراش می گذرد در طول این سال ها از جمعیت اوز کاسته شده ولی جمعیت گراش افزایش یافته هست.علت مهاجرت اوزی ها چیست و عدم مشارکت انان چیس...
    گراشی در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • بازهم. اوز. بازهم کتاب. وکتابخانه وبازهم. موزه. و فعالیتهای فرهنگی. تکراری. و....... اما دریغ از سایر فعالیتهای اجتماعی. واقتصادی که در دیگر. شهرهای. مجاور ما. در جریان....
    کارمند دلسوز در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • از فعالین عرصه فرهنگی تشکر میکنیم پیشنهاد. دارم بک همت. جمعی برای کارهای. عمرانی. وتوسعه وپیشرفت در ذمینه های دیگر اجتماعی. واقتصادی. در اوز. ایجاد. شود تا توجه. سرمایه گ...
    مهندس عمران ساکن در اوز در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • بسیار خوب. وقابل ستایش است. فعالیتهای همشهریان. عزیز. اما. شورای شهر. باید. برای. اسقرار. دادگاه. ثبت اسناد. وشبکه بهداشت. ودرمان. برنامه. داشته. باشد. وباید. از طریق. سخ...
    شهروند اوزی در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • تعدادی از کتابها بعنوان کتاب مرجع میباشند که باد در حفظ و نگهداری انها دقت شود و قابل امانت دادن نیستند و فقط در محیط کتابخانه قابل استفاده خوانندگان و علاقمندان میباشد...
    همشهری دلسوز در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • کیفیت تحصیلی دانشگاه آزاد الان از مقطع ابتدایی دهه شصت که ما تحصیل می کردیم پایین تر است....
    همشهری در مطلب: برگزاری امتحانات نیمسال دوم در دانشگاه پیام نور اوز