شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۶
 |  ۲۱/ آبان/ ۱۳۹۶ - ۷:۴۹
  |   نظرات: 2 نظر
194 بازدید

به بهانه روز کتاب‌خوانی و کتابدار/ نامهربانی با یار مهربان

فاطمه کمال‌نژاد: مدتی است که حال یارمهربان خوب نیست. دیگر کسی مثل قبل نمی‌خواهدش و مثل قبل با یار مهربان، مهربان نیست. بهتر است بگویم دیگر کسی مثل قبل برایش تره هم خُرد نمی‌کند. دیگر مثل ده، بیست سال قبل صدرنشین قفسه‌های خانه‌ها نیست. آن‌هایی که در قفسه‌های کتابخانه‌ها هستند هم وضعشان بهتر نیست و خیلی‌هایشان گَرد می‌خورند؛ جز یک عده‌شان که به اسم کتاب‌های کمک‌آموزشی و تست و کنکور شناخته می‌شوند که کم‌وبیش هنوز خریداری می‌شوند و بین نوجوانان و جوانان بنا به‌اجبار برای پیشرفت تحصیلی دست‌به‌دست و خوانده می‌شوند.

کتاب‌های کمک‌آموزشی نوظهور هستند و مثل داستان و تاریخ و ادبیات و… ریشه و اصالت ندارند. فقط خاص قشر دانش‌آموز و دانشجو هستند، ولی بازارشان چندین سال است که خوب است. به عقیدۀ بسیاری، مطالعۀ کتب آموزشی هم به‌سهم خود خوب است؛چراکه موجب نهادینه کردن عادت مطالعه در بین کودکان و نوجوانان می‌شود. 

درب دکان داستان، تاریخ و ادبیات و… را کتاب‌های کمک‌آموزشی تخته نکرد. به باور خیلی‌ها درب دکان این کتاب‌ها را فضای مجازی بست. فضای مجازی که آمد،آن‌قدر جذابیت داشت که از جذابیت کتب کاغذی کاست.سرزدن به فضای مجازی اولش تفریح بود اما بعد بسیاری به آن معتاد شدند و وقتی برایشان نماند که یادی کنند از یار مهربان و به گفتۀ سعدی: «که یاران فراموش کردند عشق».

به هر حال، حال بد کتاب، خاص یک منطقه یا شهر و دیار نیست. امروز در همه جای گیتی، حال یار مهربان بد است، و هر کسی برایش درمانی می‌گوید تا شاید حالش بِه شود.گاهی این درمان‌ها موقت است و گاهی هم درمانی گفته می‌شود که در درازمدت نتیجه حاصل می‌گردد. گاهی درمان‌هایی گفته می‌شود که بهبودی در آن دیده نمی‌شود، ولی موجب می‌شود حالش از این بدتر نگردد، و گاهی درمانی گفته می‌شود که پیشگیرانه است و برای سال‌های آتی کاربردی.

شاید مدعی پیدا شود مگر حال یار مهربان از این بدتر هم می‌شود که درمان پیشگیرانه داشته باشیم؟ پاسخ به این سؤال در آینده مشخص می‌شود.

علی‌رضا لبش در مطلبی طنز تحت عنوان “نمایشگاه مغلوبات” در نشریۀبی‌قانون می‌نویسد:

«سال ۱۴۹۶ خورشیدی است. دو جوان به نام‌های شمارۀ۲۲۷ و شمارۀ۵۹۴ در یک کافه روبه‌روی هم نشسته‌اند و با یکدیگر اختلاط می‌کنند. هر دو سرهایشان پایین است و با گوشی‌هایبزرگشان مشغول هستند.

شمارۀ۲۲۷: دیروز وسایل پدربزرگم رو زیرورومی‌کردم، یه چیزهای عجیبی پیدا کردم.

شمارۀ۵۹۴: توی وسایل این قدیمیا، چیزای عتیقه زیاد پیدا میشه. چی پیدا کردی؟

شمارۀ۲۲۷: اسمش مِتاب بود یا بِتاب. دقیقاً یادم نیست. یه چیزی کاغذی بود که روش کلی نوشته داشت.

شمارۀ۵۹۴: دوباره می‌خوای داستان ترسناک تعریف کنی؟

شمارۀ۲۲۷: نه خودم امروز از نزدیک دیدمش.

شمارۀ۵۹۴: بچه که بودم هر وقت خوابم نمی‌برد، بابام می‌گفت: می‌خوابی یا بیام برات شاتاب بخونم. اون وقت از ترس خوابم می‌برد.

شمارۀ۲۲۷: نه بابا. اینکه من پیدا کردم واقعیه. تازه از قدیمیا شنیدم مردم اون قدیما ۵۰۰ یا شاید هزار صفحه از اون رو توی چند هفته می‌خوندن.

شمارۀ۵۹۴: مردم چه‌قدر قبلاً بیکار بودن. چه تفریحاتی داشت. 

شمارۀ۲۲۷: ما خیلی خوشبختیم که اون زمان به دنیا نیومدیم.

شمارۀ۵۹۴: بابابزرگم تعریف می‌کرد تو بعضی خونه‌ها، یه اتاق داشتن پر از همین ستاپ‌ها. 

شمارۀ۲۲۷: نه بابا. یه اتاق! چه‌قدر حوصله داشتن. همه‌اش رو هم می‌خوندن؟

شمارۀ ۵۹۴: مثل اینکه.

شمارۀ۲۲۷: بابابزرگ من می‌گفت اون وقت هر کی شتاب می‌خوند، خیلی باسواد بود و همه بهش احترام میذاشتن.

شمارۀ۵۹۴: چه‌قدر انگیزه داشتن. اگه یه تکست بیشتر از دو خط باشه، نمی‌تونم توی اینترنت بخونم.

و... .»

به هر حال همان‌طور که گفتم؛ آینده، رفتار مردم با یار مهربان و به یاد آوردن نامش را مشخص می‌کند.یکی از درمان‌های بهبودی حالِ یار مهربان، ترویج کتاب‌خوانی در بین تمام اقشار جامعه است. 

برای ترویج کتاب‌خوانی چند سالی است طرح پایتخت کتاب در کشور انجام می‌شودو شهرهای شرکت‌کننده در این طرح، ایده‌ها و طرح‌های خود را برای ترویج کتاب‌خوانی در بین شهروندان،به‌صورت مستند ارائه می‌دهندو شهری که بهترین برنامه‌ها را برای ترویج کتاب‌خوانی داشته باشد به‌عنوان پایتخت کتاب برگزیده می‌شود. سال قبل بوشهر عنوان پایتخت کتاب ایران را بین ۱۰۳ شهر شرکت‌کننده در طرح به خود اختصاص داد و اوز پس از بوشهر به‌عنوان شهر اول خلاق در زمینه ترویج کتابخوانی برگزیده شد.

امسال هم اوز خواستار به دست آوردن عنوان پایتختی کتاب ایران است؛و الحق والانصاف در اوز کارهای خوبی برای ترویج کتاب و کتاب‌خوانی در بین تمام اقشار جامعه انجام شده است و شایستگی برگزیده شدن به‌عنوان پایتختی کتاب را دارد.برای دست‌یابی به‌عنوان پایتختی کتاب، شامگاه دهم آبان همایشی برای ارائۀ ایده در سالن الزهرا اوز برگزار شد.برای من که شبانه ۳۰۰ کیلومتر مسیر پیموده بودم تا در این همایش شرکت کنم،وقتی وارد سالن شدم و تعداد شرکت‌کنندگان و صندلی‌های خالی سالن را دیدم، کمی باورناپذیر بود.

می‌توانم بگویم جز فرهیختگان شهر، حضور دیگر افراد کم‌رنگ که چه عرض کنم، بی‌رنگ بود. دوستی، پشت تریبون با اشاره به تعداد کم حاضرین جلسه گفت: ” کمیت مهم نیست. مهم کیفیت است”؛و من در دل گفتم آری! حتماً یک شمع به‌قدر بضاعت خود روشن می‌کند تاریکی را.

به هر حال ایده‌هایی برای ترویج کتاب‌خوانی مطرح شدکه تعدادی از این ایده‌هاتقریباًغیرکاربردی بود. مثل مطالعه در تاکسی. اگر مسافت‌های کوتاه شهر اوز را در نظر نگیریم،حتماً در کودکی آموخته‌ایم که مطالعه در ماشین و اتوبوس به چشم صدمه می‌زند. حداقل من که به‌شخصه این اخطار صدمه به چشم را در تلویزیون زمان کودکی در برنامه‌های کودک به یاد می‌آورم.یا خلاصه‌نویسی و خلاصه گویی کتاب بود که این کار هم به اصل کتاب خدشه وارد می‌کند. چون گاهی تمام کتاب مطالعه می‌شود لیکن یک جملۀ مهم یا سرنوشت‌ساز یا کاربردی در کتاب وجود دارد که در خلاصه‌نویسی ممکن است آن جمله جا بماند.شنیده‌اید که می‌گویند: ” هر کسی از ظن خود شد یار من!”. گاهی ممکن است یک خلاصه‌کننده یا خلاصه‌گو از دید خود و بنا به سلیقۀ خود کتاب را خلاصه کند و همان‌طور که گفته شد به ماهیت کتاب خدشه وارد کند. 

افراد حاضر در جلسه دلِ پری از فضای مجازی داشتند. هرچند من در سطور قبل نوشتم،به باور عده‌ای، فضای مجازی درب دکان کتاب و کتاب‌خوانی را تخته کرده است،اما در واقعیت می‌توانداین‌گونه نباشد؛ چراکه خود ماهیت تکنولوژی بد نیست، مهم طریقۀ استفاده از تکنولوژی است.خود من بسیاری از نشریات را روزانه از شبکۀ مجازی مطالعه می‌کنم و نسخه‌های پی‌دی‌اف و مجازی بسیاری ازکتاب‌هارا که پولم به خریدشان نمی‌رسد، از طریق فضای مجازیمی‌خوانم. هرچند حس و حال مطالعۀ کتاب‌های کاغذی چیز دیگری است و هیچ‌چیز جای یک لیوان نسکافه و یک کتاب کاغذی آن هم از نوع داستان یا تاریخی را برای آرامش نمی‌گیرد.

 به هر حال گاهی انسان مجبور می‌شود بنا به مقتضیات روزگار، پا بر روی نوستالژی‌هایش بگذاردو مثلاً کتاب را از فضای مجازی مطالعه کند، و این مثل آلبوم عکس می‌ماند. مادر و پدرم چندین آلبوم از جوانی و خاطراتشان دارند.بی‌اغراق همۀبزرگ‌ترهاآلبوم‌های عکس دارند. ولی خودم و هم‌سن‌وسال‌هایم دیگر آلبوم عکس نداریم. تمام عکس‌هایماندرگوشی‌های موبایل و لپ‌تاپ‌هاست. اگر خیلی حوصله به خرج بدهیم، آن را روی فلش و سی‌دی می‌ریزیم.

خودِ ماهیت خوانش از فضای مجازی، بد نیست؛ آنچه بد است،عادت‌های بدی است که فضای مجازی بین جوانان القا کرده است و آن عادت بد، احساس خستگی بیش از یک یا دو خط مطالعه است. آنچه در ترویج کتاب‌خوانی مهم است. نهادینه کردن کتاب‌خوانی به‌وسیلۀ پدر و مادر در کودک است.

همان‌طور که پدر و مادر به کودکش می‌آموزد که مسواک زدن برای سلامتی دندان‌هایش مهم و حیاتی است و هر شب باید مسواک بزند و هر شب نیز به کودکشان یادآورمی‌شوند”مسواک یادت نرود”، یا به کودک می‌آموزند که ورزش برای سلامتی جسم مفید است، باید به او بیاموزند که کتاب هم برای سلامتی روح ضروری است.پدر و مادری که خود کتاب می‌خوانند و در سبد خریدهایشان کتاب دیده می‌شود و برای کتاب هزینه می‌کنند. بدون تردید این رفتارشان در کودک تأثیرگذار خواهد بود.

نکتۀ دیگری که در همایش “ایده برای پایتختی کتاب اوز”توجهم را جلب کرد، حضور افرادی بود که می‌خواستندحتماً در کارگروه پایتختی کتاب فعالیت داشته باشند، و این جای خرسندی بود. ولی وقتی به یاد آوردم آقای ابراهیم احمدی احمدی دبیر کارگروه پایتخت کتاب اوز در سال قبل، چگونه پس از پیشنهاد نامزدی اوز، عده‌ای را دور هم جمع کرد تا بر اساس یک کار گروهی برای این اقدام فرهنگی تلاش کنند، به یاد این داستان بهلول افتادم:

«آورده‌اند که روزی زبیده زوجۀهارون‌الرشید، در راه، بهلول را دید که با کودکان سرگرم بازی بود و با انگشت بر زمین خط می‌کشید. پرسید: چه می‌کنی؟گفت: خانه می‌سازم.پرسید: این خانه را می‌فروشی؟گفت: آری.پرسید: قیمت آن چه‌قدر است؟بهلول مبلغی ذکر کرد.زبیده فرمان داد آن مبلغ را به بهلول بدهند و خود دور شد. بهلول زر بگرفت و بر فقیران قسمت کرد.شب هارون‌الرشید در خواب بهشت را دید.به خانه‌ایرسیدوچون خواست داخ شود، او را مانع شدندو گفتند “این خانه از زبیده زوجۀ توست”.دیگر روز هارون ماجرا را از زبیده پرسید.زبیده قصۀ بهلول را بازگفت.هارون نزد بهلول رفت و او را دید که با اطفال بازی می‌کند و خانه می‌سازد.گفت: این خانه را می‌فروشی؟بهلول گفت: آری.هارون پرسید: بهایش چه مقدار است؟بهلول چندان مال نام برد که در جهان نبود.هارون گفت: به زبیده به اندک چیزی فروخته‌ای.بهلول خندید و گفت: زبیده ندیده خریده و تو دیده می‌خری. میان این دو فرق بسیار است.»

آری، آنان که سال قبل در کارگروه بودند، ندیده خریده بودند. بسیارند آنان که امسال؛ دیده، طالب عضویت شده‌اند.

گاهی می‌اندیشم اگرخدای‌ناکرده سال قبل عنوان اولین شهر خلاق کتاب به اوز تعلق نمی‌گرفت، آیا متقاضی جدیدی برای عضویت در کارگروه یافت می‌شد یا خیر؟ 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

2 Responses to “به بهانه روز کتاب‌خوانی و کتابدار/ نامهربانی با یار مهربان”

  1. ناشناس گفت:

    درون متن : دوسطر بالاي عكس چهارم
    برای من که شبانه ۳۰۰ کیلومتر مسیر پیموده بودم – ۳۰۰ كيلومتر به نظر اشتباه باشه.

  2. همشهري گفت:

    دست شما درد نكنه به جز قسمت نمايشگاه مغلوبات مابقي مطالب خوب بود.البته شايد كتابخواني به نوعي كم رنگ شده باشد اما معتقدم در مجموع ميزان ساعت مطالعه در فضاي مجازي بيشتر شده است و دليل آن آگاهي بيشتر مردم بخاطر وجود انواع و اقسام وسايل ارتباط جمعي از جمله اينترنت و گوشي هاي هوشمندد و ماهواره و كامپيوتر. در گذشته شايد اگر از يك فرد دانش آموز دبيرستاني و يا ديپلمه ميخواستي مطالبي بر زبان بياورد خيلي برايش مشكل بود و در جمع براي حضار شايد دچار لكنت زبان و رنگ پريدگي ميشد و حتي در نوشتن چند جمله و متن براي يك موضوع يا انشاء دچار عذابي عليم ميشد ولي در حال حاضر همين نوشتن ها و چت كردن هاي دانش آموزي كمك ميكند كه به نوعي نوشتن را بياموزد و نظر دهد و به نوعي در درونش خلاقيت ايجاد شود. دنياي كنوني داراي امكانات بسياري است كه راحت نوشتن و خواندن و ارائه دادن را به افراد آموخته است.و در همه شرايط در كوه و دشت و بيابان و آسمان و زمين ميتوان مطالعه نمود و حتما نبايد كتاب دردسترس باشد همانگونه كه خيلي ها براي پي بردن به داستان و قصه و مطالب فني و آموزشي بصورت صوتي به آنها دسترسي پيدا ميكنند و نيازشان را تامين ميشود حتي درزمان راه رفتن در كوچه و خيابان و منزل و كاركردن در فعاليتهاي روزانه . بسياري از تشريات معتبر بين المللي بخاطر گسترش فضاي مجازي از انتشار بازمانده اند و چاپ نميشوند.لذا نبايد نگران آينده بود. در گذشته دسترسي فقط به كتاب و مطالب نوشتاري بود اما اكنون بخاطر مواجه شدن با دنياي از اطلاعات مختلف، مانند گذشته نيست كه فردي يك كتاب را براي يك ماه يا كمتر يا بيشتردرگيرش باشد تا مطالعه نمايد ودر شرايط كنوني اگر كسي بخواهد چنين باشد از بسياري موضوعات و كسب ساير اطلاعات باز ميماند.بنابراين شرايط اقتضا ميكند كه بسمت مطالعه مطالب كوتاه و مختصر برود.

نظر سنجی
Sorry, there are no polls available at the moment.
آخرین نظرات
  • با تشکر از آقای راستگو و شورای پنجم جهت انجام و پیگیری امورات اوز...
    شهر اوز در مطلب: پیگیری مطالبات بخش اوز، توسط راستگو عضو شورای شهرستان و استان
  • امیدوارم با زحماتی که کلیه افراد بخصوص اعضای کارگروه دبیرخانه، کتابخانه داران, کتابفروشان کلیه موسساتی علمی و فرهنگی، کتابخوانان و جوانان برای انتخاب شدن اوز بعنوان شهر پ...
    همشهری دلسوز در مطلب: سید آبادی در دانشگاه پیام نور : اوز در کتابخوانی از استثناهاست
  • خدا قوت...
    راضیه رهبان در مطلب: انجمن خیریه اوز کمک های مردمی را به منطقه زلزله زده ارسال کرد
  • اقای راستگو. باید پیگیر. دایر کردن. ادارات مورد نیاز مردم اوز باشند تا مردم مجبور نشوند برای کارهای اداری وثبتی. وقضایی خود. به. لار وگراش بروند. ادارات. ثبت اسناد. دادگا...
    کارمند. اوزی در مطلب: پیگیری مطالبات بخش اوز، توسط راستگو عضو شورای شهرستان و استان
  • از شورای شهر. انتظار داریم که که در یک جلسه همراه هییت امنای بیمارستان ودکتر صباغی روند استقرار. شبکه بهداشت ودرمان مستقل ذر اوز را مطرح وپی گیری نمایند. اخیرا از طرف. لا...
    همشهری. از شیراز در مطلب: پیگیری مطالبات بخش اوز، توسط راستگو عضو شورای شهرستان و استان
  • کاش دیدگاههامون رو وسیعتر میکردیم ومیدیدیم همه اعضای شورای شهروبخصوص خانم صالحی با تلاش زیاد درصدد هستند مشکلات کمتر بشه و بنظر میادمهندس رحمان زاده سخنگوی محترم شورای شه...
    علی .شهروند اوزی در مطلب: پیگیری مطالبات بخش اوز، توسط راستگو عضو شورای شهرستان و استان
  • سلام شهروند این اقدام زمان شورای چهارم بوده نه پنجم چشم بینا داشته باش...
    محمد در مطلب: آسفالت کوچه ۵ مسجد مصلی با همکاری اهالی وشهرداری اوز
  • سلام و خسته نباشید خدمت اعضای شورا خصوصا خانم صالحی که در کمک رسانی به مردم شریف کرمانشاه پا بپای همشهریان اوز تلاش و کوشش مینمایند....
    شهروند در مطلب: اطلاع رسانی سخنگوی شورای شهر اوز از کمک به زلزله زدگان در نمازجمعه
  • خسته نباشی دلاور. کاش در جلسه ارتقای اوز را پیگیری می کردین .موقعیت خوبی بوده.استاد راستگو برای بودجه عمرانی هم پیگیر باشندتا شهر آباد بشه و بدهکاری های شهرداری هم داده ب...
    سنا شهروند اوز در مطلب: پیگیری مطالبات بخش اوز، توسط راستگو عضو شورای شهرستان و استان
  • با درود خدمت تمام همشهریان عزیز و تشکر از جناب راستگو که دلسوزانه در مسیر پیشرفت شهر قدم ها رامحکم برداشته و انشالله بتوانند با پشتکاری که در ایشان سراغ داریم به اهداف وا...
    ساسان پیرزاد در مطلب: پیگیری مطالبات بخش اوز، توسط راستگو عضو شورای شهرستان و استان