دوشنبه ۰۴ تیر ۱۳۹۷
 |  ۱۹/ اسفند/ ۱۳۹۶ - ۲:۲۳
  |   نظرات: 4 نظر
556 بازدید

انسان و حیات وی/ نگاهی به مسألة تخریب برکه ملامحمد و چند خانه قدیمی در اوز

 آرش کرامتی*: اگر در مورد انسان بیاندیشیم، متوجه می شویم که حیات وی از جنبه ای اساسی با حیات جانوران فرق دارد، به گونه ای که می توانیم انسان را با توجه به نقشی که آفریده هایش در تعبیر وی از جهان ایفا می کنند، شناسایی کنیم. در جهانِ تحت سیطرة قوانین زیستی، جانورانی هستند که آشیانه ها، لانه ها و حتی در مواردی، آثار تزئینی برای جلب توجه جفت می سازند، اما چه ویژگی ای در حیاتانسانی هست که موجب تمایز آن از حیات زیستی می شود؟

حیات انسانی در واکنش نسبت به پدیده های محیطی پیرامونش، علاوه بر امکانات زیستی، از دنیایی از سمبلها بهره می برد که بر آن امکانات زیستی غلبه دارند و پاسخهای انسانی را در برابر پدیده های محیطی شکل می دهند؛ و به این سبب حیات انسانی از حیات زیستیِ جانوری متفاوت می شود. i زبان، اسطوره، هنر و دین به عنوان عناصر سازندة عالم سمبولیک انسان مطرح می شوند که شکل دهندة تجربه های انسانی هستند و انسان با پیشرفت در زمینة فکر و تجربة خود، این عالم سمبولیک را پیچیده تر می سازد. ii فراتر رفتن از حیات زیستی، به تکمیل نفس انسان منجر شده است که معنای آن در فعالیت سمبولیک انسان برای ایجاد رابطه با محیط پیرامونش قابل جستجو است؛ و این رابطه، نه با خود اشیاء بلکه با خود انسان و به واسطة همان سمبولها برقرار می شودiii

  

 به این ترتیب، آفریده های انسانی تنظیم کنندة انطباق انسان با محیط پیرامونش هستند و همانگونه که اشاره شد، این آفریده ها شامل زبان، اسطوره، دین و هنر می شوند که می توانیم تجلی مادی برخی از آنها رامانند تجلیات مادی هنر، یعنی آثار هنری راپیرامون خود ببینیم. در واقع، با دیدن اثری هنری، با جهانی وسیعتر از یک شیء مادی روبرو می شویم، جهانی که پاسخ آفرینندگان آن اثر هنری را به پدیده های محیط زندگی پیرامونشان به همراه دارد. به این ترتیب، شناختن آن اثر هنری به شناختن یک واقعیت مادی محدود نمی شود، بلکه باید بگوییم آن را هنگامی شناخته ایم که با شریک شدن در تجربه های مردمی که آن اثر هنری را پدید آورده اند، نقش سمبولیک آن را در نگاهشان به محیط پیرامونشان درک کرده باشیم. حال، اگر چنین شناختی از آن اثر به دست آوریم، ویژگی تجربة انسانی پیچیده « سمبولیک آن را در دنیای خودمان وارد کرده ایم و به عبارتی، با این پیشرفت در زمینة فکر و تجربة بشری، بهتر و استوارتری iv دست یافته ایم. اکنون دیگر نمی توانیم بگوییم که یک اثر هنری، تنها یک شیء مادی است که می توانیم آن را به سادگی با یک شیء مادی دیگر تعویض کنیم. برای نمونه، وقتی در یک فرهنگ v ، سفالگر کاسه ای را با علائمی مقدس نقاشی می کند،

برای مردمی که متعلق به آن فرهنگ هستند، آن کاسه به هیچ روی قابل جایگزینی با هر کاسة دیگری نیست و دارای ارزش‌های فرهنگی مهمی است که با تجربه های آن مردم از جهان پیرامونشان پیوند خورده است. این آفریدة فرهنگی می تواند نسل به نسل در آن فرهنگ مردم آن فرهنگ عجین باشد. در حالی که بدون وجود چنین دست« حیات » منتقل شود و هویت مقدس خود را نگه دارد و در واقع، با ساخته هایی، آن مردم، به سبب تجربه های انسانی فقیرتر و متزلزل تر، در پاسخ دادن به پدیده های محیطی پیرامونشان دچار ضعف شده، در انطباق با محیط دچار فقرِ عمل می شوند. vi

 

 مسألة تخریب آثار قدیمی و چند صد سالة اوز را از همین منظر می توان با تأمل خاصی نگریست. از چند دهه پیش به این طرف، اوز شاهد تخریب بسیاری از آثار کهن خود به دست گروهی از مردمش بوده است که هر بار برای تخریب اثری، بهانه ای آورده اند. از تخریب بازار و قلعة اوز و برخی حمام ها تا تخریب بادگیر ها و خانه های کهن و مسجدها و اکنون، تخریب برکة ملا محمد. شاید کسانی که چند دهه پیش به تخریب قلعه و بازار اوز دست زدند، تصور نمی کردند که برخی از کودکان آن روزگار در بزرگسالیشان به اقدام های مشابه دست خواهند زد و دامنة خالی شدن اوز از آثار فرهنگی و کهن آن، روز به روز گسترده تر خواهد شد و حتی جنبة خیرخواهانه پیدا خواهد کرد.

ولی کسانی که در چند دهه پیش فرآیند تخریب را در اوز آغاز کردند، خواسته یا ناخواسته دروازة فقیرتر دامنه« حیات» مردم اوز را گشودند و کودکان آن روزگار، در جریان رشد خود، هرچه بیشتر در محیط فرهنگی متزلزل تری « حیات » شدن دامنة فرو رفتند. آن کودکان در پیرامون خودشان، تخریب برای منفعت مادی را بیشتر از سازندگی برای اعتلای حیات فرهنگی می دیدند و گمگشته در میان هیاهوی منفعت مادی، برخی از آن کودکان دیروز، اکنون دست به تخریبهای گسترده تری می زنند. یک خانة قدیمی،مانند خانة ملا احمد کرامتی یا خانة حاج هاشم حسین نیا، تنها یک خانه نبود، بلکه با معماری خاص خودش و جایگاهش در بافت شهری، عنصری هویت بخش vii برای کودکان اوزی امروز و فردا می توانست باشد، عنصری که حیات آنها را هرچه بیشتر با تجربه های غنی انسانی آمیخته می کرد. به همین ترتیب، آب انبار ملامحمد در اصل یک شیء مادی نبود که به راحتی بتوان آن را با شیء مادی دیگری تعویض کرد، بلکه یک عنصر فرهنگی در فضای شهری اوز بود که معنای حیات را برای اهالی آن فرهنگ، هرچه بیشتر با تجربه های استوارتر همراه می کرد.

شاید بهتر باشد به اشیاء، بناها و آثار هنری پیرامونمان دقت بیشتری کنیم و توجه نماییم که انسان و اشیاء پیرامونش در پیوند سمبولیک با هم به سر می برند. همانگونه که اشاره شد، آثار فرهنگی، اشیایی جدا از مردم یک فرهنگ نیستند که بتوان آنها را به راحتی با اشیایی جدید و تازه جایگزین کرد. هر اثر فرهنگی، جزئی از حیات هر انسانی است که با آن اثر زندگی کرده است و تخریب آن که به فقیرتر شدن و متزلزل تر شدن تجربه های آن انسان برای پاسخ به محیط زندگیش و انطباق با آن منجر می شود، می تواند کیفیت حیات انسانی وی را به خطر اندازد.

*کارشناس ارشد فلسفه- منطق از دانشگاه علامه طباطبایی 

پی نوشت:
i
نگاه کنید به کتاب «رساله ای در باب انسان: درآمدی بر فلسفة فرهنگ » نوشتة ارنست کاسیرر، ترجمة بزرگ نادرزاد. ناشر: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. تهران. چاپ سوم، پاییز ۱۳۸۰،ص ۵۱-۴۹

ii . همان، ص ۵۱
iii- همان، صص ۵۲-۵۱

iv . همان، ص ۵۲
v در این جا فرهنگ را معادل «حیات انسانی» در نظر گرفته ام که در بالا شرح داده شد. به تعبیر کاسیرر « صورت های حیات فرهنگی انسان صورت های سمبولیک هستند»
viهمان، ص ۵۱

vii . همان، ص ۵۲

 

 

 

 

 

 

 

 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

4 Responses to “انسان و حیات وی/ نگاهی به مسألة تخریب برکه ملامحمد و چند خانه قدیمی در اوز”

  1. شهروند اوزي گفت:

    احسنت
    تا كي بايد شاهد تخريب اثار گذشتگانمان باشيم ؟

  2. شهروند گفت:

    به نظر من به جای تخریب باید مرمت میکردند

  3. دانشجو اوزی گفت:

    متاسفانه برخی فکر می کنند با امکانات مالی که دارند می توانند بر همه چیز سلطه داشته باشند؛ ولی “اندیشیدن” و “آگاهانه عمل کردن” را نمی توان با پول* بدست آورد!
    این “اندیشه حسابگرانه” باعث رکود فرهنگی ما شده.
    از دیدن تخریب بناهای ذکر شده واقعا متاثر شدم!

  4. ميم گفت:

    بايد انديشيد چرا در شهرى كه مدعى فرهنگ دوستى هستند و در آن موزه و خانه فرهنگ مى سازند و به پايتخت كتاب بودنش فخر مى كنند، نمى توانند جلوى تخريب ميراث فرهنگى آن را بگيرند؟

نظر سنجی
Sorry, there are no polls available at the moment.
آخرین نظرات
  • با سلام خدمت. دوست عزیز گراشی. لطفا. شما به عنوان همسایه یه چیزی بگویید ما اوزیها که هر چقدر میگوییم که چرا همه فعالیتها به طرف کارهای فرهنگی است گوش. شنوایی وجود. ندارد....
    اوزی خطاب به. گراشی در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • چند جلد كتاب اهدا شده است ؟ بهتر بود يك سري از اين كتابها هم به كتابخانه اصلي شهر هم اهدا ميشد.تا بيشتر مورد استفاده افراد قرار گيرد . در اين مورد لازم است اداره فرهنگ و...
    همشهري دلسوز در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • خدمت برادر گراشی عزیز علت مهاجرت ما اوزی ها عدم تخصیص مناسب بودجه با توجه به جمعیت نسبت به شهرهای مجاور گراش و خنج . عدم اشتغالزایی به علت عدم تخصیص بودجه . عدم وجود ادار...
    شهروند در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • از عناوین پشت جلد کتابها مشاهده میشود که کتابهای خوبی به کتابخانه موزه اهدا شده است دستشان درد نکند.ا ز عناوین برخی کتابها چنین برمیآید که بعضی از آنها از کتابهای نفیس می...
    همشهری دلسوز در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • با سلام. هشت سال و اندی از شهرستان شدن گراش می گذرد در طول این سال ها از جمعیت اوز کاسته شده ولی جمعیت گراش افزایش یافته هست.علت مهاجرت اوزی ها چیست و عدم مشارکت انان چیس...
    گراشی در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • بازهم. اوز. بازهم کتاب. وکتابخانه وبازهم. موزه. و فعالیتهای فرهنگی. تکراری. و....... اما دریغ از سایر فعالیتهای اجتماعی. واقتصادی که در دیگر. شهرهای. مجاور ما. در جریان....
    کارمند دلسوز در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • از فعالین عرصه فرهنگی تشکر میکنیم پیشنهاد. دارم بک همت. جمعی برای کارهای. عمرانی. وتوسعه وپیشرفت در ذمینه های دیگر اجتماعی. واقتصادی. در اوز. ایجاد. شود تا توجه. سرمایه گ...
    مهندس عمران ساکن در اوز در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • بسیار خوب. وقابل ستایش است. فعالیتهای همشهریان. عزیز. اما. شورای شهر. باید. برای. اسقرار. دادگاه. ثبت اسناد. وشبکه بهداشت. ودرمان. برنامه. داشته. باشد. وباید. از طریق. سخ...
    شهروند اوزی در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • تعدادی از کتابها بعنوان کتاب مرجع میباشند که باد در حفظ و نگهداری انها دقت شود و قابل امانت دادن نیستند و فقط در محیط کتابخانه قابل استفاده خوانندگان و علاقمندان میباشد...
    همشهری دلسوز در مطلب: اهداي ٥ ميليون تومان کتاب تخصصی به كتابخانه موزه مردم شناسي اوز ( زنده ياد فهيمه ملايي )
  • کیفیت تحصیلی دانشگاه آزاد الان از مقطع ابتدایی دهه شصت که ما تحصیل می کردیم پایین تر است....
    همشهری در مطلب: برگزاری امتحانات نیمسال دوم در دانشگاه پیام نور اوز