دوشنبه ۰۴ تیر ۱۳۹۷
 |  ۴/ خرداد/ ۱۳۹۷ - ۱۱:۳۵
  |   نظرات: 14 نظر
471 بازدید

ذهن‌های خلاق، ذهن‌های دیکتاتور

آرش فقیهی: ذهن خلاق از سر چشمه تفکر زاده می‌شود و جریان پژوهش آن را به دریای علم و دانش منتهی می سازد. در جامعه امروز بنا به دلایل متعدد تاریخی و اجتماعی نه تنها اندیشیدن نهادینه نشده است، بلکه  به طرق مختلف در جهت عکس آن عمل می‌شود. به بیان دیگر  رفتار هایی را مشاهده می‌کنیم که حاصل تفکر منطقی نیست و اغلب از خودمحوری و چه بسا خود شیفتگی ناشی می گردد. بی تردید آثار مخرب و پیامدهای منفی این‌گونه رفتارها می‌تواند کلیه فعالیت‌هایمان را به بیراهه بکشاند و آینده ای تاریک برایمان رقم زند.

پیش از بیان نحوه عملکرد ذهن خلاق، ذکر برخی از این خصوصیات رفتاری می‌تواند مسئله را شفاف تر نماید.

 *اولویت بخشی منافع فردی بر منافع جامعه: نمی‌توان خصوصیتی بهتر از این را برای خودشیفتگی بیان کرد چرا که فرد خود را محق تر از تک تک افراد جامعه می‌داند. البته که ما در جامعه ای رقابتی زندگی می کنیم و هرکس می‌تواند برای پیشرفت خود دست به تلاش بزند اما اشکال کار آنجاست که بخواهیم مسیر را میان بر طی کنیم و از جیب دیگران برداشته و به جیب خود اضافه نماییم. این اولویت بخشی همیشه جنبه مادی پیدا نمی‌کند، اما زیاده خواهی در هر شکل و فرمی می‌تواند زمینه ساز انواع فسادهای مادی و فرهنگی باشد به طوری که در نهایت این فساد در تک تک تصمیمات ما رخنه خواهد کرد و ممکن است تصمیمات مفیدمان را نیز به تباهی بکشاند.

  • دانای کل دانستن خود: همه چیز را می دانیم در حالی که هرگز در پی افزایش آگاهی یا مطالعه نبوده ایم. در واقع یاد نگرفته ایم  به مسائل به صورت متفکرانه و متفحصانه نگاه کنیم ؛ به جای عبور از مسیر پژوهش، با اطلاعات محدود خود خیلی زود به نتیجه  نهایی  می‌رسیم و ذهن را بر روی آگاهی بیشتر می‌بندیم. یا این‌که اطلاعات جدید را نیز فدای همان نتیجه گیری اولیه نموده و بر مبنای آن تفسیر می‌کنیم.

  • دسته بندی: فعالیت ها را باید ما و دوستانمان انجام بدهیم و اگر دیگران همان کار را انجام بدهند، از دید ما ارزشی ندارد. تا جایی که کوچکترین فعالیت اطرافیان خود را چنان بزرگ جلوه داده که گویی موفقیت بزرگی کسب شده در حالی که سایرین را نادیده می‌گیریم و یا به تخریب آنها می‌پردازیم. اصلا چرا باید کلمه جناح بندی در شهر ما به کار برده شود؟ در  شهری که فعالان اجتماعی آن به هزار نفر نمی‌رسد  و همگی در جهت هدفی واحد دست به تلاش می‌زنند ؛ دیوار کشی و گل آلود کردن فضا به چه منظوری می‌تواند انجام شود؟ این‌گونه رفتارها یا منفعت طلبانه هست یا از خود شیفتگی ناشی می‌شود که در هر دو صورت پیامدهای مخربی به دنبال خواهد داشت.

  • مغزهای اجاره ای: کافیست استقلال فکری خود را کنار بگذاریم و هرچه فلان دسته گفت را صحیح پنداشته و صحبت‌های سایرین را فاقد ارزشِ شنیدن بدانیم. آن‌گاه می‌توان گفت مغز یا به قول قدیمی ها بالاخانه را اجاره داده ایم. این مورد را می‌توان زایده توامان اضمحلال فکری و دسته بندی دانست.

  • بزرگنمایی عیوب دیگران در جهت توجیه خود: انتقاد از مهمترین عوامل رشد جامعه و حرکت رو به جلو می باشد. اما دست گذاشتن مداوم بر نقطه ضعف سایرین از ما فردی شایسته نخواهد ساخت. هنر این است که با وجود ضعفمان بتوانیم در کنار یکدیگر کاری انجام دهیم و با تخریب دیگران راه به جایی نخواهیم برد.

  • ترویج دیدگاه رادیکال: یک جانبه نگری افراطی در مسائل به گونه ای که اگر یک انتقاد یا تمجید از سوی فردی انجام شد، فورا اورا اسیر دسته بندی هایی که خود به وجود آورنده آنها هستیم،  نموده و اورا خودی یا غیر خودی بنامیم.

  • هوچی گری و جوسازی به جای منطق و استدلال: نگاهی یکسویه و تاکید بر بخشی از واقعیت ؛ سپس در بوق و کرنا کردن آن به گونه ای که سر و صدای زیاد مانع توجه به ابعاد دیگر مسئله شود. حال این‌که اگر موضوعی فی النفسه خوب باشد به راحتی با اقبال عمومی مواجه خواهد شد.

  • توسل به دروغ: اکثر موارد ذکر شده قبلی بر مبنای برداشت و تصویر سازی غلط از واقعیت به وجود می آید. ممکن است کار به جایی برسد که واقعیت را متوجه شویم اما همان جو سازی ها و دیدگاهای رادیکال  به ما می قبولاند که نباید این واقعیت را پذیرفت. پس به ناچار به دروغ متوسل می‌شویم.

  • دیکتاتور کوچولوها: از بیان خصوصیات قبلی می‌توان متوجه شد که مقصود از ذهن دیکتاتور چه بوده و ممکن است هرکدام از ما اسیر اینگونه کنش هایِ رفتاریِ بر آمده از ذهن، شده  باشیم. مورد آخر به افرادی اختصاص می یابد که همان ذهنیت و همان خصوصیات رفتاری را دارند، اما شرایط جامعه  یا توانایی کمتر آن‌ها نسبت به سایرین موجب شده در پست های مهم و جایگاه افراد تصمیم گیرنده قرار نگیرند. در این شرایط چاره ای جز قرار گرفتن در سیاهی لشکر چنین  افرادی  ندارند. بنابرین  آب ندیده وگرنه شناگران ماهری هستند. از آن‌جایی که علاقه به اعمال نظرات یکسویه و فرمانبرداری دیگران از خود دارند، خود نیز تبدیل به فرمانبرانِ بسیار خوبی می‌شوند به نحوی که کاملا مطیع سردمدارانشان خواهند بود و هرگونه انتقاد به آنها را توهین به شمار خواهند آورد. به عبارت دیگر خود را در شَبَهی از آرزوی خویش که آن را ممکن نیافته ، غرق می‌نمایند.

 

ذهن  خلاق:  همان‌طور که در ابتدا گفتیم ذهن‌های خلاق بر پایه “اندیشیدن” بنا شده اند. ذهن خلاق از نگاهی متفکرانه برخوردار است و پژوهش وارانه عمل می‌کند. به این صورت که هر ایده و موضوع مطرح شده را بدون توجه به اینکه گوینده آن چه کسی باشد؛ وارد یک فرایند فکری کرده و به بررسی آن می پردازد.

فرایند فکری ذکر شده منجر به نتیجه گیری های اولیه در ذهن می‌شود. این روند فکری یعنی مسیری که در ذهن برای رسیدن به نتایج اولیه طی میشود را می‌توان استدلال نامید. استدلال یا گواه آوری  در واقع  ترکیب قانونمند قضیه های معلوم برای دستیابی به قضیه های تازه می باشد. یعنی  ذهن بین چند معلوم ارتباط برقرار می‌کند تا از پیوند آنها نتیجه زاده شود.  پس تا اینجا ذهن به  نتایج اولیه بر مبنای یک یا چند استدلال میرسد. اما  مهمترین قسمت ماجرا که موجب رهایی یافتن از خصوصیات ذهن دیکتاتور میشود چیست؟

همانطور که گفتیم استدلال بر دوپایه استوار است. «میزان آگاهی» و «فکر کردن یا اندیشیدن»

آگاهی در واقع دانستن تعداد هرچه بیشتر معلوم هاست که با ترکیب کردن آنها می‌توان ” فکر کردن” را انجام داد. بنابرین مهم‌ترین قدم برای رسیدن به استدلالی  با کیفیت تر، افزایش آگاهی در هر موضوعیست. تعداد معلوم هایی که می‌توان به آنها استناد کرد، بی نهایت است و هرچه تعداد بیشتری از آنها را بدانیم ، به استدلال  بهتری دست خواهیم یافت.  مهمترین رکن افزایش آگاهی نیز مطالعه می‌باشد که  ذکرآمار و ارقامِ فاجعه بار آن  از موضوع این نوشته خارج است.

قدم بعدی ترکیب کردن معلوم‌هاست. کافیست همه معلومات خود را از زوایای مختلف مد نظر قرار دهیم و نه صرفا بخشی از آنها را.

 نگاه فکورانه همواره با خروجی  استدلال همراه خواهد بود. بنابرین اگر خواسته ای یا ایده ای در ذهنمان مطرح شد که توانایی آوردن دلیل برای آن را نداشتیم ، باید  شک داشت که آیا آن ایده برخواسته از تفکر بوده است  یا مسائل دیگر.

بنابرین هرچه دانش و آگاهیمان افزایش یابد به نتایجِ اولیهِ بهتری دست خواهیم یافت و دارای استدلال با کیفیت تری نیز خواهیم بود . اما داشتن استدلالی با کیفیت پایان کار نیست. چون هیچ فردی نمی‌تواند ادعا کند که تمامی دانش های مورد نیاز مربوطه را می‌داند. اگر هم به فرض بداند لزومی ندارد بتواند بهترین ترکیب ممکن را بین آنها انجام دهد. 

زمانی جامعه به پویایی لازم برای توسعه دست می یابد که اجازه دهیم استدلال های مختلف بیان شود و با نگاهی جامع تر به ترکیب خلاقانه استدلال هایی که هر کدام از کیفیت مطلوبی برخوردار هستند، بپردازیم . بنابراین بارها و بارها می‌توانیم فرایند فکری ” اندیشیدن”  را تکرار کنیم تا با خرد جمعی از نتایج اولیه به نتیجه گیری نهایی نزدیک شویم. گاه ممکن است این فرایند سالها زمان ببرد یا اینکه تجربه های جدید موجب افزایش آگاهی بیشتر شود که  به اصلاح تصمیمات بیانجامد. در نهایت به جای تکرار تفکر های قدیمی و فرسوده  در یک چرخه دائمی اندیشیدن و اصلاح مداوم  نتایج  قرار خواهیم گرفت.

شکل گیری تصمیمات جمعی با تضارب آرا که مقابل هم قرار دادن استدلال هاست، ( و نه مقابل هم قرار دادن اشخاص) پدید می آید. بدین منظور می‌بایست نگاهی عمیق و جامع به موضوعات اساسی داشت و پیش رفتن بر مبنای ایده اولیه می‌تواند زیان های جبران ناپذیری را برایمان به بار بیاورد.

ایده اولیه نیاز به کارشناسی دارد. کارشناسی در واقع  استدلال‌های تخصصی مربوط به هر شاخه می‌باشد که  توسط افراد متخصص ارائه می‌شود. سپس استدلال‌های کارشناسانه می‌تواند با توجه به سایر جنبه ها مورد بازنگری قرار گیرد و در نهایت به یک طرح تبدیل شود. در یک طرح  کلیه موارد و جوانب مربوطه سنجیده می‌شود و مزایا، معایب ، هزینه ها، بازدهی و همچنین مراحل انجام آن به صورت قدم به قدم، بیان خواهد شد. 

اگر بیاموزیم و بپذیریم در مسیرهای کارشناسی شده که بر پایه استدلال‌های متعدد بنا شده اند، گام برداریم ؛  در شاهراه پیشرفت قرار خواهیم گرفت که لازمه آن تقویت گفتگو در جامعه است.

راهکار این است که بودجه ای برای تشکیل یک گروه از افراد متخصص بومی و غیر بومی تخصیص داده شود که این گروه بدون وابستگی به هیچ ارگان و نهاد تصمیم گیرنده ای، صرفا به فعالیت علمی و پژوهشی بپردازد. به این صورت که کلیه ایده ها و نظرات موجود در شهر را جمع آوری کنند  و مسائل اساسی ما را مورد بازنگری قرار دهند.  گمان نمی‌کنم مسائل اساسی پیش رویمان به بیش از تعداد انگشتان ۲ دست برسد و این گروه طی یک پروسه پژوهشی، این مسائل را مورد بررسی قرار داده و پس از اولویت بندی، به کارشناسی حداقل نیمی از آنها بپردازد و در هر مورد از افراد خبره همان شاخه استفاده نماید. این فعالیت ها منجر به ارائه طرحی جامع در هر زمینه خواهد شد.

 

این کار چراغ  اندیشه و اندیشیدن را در جامعه روشن خواهد کرد و مسیر استدلال را به ما نشان خواهد داد چرا که در هر طرح کلیه اطلاعات و دلایل مخالف و موافق جمع آوری و  شیوه  اجرا آنها به صورت مرحله به مرحله بیان خواهد شد. بنابرین یک کلاس آموزشی در مورد نحوه پرداختن به ایده ها و مسائل جامعه است.  ما   با نحوه استدلال ، ارائه طرح و تصمیم گیری جمعی آشنا م‌یشویم و می آموزیم که چگونه بایستی سایر طرح‌ها و ایده ها  را بپرورانیم  و بر مبنای آن تصمیم گیری کنیم.

جدای از این، مراجع تصمیم گیرنده می‌توانند بر پایه این اطلاعات علمی ، تصمیمات بهتر و روشن تری را در جهت توسعه شهری و اجتماعی اتخاذ نمایند.این طرح ها می‌تواند در قالب برنامه ای ۲۰ ساله به عنوان طرح جامع توسعه شهری و اجتماعی بگنجد و به این ترتیب  مراحل و مسیر های مورد نظر را بر مبنای  یک برنامه ریزی مطالعه شده طی نماییم.

اگر چه زیبایی ها و ویژگی های متعالی این شهر در منطقه زبانزد بوده اما چندین سال است که در شاخص های مهم آموزشی، درمانی، اقتصادی و شهری عقب افتاده ایم و در راستای بهبود آنها نیازمند  ارائه طرح‌های علمی و برنامه ریزی دقیق در جهت اجرای آنها می باشیم . بیایید دریچه افکار خود را بگشاییم تا با تجلی گفتگو و استدلال در جامعه، شعشعه خردورزی بر شهرمان پرتو افکند و با نگاهی عمیق تر توسعه و اعتلای اوز را ممکن سازیم.

 

 

 

 

 

 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

14 Responses to “ذهن‌های خلاق، ذهن‌های دیکتاتور”

  1. احمد گفت:

    مقاله بسیار کاربردی و کاملی بود ان شاالله بتوانیم با بکار گیری راههای صحیح و منطقی که ایشان بطور کامل و اساسی توضیح داده اند در جهت توسعه و ارتقای شهرمان گامهای موثری برداریم .احسنت به چنین جوانان پخته و لایقی که میشود به طرز فکر آنها تکیه کرد برای پیشرفت شهر .خدا حفظش کند.

  2. همشهري .. گفت:

    از جناب آقاي آرش فقيهي بخاطر تهيه اين مقاله علمي تشكر ميكنم و پيشنهاد دارم كه مقالاتشان با مفاهيم و بيان ساده تر و كاربردي تر تهيه و ارائه نمايند به نظر من نيمه اول مطالب بيشتر تئوريتيكال بود و نيمه انتهايي آن بيشتر جنبه كاربردي تر داشت و براي اينكه مطالب بيشتر مورد استفاده طيف وسيع تر خوانندگان قرار گيرد هر چه ساده تر و كاربردي تر تهيه نمايند مفيد تر خواهد بود. مطالب تئوري تر بيشتر بايد در كتب و مجلات علمي منتشر شوند چون مخاطبان آن افراد متخصص خواهند بود و بيشتر مورد استفاده آنان قرار خواهد گرفت. اما براي استفاده عمومي لازم است جنبه كاربردي تر با بيان و مفاهيم ساده تر و با ذكر مثال تهيه و ارائه شود و اين توانائي نشان ميدهد در ايشان وجود دارد

  3. هادی صدیقی گفت:

    درود بر شما آرش عزیز. جوان خوشفکر و خوش آتیه اوز. به مباحثی اشاره کرده اید که بسیار بجاست و نیاز فهم آن در جامعه امروز.
    اگر این مقاله را پیش چشمانمان بگذاریم و به نکات آن توجه کنیم، جامعه ای زیباتر و بهتر برای زندگی خواهیم ساخت.

  4. احسان گفت:

    آفای احمدی فقط تعاریف را بالا نیار . از شما بعیده .

  5. احسان گفت:

    سلیقه ای عمل میشود . حرفی ندارم .

  6. اردشیر گفت:

    درود بر آقای فقیهی که واقعا به موارد کاربردی و منطقی توجه دارند .امیدواریم با زهم شاهد درج اینگونه مقالات اساسی در جراید اوز باشیم.

  7. مصطفی ملتفت گفت:

    خوشحالم از اینکه در اوز از هم نسلانم (هفتادی ها) هستند کسانی که دست به قلم می شوند و گاها مثل آرش عزیز فرهنگ رفتاری و کنش ورزی ما را روانکاوانه تشریح می کنند.
    تکثر و تنوع فکری در هر محیطی امری است بدیهی و طبیعی! و هر فرد یا گروه فکر خود را منطقی و با استدلال می داند، و فکر دیگری را باطل و با پشتوانه منطقی ضعیف! بنظرم جایگزین تخریب می تواند “پرورش تفکر نقادانه” و “خودانتقادی” باشد که در جای جای این مقاله میشد آن را دید.
    البته نباید این موضوع مهم را فراموش کرد که ” فضای انتقاد” هم باید مهیا باشد؛ که گاها میبینیم بدلیل نبود یا کمبود چنین فضایی افراد دست به تخریب و بدگویی میزنند.
    یکی از راهکارهایی که به ذهن بنده می آید شاید بتوان گفت این باشد: افرادی که جایگاهی نزد مردم و یا مسئولیتی در جایی دارند، پیشگام ساختن این فضا باشند؛ که البته این نیاز به صبوری و از خودگذشتگی دارد، چون “نقد” به مذاق انسان ها خوش نمی آید، و همه به دنبال تحسین و کف و سوت هستند.
    البته دور از انصاف است اگر به دوره های “پرسش و پاسخ مسئولین با مردم” به عنوان اولین گام مثبت در این جهت اشاره ای نکنم.

  8. علی گفت:

    مطالب بسیار اموزنده بودو به همه نکات اشاره شده بود 👌

  9. محمد گفت:

    بسیار عالی بود خواهشمندم به چنین جوانانی بها داده شود و اگر هم انتقادی هست بر طبق اصول انتقاد کامنت بگذارزد .عده ای همیشه عادت به تخریب دارند بر علیه فعالان اجتماعی

  10. منتقد گفت:

    متاسفانه باید بگم حق با احسانه

  11. منتقد گفت:

    مدیریت محترم سلام
    بنده نمیدونم پیامم حاوی چه مطلب اهانت امیزی بوده که بالا نمیارید در صورتیکه توهین به خانم اعزیزیان و برخی از فعالین شهر را به راحتی بالا می اورید
    ایااینکه رفتار نویسنده محترم در ابام انتخابات با مطلب نوشته شده در تناقض کامل میباشد توهین به شخص میباشد

    • مدیریت گفت:

      این مطلب قضاوت و ورود به حریم شخصی افراد است. در نقد مطالب باید به محتوا فارغ از این که نویسنده کی هست، بپردازیم.

  12. م. حق شناس گفت:

    متاسفانه این رفتارها در شهر قابل مشاهده است و چقدر خوب این ویژگی ها را که در اوز و نقاط دیگر کشور وجود دارد را توضیح دادنه اند و راه جایگزین ان را نیز به خوبی تشریح کرده اند.
    احسنت بر چنین جوانان فهمیده و پردانشی باید به وجودشان افتخار کنیم

نظر سنجی
Sorry, there are no polls available at the moment.
آخرین نظرات
  • با سلام خدمت. دوست عزیز گراشی. لطفا. شما به عنوان همسایه یه چیزی بگویید ما اوزیها که هر چقدر میگوییم که چرا همه فعالیتها به طرف کارهای فرهنگی است گوش. شنوایی وجود. ندارد....
    اوزی خطاب به. گراشی در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • چند جلد كتاب اهدا شده است ؟ بهتر بود يك سري از اين كتابها هم به كتابخانه اصلي شهر هم اهدا ميشد.تا بيشتر مورد استفاده افراد قرار گيرد . در اين مورد لازم است اداره فرهنگ و...
    همشهري دلسوز در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • خدمت برادر گراشی عزیز علت مهاجرت ما اوزی ها عدم تخصیص مناسب بودجه با توجه به جمعیت نسبت به شهرهای مجاور گراش و خنج . عدم اشتغالزایی به علت عدم تخصیص بودجه . عدم وجود ادار...
    شهروند در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • از عناوین پشت جلد کتابها مشاهده میشود که کتابهای خوبی به کتابخانه موزه اهدا شده است دستشان درد نکند.ا ز عناوین برخی کتابها چنین برمیآید که بعضی از آنها از کتابهای نفیس می...
    همشهری دلسوز در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • با سلام. هشت سال و اندی از شهرستان شدن گراش می گذرد در طول این سال ها از جمعیت اوز کاسته شده ولی جمعیت گراش افزایش یافته هست.علت مهاجرت اوزی ها چیست و عدم مشارکت انان چیس...
    گراشی در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • بازهم. اوز. بازهم کتاب. وکتابخانه وبازهم. موزه. و فعالیتهای فرهنگی. تکراری. و....... اما دریغ از سایر فعالیتهای اجتماعی. واقتصادی که در دیگر. شهرهای. مجاور ما. در جریان....
    کارمند دلسوز در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • از فعالین عرصه فرهنگی تشکر میکنیم پیشنهاد. دارم بک همت. جمعی برای کارهای. عمرانی. وتوسعه وپیشرفت در ذمینه های دیگر اجتماعی. واقتصادی. در اوز. ایجاد. شود تا توجه. سرمایه گ...
    مهندس عمران ساکن در اوز در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • بسیار خوب. وقابل ستایش است. فعالیتهای همشهریان. عزیز. اما. شورای شهر. باید. برای. اسقرار. دادگاه. ثبت اسناد. وشبکه بهداشت. ودرمان. برنامه. داشته. باشد. وباید. از طریق. سخ...
    شهروند اوزی در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • تعدادی از کتابها بعنوان کتاب مرجع میباشند که باد در حفظ و نگهداری انها دقت شود و قابل امانت دادن نیستند و فقط در محیط کتابخانه قابل استفاده خوانندگان و علاقمندان میباشد...
    همشهری دلسوز در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • کیفیت تحصیلی دانشگاه آزاد الان از مقطع ابتدایی دهه شصت که ما تحصیل می کردیم پایین تر است....
    همشهری در مطلب: برگزاری امتحانات نیمسال دوم در دانشگاه پیام نور اوز